روایتی از هفت سین سال‌های دفاع مقدس؛

امام زمان(عج) راه را به گردان آقا محسن نشان داد!

|
۱۳۸۹/۱۲/۲۳
|
۱۳:۱۳:۰۰
| کد خبر: ۲۸۹۵۰
امام زمان(عج) راه را به گردان آقا محسن نشان داد!
به یاد می آورم در آن عملیات در گردان حبیب بودم و پرچم دار آن حاج محسن وزوایی بود. راه را گم کردیم.
باشگاه جوانی برنا/

سید ابوالفضل کاظمی درباره حال و هوای رزمندگان جبهه به هنگام نزدیکی ایام عید نوروز می گوید:آنقدر بچه ها خدایی شده بودند که زمان برایشان مهم نبود؛ همه به این یقین رسیده بودند در کنار تطهیر خانه دنیا، خانه دل‌شان را تمیز کنند و این فرصت‌ها دیگر در کشورمان کم پیدا می شود؛ گاهی با جوانان صحبت می کنم به آنها می گویم که در دوران دفاع مقدس همه خدایی زندگی می کردند.

کاظمی درباره هفت سین های رزمنده های دفاع مقدس گفت: شاید هفت سینی هم درست می کردند و سین هایشان را از قرآن می گرفتند و یا با وسایل نظامی تهیه می کردند؛ اما جمع و دعای‌شان طوری بود که سعی می کردند تا از فرصت ها استفاده کنند.

این نویسنده کتاب درباره احوالات رزمنده‌ها می گوید: روح معنوی قویتری نسبت به امروزی ها داشتند. آن روزها، رزق، روح، رفت و آمدها، نفس پدر و مادر که نردبام معرفت هستند قوی تر بود؛ اما متاسفانه امروز برخی هستند که پدر و مادرها از آن ها راضی نیستند.

امام خمینی(ره) فرمودند:"عالم محضر خداست، در محضر خدا معصیت نکنید." اگر خدا را ناظر ببینیم کمی حیا می کنیم و خدا ترس می شویم.

آقایی به نام رحمانی همدانی کتابی درباره حضرت زهرا (س) نوشته و نظیر ندارد، او کوه زران به گردان میثم، پیش ما آمد. نصف شب از چادر بیرون آمدم دیدم، حیران است. به او گفتم حاج آقا چه خبر؟ دیدم دارد گریه می کند و گفت: این پسر مگه چند سال دارد که نیم ساعت در سجده ذکر «الهی العفو» می گوید. دیدم نوجوانی پانزده ساله است. این روحانی با هشتاد سال سن در مقابل این نوجوان کم آورده بود. چون آن نوجوان دل به دنیا نبسته بود و تمام وجودش خدایی بود و واقعاً امام (ره) فرمودند جنگ، برای ما یک نعمت بود.

فرمانده گردان میثم در سال‌های دفاع مقدس، از خاطرات ایام عید در جبهه ها گفت: وقتی زمزمه عملیات فتح المبین شروع شد، برای اولین بار به پادگان دو کوهه آمدیم و سردار عشق، حاج احمد متوسلیان در آنجا بودند و به تازگی تیپ حضرت محمد رسول ا... (ص) تاسیس شده بود. همه شهدایی که پرچم دار بودند آنجا جمع شده بودند و هیچ کس نمی دانست چه کسی فرمانده لشگر و چه کسی فرمانده گردان و مسوول محور است.
آنقدر صفا و یک رنگی بین بچه ها بود و هیچ غروری میانشان وجود نداشت.

در فرهنگ ما مردم احترام زیادی برای سادات قائل هستند. پنج دقیقه قبل از  تحویل سال حاج احمد متوسلیان من را صدا کرد و گفت: آقا سید ابوالفضل یک ذکر «نادعلی» بگو و این ذکر را با بچه ها زمزمه کردیم. و سالمان را با این ذکر ادغام کردند و به همین دلیل عملیات فتح المبین برایمان فتح الفتوح شد. نود و چهار قبضه توپ را به غنیمت گرفتیم. به یاد می آورم در آن عملیات در گردان حبیب بودم و پرچم دار آن حاج محسن وزوایی بود.


راه را گم کردیم.محسن وزوایی جلو رفت و نماز خواند و لحظاتی بعد گفت؛ همه از اینجا برویم. پس از شهادت بود که فهمیدیم محسن وزوایی خدمت امام زمان (عج) رسیده بود.

نیم ساعت راه رفتیم. پس از آن شهید وزوایی بالای یک ارتفاع رفت و فقط یک شلیک کرد و با همان یک تیر نود و چهار قبضه توپ را به غنیمت گرفتیم. دو ماه بعد همین توپخانه تاسیس شده به دست جوانان و با همان غنیمت ها، خرمشهر را مورد حمله قرار دادند و خیلی ها باورشان نمی شد. ان شاء ا... بتوانیم در سفرهای راهیان نور، راه رزمنده ها را حفظ کنیم و تنها راه آن فقط ولایت است. امروز اگر گوشمان به فرمان رهبر فرزانه انقلاب باشیم همه مشکلاتمان حل می شود.

سید ابوالفضل کاظمی فرمانده گردان میثم، لشکر محمد رسول الله (ص) به فرماندهی حاج احمد متوسلیان بوده و کتابی را با عنوان "کوچه نقاش ها" را به رشته تحریر درآورده است.

عنوان «کوچه نقاش‌ها» برای این کتاب برگرفته از نام کوچه‌ای است که کاظمی کودکی ‌اش را با بسیاری از همرزمانش در آن گذرانده است.

***

نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر
پرونده ویژه