ضد و نقیضگوییهای تندروها علیه ظریف
به قلم: رضا رئیسی
به گزارش خبرگزاری برنا، آرمان نوشت:
چه کسی کف میزند؟!
دکتر حسن روحانی در سخنان روز جمعه خود در جمع ورزشکاران، گفته بود: «اگر ورزشکار ایرانی پیروزی بهدست نیاورد، حریفان کف بزنند و کسی با آنها همصدا شود، آیا این موضوع نزد ایرانیان قابل قبول است؟ هیچکس نمیپذیرد تحت پوشش انتقاد برای حریف کف بزنند.» این سخن کنایهآمیز دکتر روحانی خطاب به منتقدان مذاکرات هستهای است که همصدا و همنوا با تندروهای بیرونی علیه روند مذاکرات هستهای به پروپاگاندای سیاسی دست میبرند.
سرمقالهنویس روزنامه خاص با بولدکردن این بخش از سخنان روحانی با صراحت و صلابت تاکید و تصریح میکند که حتی یک نمونه هم نمیتوان یافت که منتقدان داخلی مذاکرهکنندگان برای رقبای ایران کف زده و به تشویق آنها پرداخته باشند. اگر ظاهر گفتار و کلام منتقدان داخلی را مرور کنیم شاید حرف وی مصداق داشته باشد اما نکته واضح و مبرهن آن است که فحوای گفتارها و ذات و بطن اشارات و انتقادات، همسویی و تطابقی تمام عیار دارد. حتما نیاز نیست برای مساعدت با رقیب به تشویق آنان پرداخت بلکه تخریب حریف آن هم در کارزاری حساس همان نتیجه و دستاورد را رقم خواهد زد. وقتی با تیترهای مغرضانه و هدفمند، وزیرخارجه کارش به بیمارستان کشیده میشود، وقتی اتهامزنیها مبنی بر عدول از خطوط قرمز و نادیده گرفتن حقوق هستهای رواج مییابد و هیچ مدرک مستندی در این رابطه ارائه نمیشود، وقتی مذاکرهکنندگان به سازشکاری متهم شده و از هیچ اقدامی فروگذاری نمیشود، آیا این به معنای خدشه و آسیب به مذاکرهکنندگان خودی و ترغیب و تشویق طرف مقابل نیست؟
کف زدنهایی که صدای آن نه در داخل که در خارج از مرزها به گوش همگان رسیده و طنین ملموسی دارد. چگونه میشود که دشمنان نام و نشاندار جمهوری اسلامی ایران با نگرانی زایدالوصف و اهتمام دوچندان از احتمال توافق هستهای غرب و ایران یاد میکنند و بدان میتازند اما در داخل بهجای تشویق مذاکرهکنندگان که چنین پیروزیهای درخشانی را رقم زده و رعشه بر جان دشمنان انداختهاند، لحظه و لمحهای فرصت تنفس هم داده نشده و با بهانه و بیبهانه حاشیهسازی رسانهای علیه مذاکرهکنندگان به راه میافتد، آیا تمام این فعل و انفعالات نشان از کفزدنهای نامناسب و تشویقهای ناپخته برای رقیب نیست؟ میشود در کلام و ادبیات تندترین حملات را متوجه دشمنان بیرونی کرد اما باید دید عملکردها و گفتارها درنهایت کدامین سو و جهت را داشته و در راستای منافع چه طیف و جریانی قرار میگیرد.
حمله به مذاکرهکنندگان مطابق همیشه
در حالیکه سرمقالهنویس روزنامه خاص در ابتدای مطلب خود تاکید دارد که منتقدان برای رقیب کف نمیزنند در ادامه مطلب خود با هجمه به دیپلماتها و رئیسجمهوری بهعنوان عناصر درگیر در مذاکرات، عملکرد آنان را شامل بر «نرمش بیجای منجر به امتیازدهی» میخواند. آیا درحالیکه مذاکرهکنندگان در کارزاری سخت و طاقتفرسا و فشرده با رقیب خارجی دارند اینگونه تخریبهای جبهه خودی به معنای تشویق طرف مقابل نیست؟
از طرف دیگر رهبر معظم انقلاب اصول کلی مذاکرات را ترسیم و راهبرد نرمش قهرمانانه را تبیین کردهاند و بارها به حمایت تمامعیار از فرزندان انقلاب پرداخته و تاکید کردهاند که کسی نباید مذاکرهکنندگان را سازشکار بخواند. حال درحالی که به اذعان همگان ازجمله طرفهای خارجی مذاکرهکنندگان ایرانی با قاطعیت در برابر زیاده خواهیها ایستاده و از خطوط قرمز خود عدول نکردهاند چرا باید مذاکرهکنندگانبه نرمش بیجا یا همان سازشکاری متهم شوند و بر اساس کدام ادله و مستند اینگونه اتهامزنی میشود.
مذاکرهکنندگان دولت روحانی برای اولینبار نه در شعار که در عمل به گزاره انرژی هستهای حق مسلم ماست معنی بخشیده و طرف مقابل را وادار کردند که امضای خود را پای توافقی بگذارد که در آن حق غنیسازی ایران به رسمیت شناخته شده بود و از طرف دیگر ساختار تحریمهای ظالمانه نیز دچار گسست شده و طرف غربی هم اذعان دارد که ایران در صورت لغو کامل تحریمها پای توافقنامه نهایی را امضا میکند. ایران طبق توافق ژنو کار تحقیقاتی و علمی خود را نه متوقف که تضمین نیز کرده و تنها در ذخایر اورانیوم که درحال حاضر نیز نیاز آنی و فوری ندارد، در راستای اعتمادسازی کاهش داده است و بدینسان هیچ امتیازدهی نامتعارف و زیانباری رخ نداده که روندی معکوس هم داشته است مگر آنکه منتقدان از اساس نفس مذاکره و بده و بستان و امتیازدهی و امتیازگیری را محل اعتبار نداند و با آن موافق باشند.
در نهایت...
در ادامه مطالب مطروحه نیز با ایرادگیری مجدد به پیادهروی ظریف و کری و برخی حواشی دیگر نویسنده انتقادات را متوجه رئیسجمهوری و دیپلماتهای مذاکرهکننده کرده و آنان را به مثابه مربیان و بازیکنان غیرحرفهای خوانده که انتقاد به آنان وارد است و نباید گلایه کنند.
حال باید پرسید که اگر ظریف با کوله باری از تجربه و عملکردهایی که روند پرونده 12 ساله هستهای را بهطور کل دگرگون و دایره تهدیدات و تحدیدات را از ایران دور کرد، حرفهای نیست و شیخ دیپلمات نیز از این وادی با همه تحولات ایجاد شده چیزی نمیداند، پس چه کسانی در حوزه دیپلماسی خبره هستند؟ آنانی که تنها زبان گزنده و برنده دارند و در مقام ایجابی چیزی برای عرضه تاکنون نداشتهاند یا پیگیری روندهایی که جز افزایش تحریمهای ظالمانه برلی کشورمان حاصل و بروندادی نداشت؟! هر چه هست مردم فارغ از این حرفها، به خوبی و با چشمان باز همه چیز را قضاوت کرده و سره را از ناسره میشناسند.
نظر شما