بررسی وظایف مجلس خبرگان

گره گشای لحظه‌های حساس نظام

|
۱۳۸۹/۱۲/۱۵
|
۱۷:۰۲:۰۰
| کد خبر: ۲۶۳۹۵
گره گشای لحظه‌های حساس نظام
مجلس خبرگان بعد از رحلت حضرت امام(ره) در مقطعی حساس با انتخاب سریع جانشین ایشان، بار دیگر لزوم وجود و اهمیت خود را نشان داد.
سرویس سیاسی برنا/

مجلس خبرگان رهبری به عنوان یکی از رکن‌های اصلی نظام مقدس جمهوری اسلامی محسوب می‌شود. این مجلس یکی از حساس‌ترین وظایف را در چارچوب نظام بر عهده دارد. انتخاب رهبری، نظارت و عزل رهبری از مهمترین وظایف این مجلس است.

مجلس خبرگان بعد از رحلت حضرت امام(ره) در مقطعی حساس با انتخاب سریع جانشین ایشان، بار دیگر لزوم وجود و اهمیت خود را نشان داد. در زیر وظایف این مجلس را بررسی می‌کنیم.

وظایف خبرگان‏
الف) انتخاب رهبر

رهبرى در زمان حضور معصوم، بر مبناى «نص الهى» تعیین می گردد و نصّ، فرد واجد شرایط ولایت را معرفى و پس از آن مردم موظف‏اند كه با وى بیعت نموده و زمینه تحقق حاكمیت او را فراهم آورند ولى در عصر غیبت كه نصّى براى تعیین رهبر وجود ندارد، با "انتخاب مردم" برگزیده مى‏شود.

«علامه طباطبایى» در این‌باره می‏نویسد: پس از رسول خدا، جمهور از مسلمین، تعیین خلیفه را به «انتخاب مسلمانان» مى‏دانستند و شیعه معتقد بود كه خلیفه از جانب خدا و پیامبر «منصوب» بوده و امامان دوازده‏گانه معیّن شده‏اند، ولى بهر حال در عصر غیبتِ امام و در زمان حاضر، تردیدى وجود ندارد كه حكومت اسلامى بر عهده «مسلمانان» بوده و آنان، خود باید بر مبناى كتاب خدا، فرمانرواى جامعه را بر اساس سیره رسول اكرم، تعیین كنند.

بر مبناى نظریه ولایت‏فقیه چون نصب فقها براى ولایت، «عام» بوده و ناظر به فرد خاصى نیست، لذا با استفاده از شیوه انتخاب مردمى، باید فردى را كه داراى صفات لازم براى رهبرى است، تعیین نمود.

پس از این انتخاب و با تعیین «ولىّ منتخب»، فقهاى دیگر، مسئولیّتى در اداره حكومت نداشته و این تكلیف، از آنان ساقط می‌شود و چون دخالت ایشان در حیطه رهبرى نظام، به تزاحم با ولىّ‏امر مى‏انجامد، نمى‏تواند مشروع باشد.

نحوه انتخاب رهبر در ایران

انتخاب رهبرى در ایران، مانند بسیارى از كشورها به صورت‏ دو مرحله‏اى است؛ مردم در مرحله اول، به خبرگان مورد اعتماد خود رأى مى‏دهند و در مرحله دوم، نمایندگان مردم، از فقهاى واجد شرایط، بهترین آنان را براى رهبرى انتخاب مى‏نمایند. بسیارى از صاحب نظران، انتخابات دو مرحله‏اى را براى تعیین رهبر، مناسب‏تر مى‏دانند، زیرا معتقدند علاوه بر این‏كه نمایندگان مردم، در فضایى به دور از هیجانات و تبلیغات، به بررسى و تصمیم‏گیرى مى‏پردازند، تجربه نیز نشان داده كه وقتى فردى با رأى مستقیمِ اكثریت مردم به ریاست مى‏رسد، بیشتر در معرض سوء استفاده از قدرت قرار دارد و كشور را به سوى دیكتاتورى پیش مى‏برد.

این شیوه، معقول‏ترین راه براى تعیین رهبر است، زیرا در بسیارى از نظام‏هاى مبتنى بر انتخابات، براى دست‏یابى به بالاترین مقام اجرایى كشور، اگر داوطلبان از نظر: «سنّ»، «تابعیتِ» آن كشور و «اقامتِ» در آن، واجد شرایط باشند، مى‏توانند خود را كاندیداى ریاست كنند و این شرایط به سهولت، براى مجریان انتخابات قابل تشخیص است، ولى در نظام اسلامى، رهبرى نظام باید از صلاحیت بالاى علمى و شایستگى اخلاقى و قدرت مدیریّت برخوردار باشد. همان‏گونه كه براى گزینش مهندس متبحّر یا پزشك حاذق، نمى‏توان به رأى عمومى اكتفا نمود و باید به متخصصین آن امر رجوع شود، در گزینش «فقیه عادل و با تقوا، آگاه به زمان، شجاع، مدیر و مدبّر» نیز باید با مراجعه به خبرگان، برترین فرد از واجدین شرایط را شناسایى نمود.

حتى در مواردى كه می‌توان با انتخاب مستقیم مردم به این گزینش دست یافت، ولى باز براى تصمیم‏گیرى در باره «كناره‏گیرى» رهبر و «نظارت» بر او، به گروه خاصّى نیاز است.
خبرگان به دلیل آن كه نمایندگان برگزیده مردم اند، لذا «رأى آنان»، نقش «بیعت مردم» را ایفا می‌كند و بر مبناى جعل ولایت از سوى خدا، هر چند بیعت مردم، «مبدأ ولایت» نیست، ولى «تولّى امور مسلمین»، بدان بستگى دارد و بدون آراى اكثریت، نمى‏توان قدرت را در دست گرفت.

انتخاب رهبری در قانون اساسی

قانون‏ اساسى، تعیین رهبرى، را وظیفه مجلس‏خبرگان دانسته است. اصل یك‏صدوهفتم مى‏گوید: پس از مرجع عالى‏قدر تقلید و رهبر كبیر انقلاب جهانى اسلام و بنیان‏گذار جمهورى اسلامى ایران، حضرت آیة الله العظمى امام خمینى‏ كه از طرف اكثریت قاطع مردم، به مرجعیت و رهبرى شناخته و پذیرفته شدند، تعیین رهبر به عهده خبرگان منتخب مردم است.

معیارهای رهبر

هم‏چنین معیارهاى انتخاب رهبر توسط مجلس‏خبرگان در اصل یك‏صدوهفتم آمده است:
خبرگان رهبرى در باره همه فقهاى واجد شرایط مذكور در اصول پنجم و یك‏صدونهم، بررسى و مشورت مى‏كنند، هرگاه یكى از آنان را اعلم به احكام و موضوعات فقهى یا مسائل سیاسى و اجتماعى یا داراى مقبولیت عامه یا واجد برجستگى خاص در یكى از صفات مذكور در اصل یك‏صدونهم تشخیص دهند، او را به رهبرى انتخاب مى‏كنند و در غیر این صورت، یكى از آنان را به عنوان رهبر انتخاب و معرفى مى‏نمایند.

ب) عزل رهبر
«تداوم رهبرى» ولى امر، به «استمرار صلاحیت و شایستگى» وى بستگى دارد و با فقدان هر یك از شرایطِ لازم براى رهبرى، مشروعیّت آن از بین مى‏رود. البته برخى از فرق اسلامى عقیده دارند كه این شرایط در آغاز مورد نیاز است و پس از تحقق ولایت، هیچ عاملى از قبیل فسق و ظلم، خللى در مشروعیت حاكم پدید نمى‏آورد و نمى‏توان بدین وسیله عقد خلافت و امامت را بر هم زده و حاكم را عزل كرد. ولى شیعه اصرار دارد كه با كمترین انحراف، رهبرى منصب خود را از دست داده و باید او را بركنار نمود: حضرت امام(ره) در این‌باره می‌فرماید: « فقیه، اگر یك كلمه دروغ بگوید، یك قدم بر خلاف بگذارد، ولایت ندارد.»

با هرگونه انحراف فكرى یا عملى، شخص به صورت قهرى معزول است و پیش از آن‏كه مردم به عدم صلاحیّت وى رأى دهند، خود به‏ خود ساقط مى‏شود و البته مردم هم باید قدرت را از دست او بگیرند.

مورادی که باعث عزل رهبری می‌شود
در قانون‏اساسى در سه مورد بركنارى رهبرى پیش‏بینى شده است:
1. ناتوانى از انجام وظایف رهبرى؛
2. از دست دادن یكى از شرایط رهبرى؛
3. كشف فقدان یكى از شرایط از آغاز.

در هر یك از این موارد، قانون‏اساسى، تشخیص و تصمیم را بر عهده مجلس‏خبرگان نهاده است. اصل یك‏صدویازدهم مى‏گوید: هرگاه رهبر از انجام وظایف قانونى خود ناتوان شود، یا فاقد یكى از شرایط مذكور در اصول پنجم ویك‏صدونهم گردد، یا معلوم شود از آغاز فاقد بعضى از شرایط بوده است، از مقام خود بركنار خواهد شد. تشخیص این امر، به عهده خبرگان مذكور در اصل یك‏صدوهشتم مى‏باشد.

مجلس‏خبرگان براى اجراى این اصل، داراى كمیسیونى مركب از یازده نفر عضو اصلى و چهار نفر على‏البدل است. بستگان نزدیك سببى و نسبى رهبر نمى‏توانند در این كمیسیون عضو باشند. كمیسیون موظف است اطلاعات لازم در باره این اصل را به دست آورده و نسبت به صحت و سُقم گزارشات واصله، بررسى نماید. اگر دوسوم كمیسیون و هیئت‏رئیسه، به تشكیل اجلاس خبرگان براى رسیدگى و عمل به اصل یك‏ صدویازدهم، رأى دهند، اجلاس خبرگان در اولین فرصت تشكیل مى‏شود و پس از بررسى‏هاى لازم رأى‏گیرى انجام مى‏گیرد.

ج) نظارت بر رهبر

در جامعه اسلامى، دو نوع نظارت بر رهبرى وجود دارد: نظارت عام مردم كه در جهت ایفاى نقش «النصیحة لائمة المسلمین» و «امر به معروف و نهى از منكر» انجام مى‏گیرد. نوع دیگر، نظارت نهادینه كه توسط نهاد خاصى اعمال مى‏گردد و پشتوانه «حقوقى» دارد.

در این نظارت، صرفا به ارزیابى وقایع آشكار و موضع‏گیرى‏هاى پیدا اكتفا نمى‏شود، بلكه حق تفحص داشته و مى‏تواند از مقام مسئول پاسخ بخواهد.

در نظام اسلامى، رهبرى داراى دو مسئولیت «جزایى» و «سیاسى» است. از نظر جزایى، تشریفات خاصى براى بررسى اتهامات او در دادگاه وجود ندارد و در اصل یك‏صدوهفتم قانون‏اساسى تصریح شده كه «رهبر در برابر قوانین با سایر افراد كشور مساوى است». لذا رسیدگى به تخلفات او مانند سایر شهروندان است. در حالى‏كه در برخى كشورها مانند آمریكا، رئیس جمهور از نوعى مصونیت قضایى برخوردار است و در باره جرایمى از قبیل ارتشا، دادگاه عادى نمى‏تواند رسیدگى كند، بلكه ابتدا كنگره به موضوع مى‏پردازد و سپس پرونده در مجلس سنا مطرح مى‏شود و براى رأى به محكومیت رئیس جمهور، رأى دو سوم سناتورها لازم است.

علاوه بر این در جمهورى اسلامى، مجلس‏خبرگان عهده‏دار نظارت بر رهبرى است. كه مستفاد از اصل یك‏صدویازدهم قانون‏اساسى است: تشخیص ناتوانى رهبر از انجام وظایف قانونى خود یا فقدان یكى از شرایط بر عهده مجلس خبرگان است. زیرا خبرگان مسئولیت «عزل رهبر» را بر عهده دارد - نص اصل یك‏صدویازدهم قانون‏اساسى - پس لازمه آن نظارت بر توانایى رهبرى و استمرار شرایط آن است و البته این نظارت، در تضاد با ولایت مطلقه نیست.

مجلس‏ خبرگان براى انجام این وظیفه، داراى كمیسیون تحقیق است كه علاوه بر رسیدگى به گزارشات واصله و تحقیق در باره صحت و سقم آنها به تشكیلات ادارى رهبرى نیز توجه داشته و به آن مقام در جلوگیرى از نفوذ و دخالت عناصر نامطلوب در تشكیلات نهاد رهبرى مساعدت مى‏نماید.

انجام هر عملى كه به‏طور مستقیم، در تأمین هدف مجلس خبرگان، مؤثر باشد، وظیفه اصلى این مجلس است و انجام اَعمالى كه اثر مستقیم آن، تأمین هدف مزبور نباشد، وظیفه فرعى تلقّى مى‏گردد. بدیهى است كه نتیجه نهایى وظایف جنبى، حُسن اجراى وظایف اصلى خواهد بود. از وظایف فرعى مجلس خبرگان، وضع قوانین مربوط به این مجلس و رسیدگى به بودجه سالانه این مجلس است.

وظیفه مجلس خبرگان رهبری، در حال حاضر نظارت بر بالاترین شخص نظام اسلامی یعنی ولی فقیه است و این مستلزم آن خواهد بود که اعضای این مجلس دارای درجه بالایی از بصیرت و وارستگی باشند. این نهاد در همه حال به عنوان پشتیبانی برای اصل ولایت فقیه خواهد بود.

نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر