فقط احساسات را برمیانگیزند، خبری از آموزههای معرفتی نیست
سرویس دانشگاه برنا/ زهرا سیفی
راهیان نور یکی از عظیمترین حرکتهای فرهنگی است که به تدبیر بسیج دانشجویی و به صورت خودجوش راهاندازی شده است، حرکتی که به اذعان مرکز مطالعات خاورمیانه ایالات متحده یکی از موثرترین طرحها برای مقابله با جنگ نرم دشمن است.
یکی از اهدافی که در این سفر معنوی پیگیری میشود انتقال فرهنگ و ارزشهای دفاع مقدس به دانشجویان است که میتواند نقطه عطفی در زندگی آنان باشد، اما حال باید دید تا چه حد راهیان نور توانسته ارزشهای دفاع مقدس را بین دانشجویانی که به این مناطق اعزام میشوند، انتقال دهد و آیا برنامهریزیهای صورت گرفته متناسب با اقشار مختلف دانشجویی با گرایشها و عقاید متفاوت بوده یا نه؟
16 اسفند است که به همراه کاروان راهیان نور و جمعی از دوستان رسانهای راهی جنوب شدیم، دو کوهه و شلمچه و طلائیه و اروند کنار و ... ، روز دوم است، اذان ظهر را که میگویند در منطقه عملیاتی "شرهانی" هستیم. هوا مانده است میان گرما و سرما و البته از آب و هوا که بگذریم فضا غم دارد، کمی میچرخم تا گپی با بچههای دانشجویی بزنم که همراه کاروان شدند.
چهارتا دختر هستند که طرز لباس پوشیدنشان آنقدری متفاوت هست که به نوعی از گروه جدا باشند، این را کلاه روی سر و مانتو و کمی آرایش روی صورتشان میگویدالبته به این مسأله نمیتوان خرده گرفت بلکه به نوبه خود میتوان حضور این دانشجویان را بر حسب جاذبه اردوهای راهیان نور دانست که توانسته است اقشار متفاوت دانشجویی را جذب کند. هرچهارتا، دانشجویهای جامعه شناسی دانشگاه علامه طباطبایی هستند. ازشان دلیل حضور در اردو را میپرسم و مریم دلیل حضور خود را حس کردن ارزشهای دفاع مقدس عنوان میکند و میگوید: «من زمان جنگ نبودم اما حالا آمده ام ارزشهای دفاع مقدس را حس کنم و درک کنم کدام ارزشها جوانان ما را به جنگ وا داشت و آیا آن ارزشها اکنون تغییری کرده است و برای چه هنوز عدهای برای آن ارزشها میجنگند؟»
میپرسم حالا جوابی پیدا کردی یا نه و میگوید: «نه! اینجا بیشتر سعی میشود احساسات ما را تحت تاثیر قرار دهند و خبری از آموزشهای معرفتی نیست در حالی که تأثیر احساسی همانگونه که به سرعت میآید، به همان سرعت از بین میرود، اردوها باید زمینهای را فراهم کنند که اطلاعات ما از ارزش های دفاع مقدس بیشتر شود.»
نازنین همکلاسی مریم در حالی که کلاهش را درست می کند تا نور خورشید چشمانش را اذیت نکند صحبت دوستش را قطع کرده و می گوید: «هیچ کس اینجا توضیح نمی دهد ارزش هایی که باعث شده یک نوجوان 16 ساله و یا یک دانشجو تحصیل کرده درس و تحصیل را رها کرده و عازم جبهه و جنگ شود چیست؟ وقتی توضیحی ارایه نمی شود، خوب، من با خود می گویم شاید این نوجوان 16 ساله جوگیر شده و دوستانش اعزام شده اند و او هم برای اینکه شجاعت خود را نشان دهد و در کنار همسالان خود کم نیاورد به جبهه آمده است».

سارا همکلاسی و دوست نازنین و مریم می گوید: «دومین بار است که اینجا میآیم. بار اول که اعزام شدم صرفاً برای تفریح آمده بودم، اما این اردو تأثیر عمیق معنوی برای داشته است و یا بهتر بگویم حسی مانند یک شوک. این مسأله باعث شد برای بار دوم به این مناطق بیایم. اما مسألهای که من را اذیت می کند تفاوتی است که بین خود و همسالانم در این سفر احساس می کنم، دائماً با خودم می گویم فرق من با آنها چیست؟ من اصلاً نمی توانم درک کنم که بر چه اساسی یک دختر همسن من نوحه و روضه گوش می دهد و گریه می کند، در صورتی که من برای اینکه در طول سفر خسته نشوم موزیک گوش می کنم! با خود می گویم، خوب، من هم به این سفر آمده ام، با آمدن به این سفر از نزدیک سختی های رزمندگان را در زمان دفاع مقدس، هر چند کم، حس کرده ام، بطور مثال؛ شب گذشته را در پادگان دو کوهه گذراندیم در حالی که به ما خیلی سخت گذشت اما باز هم می دانستیم که جای ما امن است و نگرانی برای گذراندن شب را نداریم در صورتی که رزمندگان ما علاوه بر شرایط سخت امنیت جانی هم نداشته اند و جان خود را در کف دست گرفته و تحت همه شرایط سخت در مقابل دشمن ایستادگی کرده اند، من میخواهم به این تفاوتها برسم».
نسرین، دوست دیگرشان سری تکان میدهد و به من می گوید که «من خود با هدف تأثیر پذیری آمدم اما آنقدر ذهنم مشغول مسائل دیگر شد که معنویت را گم کردم، با این هدف آمدم که نماز خواندن را یاد بگیرم و استارت خواندن نماز را به عنوان یک بچه مسلمان از مناطق جنگی شروع کنم، اما آنقدر مسائل حاشیه ای پیش آمد که من زده شدم، مسأله وضو گرفتن، سرویس های بهداشتی، جای نامناسب و تأخیر در توزیع غذا همه و همه باعث شد من هدفم را گم کنم و نگران مسایلی باشم که نباید باشم و به آن فکر کنم».
نازنین صحبت نسرین را قطع می کند و سعی میکند صحبتهای دوستش را اینگونه تصحیح کند: «نهار و شام مسأله نیست، بالاخره خوب یا بد تمام می شود، آنچه که من را اذیت می کند و باعث می شود از برخی خواهران محجبه دور شوم و فضا را برای من تنگ می کند، این است که آنان می خواهند عقاید خود را تحمیل کرده و تأثیرگزار باشند، در صورتی که به نظرم این برخورد نتیجه عکس دارد، و این شاید باعث شود که در اردوهای دیگر شرکت نکنم».
اما در مقابل هستند، دانشجویانی مانند فاطمه فیروزی دانشجوی جامعه شناسی دانشگاه علامه که دغدغه مسایل دیگری را دارند، فاطمه در گوشه ای در منطقه عملیاتی شرهانی، داخل سنگر مانندی که از بتن ساخته شده، نشسته و سجاده خود را پهن کرده و مشغول راز و نیاز است، بعد از تمام شدن نمازش به سراغش می روم، دفترچه یادداشتی کنار فاطمه قرار دارد، به خیال خود فکر می کنم دفترچه را آورده تا احساسی که در این مناطق به او دست می دهد را یادداشت کند، ولی فاطمه می گوید: «من دانشجوی جامعه شناسی هستم و می خواستم استارت برنامه انجمن تخصصی جامعه شناسی اسلامی را از همین منطقه بزنم.»
وی ادامه میدهد: « اکنون وظیفه دانشجویان افزایش اقتدار علمی کشور است یک زمانی دانشجویان به این بصیرت و آگاهی می رسیدند که باید تحصیل را رها کنند و تکلیف ایجاد می کند که در جبهه نبرد حق علیه باطل حضور یابند، اما حال دانشجو با توجه به جنگ نرم دشمن، تکلیف خود را بصیرت بخشی، آگاهی دادن و افزایش اقتدار علمی کشور به صورتی که اسلام، جهان شمول شود می داند.»
مهرنوش صفری دانشجوی دانشگاه علوم پزشکی ایران در حالی که بر روی خاکریزی نشسته و به دور دست ها خیره شده است مهمترین وظیفه دانشجویان را حفظ ارزش های انقلاب و پشتیبانی از ولایت فقیه عنوان می کند و می گوید: «نباید فراموش کنم که شهدا برای چه رفتند. باید ارزشهای انقلاب اسلامی را حفظ کنیم و پشتیبان ولایت فقیه باشیم».
شنیدن این عقاید مانند تکمیل پازلی میماند که هر کدام به جای خویش مطلوب است و شنیدنی، پس از این نظرات به سراغ کسی میرویم که همه ساله دانشجویان را برای دیدن مناطقی که همرزمانش در آن شهید شدهاند به جبهه های جنگ میآورد، بستاک رییس ستاد راهیان نور بسیج دانشجویی که خود در بسیاری از عملیاتها حضور داشته است، میگوید: « امسال 200 هزار دانشجو در قالب اردوهای راهیان نور از مناطق عملیاتی جنوب بازدید می کنند مه کم نظیر است. این اردوها منجر به شناخت حق از باطل توسط دانشجو می شود و یکی از کم هزینه ترین و تأثیرگذارترین برنامه ها بوده که همانند جنگ مظلوم واقع شده است و تنها 10 تا 20 درصد توسط مسوولان حمایت می شود در حالی که یکی از راه کارهای مقابله با جنگ نرم دشمن همین اردوهای راهیان نور است».
وی درباره برنامه های فرهنگی ویژه اردوهای راهیان نور متذکر میشود" «امسال محصولات فرهنگی مطلوبی تهیه و تولید شده است و برای بهره برداری بیشتر دانشجویان اردوهای راهیان نور از 4 روز به 6 روز افزایش یافته است».

دیدن آدم های متفاوت با ظاهرهای متفاوت نشان از جاذبه های ذاتی مناطق جنگی و علقه جوانان ما به دانستن آن چیزی است که در 8 سال دفاع مقدس بر کشور گذشته است. اما نکته اینجاست که حضور آنان فرصت مغتنمی است برای انتقال و حفظ ارزش های انقلاب و دفاع و مقدس. چراکه امروز جنگ نرم کیان ملت ما را تهدید می کند و رهبر فرزانه انقلاب دانشگاه را مرکز این تهدید میداند و دانشجویان و اساتید را افسران و فرمانده هان جنگ نرم می نامند. در حال حاضر دانشگاه عرصه دفاع مقدس دیگری است، دفاعی در مقابل هجمه نرم رسانهای که فرهنگ و هویت ما را نشانه گرفته است، انتظار این است که در اردوهای راهیان نور بتوانیم ارزش ها را منتقل کنیم تا دانشجویان ضمن آشنایی، آن را در سطح جامعه به رفتار تبدیل کنند و نباید تنها به بازدید از مناطق عملیاتی و شرح عملیاتهای جنگی بسنده کرد تااین اردوها بتوانند به خوبی به ایفای نقش بپردازند و در انتقال مفاهیم تاثیرگزار باشند.