نگاه کارشناس

|
۱۳۹۳/۱۱/۱۴
|
۰۲:۳۱:۰۴
| کد خبر: ۲۵۹۲۷۴
نگاه کارشناس
نیاز داریم گروهی تشکیل بدهیم تا بنشینند و بدون قصد و غرض و تعصب و فکر کردن به منافع خود، آسیب شناسی کنند و حرف درست را بزنند.
عصر بعد از کی‌روش

به نظر من به این راحتی نمی توان در رابطه با آسیب شناسی حذف تیم ملی از رقابتهای جام ملتهای آسیا سخن گفت. این موضوع به چند شاخه اصلی تقسیم می شود که نیاز به جمع بندی اساسی دارد و باید خارج از محدوده تبلیغاتی و به دور از تعصب و طرفداری و یا انتقاد بیجا نسبت به یکسری عوامل به آن پرداخت. باید به صورت کاملا واقعی پیکره فوتبال خودمان ترسیم کنیم و سپس هرکسی که می تواند آسیب شناسی کند جلو بیاید و حرف های خود را بزند تا ببینیم کجای پیکره این فوتبال ایراد دارد. البته باید فوتبالمان به همین ترتیبی که هست را ترسیم کنیم، شاید خیلی از اوقات خودمان را غیرواقعی می دیدیم و به همین دلیل به نتایج اشتباه می رسیدیم، اسپانیا و برزیل و آرژانتین که هیچ، ما حتی نباید خودمان را با تیمهای آفریقایی هم قیاس کنیم. در بهترین حالت می توانیم برویم مثلا سراغ تیمهایی همچون استرالیا و ژاپن، بعد با توجه به شرایط فوتبالشان، پیشرفتشان را با مدل فوتبال خودمان مقایسه کنیم. البته جدای از حرفهای کلیشه ای که برای همه مردم دیگر تکراری شده است. در کشورمان وقتی تیمی می برد یا می بازد و از مسابقات مهمی حذف می شود متاسفانه راه اشتباهی در پیش گرفته می شود، کارگروههای بی حاصلی تشکیل می شوند که اصلا راه را برای بررسی موضع، اشتباه در پیش می گیرند، البته این موضوع همیشه سهوی نبوده است، گویا خیلی از مواقع عده ای هستند که تصور می کنند در صورت بررسی درست علل ناکامی، آنها زیر سوال می روند و منافعشان به خطر می افتد. بنابراین با اختیارشان از همان ابتدا یا مانع بررسی موضوع می شوند و یا راه اشتباهی را عمدا در پیش می گیرند تا اصلا به نتیجه صحیحی نرسند. ما نیاز داریم گروهی تشکیل بدهیم تا بنشینند و به ترتیبی که عنوان کردم بدون قصد و غرض و تعصب و فکر کردن به منافع خود، آسیب شناسی کنند و حرف درست را بزنند، اما شما ببینید تا بحال چند بار این این اتفاق افتاده است، گروهها تشکیل می شوند اما هرکسی حرف خود را می زند، در نتیجه وارد چرخه ای می شویم که نه تنها هیچ نتیجه ای در بر ندارد بلکه باعث اتلاف زمان نیز می شود. هرچند که در رابطه با مسائل اینچنینی، تصمیم نهایی با من کارشناس یا شمای خبرنگار نیست، تصمیم نهایی با آن مسوولی است که باید دلش برای این فوتبال بتپد که نمی تپد چرا که اصلا از جنس فوتبال نیست. شما ببینید زمانی که آقای ولاسکو به والیبال ما آمد، داشته های والیبال ما تمام شده بود و ایشان از نقطه صفر شروع به حرکت کرد، در نهایت والیبال ما شکوفا کرد و زمانی که احساس کرد کارش تمام شده و به آن حدی که می خواست والیبال ما را رساند، رفت و در یک انتخاب تحسین برانگیز کواچ آمد و موفقیتهای ولاسکو را کامل کرد. الان دقیقا شرایط فوتبال ما به همین گونه است، یعنی کی روش آمد، برنامه ریزی کرد، اندیشید، تدارکات دید، معماری کرد و سپس متناسب با شرایطی که ترسیم کرد رفت و یکی یکی مهره هایش را انتخاب کرد و آنها وارد تیم و تاکتیک مورد نظر خود کرد، مثلا اگر از نظر او بازیکنی که برای پشت مهاجم اصلی می خواست مثلا شجاعی بود، وی را آورد و دیگر تغییر نداد تا ترکیبش بهم نریزد، البته در این قضیه روی همه خصوصیات مورد نظر بازیکنان مورد نیاز خود فکر کرد، وی آنچه داشت و می شد را در قالب استایل طراحی کرد و شد این تیم ملی که دیدیم. الان دیگر وقتش شده یک کواچ برای فوتبال بیاوریم، یک مربی جوانتر، فعال تر و مدرن تر. 
جلال چراغپور-کارشناس فوتبال

نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر