روحانی و بازگشت به قدرت نرم انقلاب

|
۱۳۹۳/۱۱/۲۵
|
۱۲:۳۵:۳۴
| کد خبر: ۲۶۲۲۹۴
روحانی و بازگشت به قدرت نرم انقلاب
نویسنده: سیدرضا صالحی امیری

به گزارش خبرگزاری برنا، اعتماد نوشت: وقتی روحانی از وحدت و انسجام ملی در عین كثرت و تنوع افكار داخلی سخن می گفت، باران لطفی از رحمت و بركت الهی همه آن تكثرها و گوناگونی سبك ها و سلایق زیستی راهپیمایان ٢٢ بهمن را به یكسان خیس می كرد. سخنان روحانی زیر چتری از وحدت كه پشتیبانی ملت و رهبری انقلاب شكوهمند بر سر مذاكرات هسته ای افكنده، نشان از استحكام و اعتماد به نفس بالایی داشت. ٢٢ بهمن امسال همچنان كه انتظار می رفت چندان متفاوت بود كه پیوستگی مختل شده تاریخ انقلاب در سال های حاكمیت دولت قبلی را به تمامه پشت سرگذاشت و یك بار دیگر پلی زد بر فراز آن شكاف و دره عظیمی كه دولت پیشین سعی می كرد میان زمانه حاضر و آرمان های انقلاب حفر كند. نقطه اوج این اتصال و پیوند میان آرمان های امروز و آرمان های عصر انقلاب آنگاه تجلی یافت و بارز شد كه روحانی شرعیت بخشی به رای ملت توسط مرحوم امام خمینی(ره) با حق الناس دانستن همان رای ملی توسط رهبری را از یك سنخ و یك منطق دانست.
 
همچنین آنجا كه روحانی به امریكا هشدار داد ادامه تحریم موجب شكاف در اجماع غربی ها خواهد شد، به نوعی دیگر تداعی كننده پیروزی هایی بود كه رهبری امام خمینی در عرصه نبرد برای تسخیر افكار عمومی جهانی و شكست اجماع غربی در حمایت از شاه كسب كرده بود. با منطق دموكراسی و توسل به ارزش های جهانشمول بود كه امام خمینی در همان نقطه استقرار پاریس خود نبرد در عرصه تسخیر افكار عمومی جهانی را به سود ملت و به زیان شاه و حامیان غربی او تمام كرد.

    امام خمینی در نهایت هوشیاری نسبت به ویژگی های جوامع غربی می گفت هركس كه با این منطق مقابله كند با فشار افكار عمومی دنیا مواجه خواهد شد و هیچ قدرتی در دنیای امروز نمی تواند نیروی افكار عمومی جهانی را نادیده بگیرد. (امام خمینی، پاریس، ١٧ مهر ٥٧، نقل به مضمون) همین منطق بود كه مخالفت و ممانعت امریكا با روند پیروزی انقلاب اسلامی را خنثی كرد و سردمداران كاخ سفید را بدانجا كشاند كه اگر می خواستند به سود شاه مداخله مسلحانه كنند درواقع باید با افكار عمومی مردم خودشان مواجه می شدند. آیا انزوایی جهانی كه امروزه دشمن صهیونیستی به مثابه تنها مخالف مذاكره هسته ای از آن رنج می برد تداعی كننده انزوای شاه در عصر انقلاب نیست كه هر دو مورد در عرصه افكار عمومی جهانی به وقوع پیوست؟

    مفهوم تازه ای كه سخنران ٢٢ بهمن از «جبهه»، «پشت جبهه» و «خیانت پشت جبهه» ارایه كرد درواقع بیانگر شكل جدید ی از مبارزه است كه با اشكال متعارف و كلاسیك مبارزه در مفهوم عمدتا نظامی و سخت افزاری آن تفاوت كیفی دارد. این بدان معناست كه دانش مبارزه در مرحله تازه مقاومت ملی ایرانیان با آن «دانش» كه معمولادر مرحله مبارزه سخت افزاری به كار بسته می شود، تفاوت اساسی دارد. سیاست را به درستی «هنر ممكن ها» دانسته اند و موافقت اعلام شده رهبری با «توافقی كه بتواند انجام شود» در واقع سیاسی ترین سخنی است كه هنرنمایی مذاكره گران میهنی آن را در حوزه امكان و در معرض دسترسی ملت نهاده است. نقطه عطف جدید در پشتیبانی رهبری از مذاكره هسته ای معضل بی اعتمادی معقول و منطقی به امریكا را از طریق افزایش اعتماد به توان چانه زنی و نیروی مذاكراتی سیاست خارجی كشورمان حل كرده است. سیاست خارجه كشورمان این اعتماد و پشتیبانی ملی و رهبری را آسان به دست نیاورده است.

    در واقع روحانی زمین بازی دیپلماسی هسته ای را چنان عوض كرده و امریكا را به چنان عرصه تازه ای از دیپلماسی و مذاكرات كشانده كه ملت ایران از همان دوران انقلاب توانایی و مهارت خاص خود برای بازیگری و نقش آفرینی در آن حوزه را بارها آزموده. او این كار را از طریق واژگون كردن میز جنگ طلبان و تندوران امریكایی و نشاندن میز مذاكره برپایه های حكمت، عزت، صلح طلبی و كرامت ایرانیان انجام داده است. آن روز كه روحانی در سازمان ملل پرچم گزاره «صلح در دسترس است» را بر ضد «گزینه های دیگر» میز معروف اوباما به اهتزاز درآورد، فضای تازه ای از مبارزه روی ملت ایران گشوده شد كه پیروزی در آن مستلزم كاربرد دانش ها و روش های نوین است. عیار و درون مایه انتقادی مخالفان و منتقدین روحانی را هم باید با توجه به میزان آگاهی و اشراف آنان به همین دانش جدید مبارزه سنجید. همچنان كه «خدمت» یا «خیانت» جبهه ای و پشت جبهه ای هم با توجه به مرحله تازه مبارزه ملت ایران برای ویران سازی كاخ ظالمانه تحریم ها و برای احیای جایگاه شایسته جهانی آنان معنا و مفهوم اصلی خود را می یابد. قابل پرده پوشی و انكار نیست كه طی دوران جدید مبارزه ای سخت و بی امان بین ایران و امریكا بر سر تسخیر ذهن وضمیر افكار عمومی جهانی آغاز شده كه با مقوله «صلح» و «جنگ» گره خورده است. قواعد ودانش این مبارزه با آنچه در نبرد های نظامی متعارف عصر مدرن دیده می شود تفاوت بنیادی دارد. این مبارزه از جنس جنگ نیست بلكه مبارزه ای است برای غیرممكن كردن جنگ و بر سر حق حیات كریمانه شهروندان ایرانی. روحانی دریچه تازه ای روی هنر سیاست ورزی ایرانیان گشود كه آشكارگی جوهر دیپلماتیك ظریف در سطح استاندارد های جهانی دیپلماسی تنها در چنان فضایی می توانست امكان پذیر شود.

    طرفین در جریان مذاكره البته به طور مستقیم با یكدیگر سخن می گویند اما طرف سوم و قهرمان دیگری به نام افكار عمومی جهانی وجود دارد كه لحن و آهنگ سخنگویی مذاكره كننده ها را به زیر تاثیر خود گرفته و در واقع آن را تنظیم می كند. وقتی جان كری در پایان دور تازه از مذاكرات می گوید كه «امروز جهان پس ازمذاكره امن تر شده» همان مخاطبان جهانی را در نظر دارد وآنگاه كه ظریف صورت بندی خودش را در قالب گزاره «به دنبال مذاكرات، جمهوری اسلامی ایران امن تر شده است» فرموله می كند با ظرافتی قابل فهم برای افكار عمومی جهانی سخن می گوید. آن دو گزاره یكی نیستند و در واقع به نحو ظریفی حامل دو ادعای متفاوت هستند. از یكسو ادعایی امریكایی كه برنامه انرژی هسته ای ایران را مخل صلح جهانی معرفی می كند واز سوی دیگر ودر جانب مقابل مقاومتی ایرانی كه در نهایت انسجام واستحكام معنایی واستدلالی، مساله سازی امریكایی ها از انرژی صلح آمیز هسته ای را به پرسش می گیرد و رفع هاله شوم صهیونیستی از آسمان دیپلماسی هسته ای راگامی نزدیك تر به سوی امنیت پایدار كشور می داند.

    این ظرافت بیانی به همان اندازه كه خوشایند افكار عمومی داخلی، آزادیخواهان و صلح طلبان جهانی است، ذهنیت بیمارگونه و عمیقا نظامی صهیونیست ها را برمی آشوبد و ما امروز به راحتی می توانیم این تشویش و آشفتگی را در سیمای منحوس نماینده رژیم اشغالگر قدس ببینیم كه به هنگام بیان دلایل سفر به امریكا وسخنرانی در كنگره به نمایش درآمد: «امروز تنها دشمنان این ملت با میز مذاكره مخالفند یعنی صهیونیست ها كه همه تلاش خود را به كار گرفتند، اما دنیای امروز به خیانت صهیونیست ها پی برده است.» (روحانی)

    متاسفانه صهیونیست ها تنها كسانی نیستند كه ازروند پیشرفت مذاكرات هسته ای به خشم آمده و نمی توانند سوز و گداز شیطانی و جنگ طلبانه خود را پنهان كنند. در این سوی جبهه های مبارزه برای رفع تحریم ها و اثبات صلح طلبی تمدنی ملت ایران نیز كسانی وجود دارند كه بعضا از سر ناآگاهی عمیق نسبت به دانش و اقتضائات اشكال نوین مبارزه وبعضا در پس قشر نازكی از شعار های به ظاهر انقلابی در مقابل پیشرفت مذاكره ها و به بار نشستن آن مقاومت می كنند. آن كس كه منكر دستاورد مذاكره ها در جهت تحكیم مبانی امنیت ملی كشورمان است به سادگی تمام ناآشنایی خود را نسبت به پیچیدگی ها مذاكرات هسته ای و نسبت به مفهوم نوین امنیت و دانش اشكال نوین مبارزه ملی فاش می كند اما عده ای از سر لجاجت خواهان بازگشت به «روزگاران خوش تحریم ها و انزوای جهانی ایران» هستند كه محیط عملیاتی مساعدی برای نشو و نمو میكروب ارتشا، رانت خواری و فساد در مقیاس كلان و سیستماتیك پدید آورده بود. بنابراین بی سبب نیست كه می بینیم این روزها تهاجم به مشی اعتدالی و صلح طلبانه ملت ایران در عرصه های جهانی گسترش می یابد. آنها كه روزگاری از سر بی بصیرتی شریك ناآگاه صهیونیسم درتحمیل انزوای جهانی بر ایران بودند اكنون خود را حتی در میان اصولگرایان واقعی منزوی و مطرود می بینند وهمین امر دلیل واكنش های عصبی وتخریبی آنان را توضیح می دهد كه به شكل «فرار به جلو» جلوه گر شده است.

    مذاكره هراسی مشترك صیهونیست ها و متحدین ناآگاه آنان در داخل كشور در حالی شكل تخریبی علیه دستاوردهای مذاكره به خود می گیرد كه اكنون دیگر نفس مذاكره با امریكا حتی در میان اصولگرایان به عنوان یك امر ضد ارزشی و تسلیم طلبانه تلقی نمی شود و بلكه این مضمون و چگونگی مذاكره است كه با تكیه بر معیار های صلح طلبانه و منطبق بر منافع ملی در معرض سنجش قرار می گیرد. حتی در شعار ها و پلاكارد های اصولگرایانه در راهپیمایی ٢٢ بهمن نیز شعار «نه تحریم نه ذلت، مذاكره با عزت» متجلی و محسوس بود. آیا این شعارنشان از بسط و گسترش دامنه گفتمان اعتدالی روحانی به دوردست ترین و نامحتمل ترین مكان ها ندارد؟

نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر
پرونده ویژه