تحلیلی از هفته پژوهش
زنگ خطری که در هیاهوی هفته پژوهش شنیده نشد
در بین همایشها و نشستهایی که در هفته پژوهش، به چگونگی، ارتقاء پویایی پژوهش در گستره علمی کشور، پرداختند، جای خالی هنر در عرصه پژوهش، هنرمندان دانشگاهی را دلآزرده کرد و زنگ خطری را به صدا درآورد که در هیاهوی هفته پژوهش شنیده نشد.
سرویس دانشگاه برنا/ مهدی یزدانی
به گزارش خبرنگار سرویس دانشگاه برنا، هفته پژوهش، پنجشنبه 9 دی، با شعار «دینداری و علم محوری» به پایان رسید و طی این چند روز که تب و تاب پژوهش در فضای علمی جامعه موج میزد، شاهد مدون شدن قوانینی بودیم که باعث امیدواری قشر دانشگاهی و فرهیختگان شد.
اما در بین همایشها و نشستهایی که در این هفته به چگونگی، ارتقاء پویایی پژوهش در گستره علمی کشور، پرداختند، جای خالی هنر در عرصه پژوهش، هنرمندان دانشگاهی را دلآزرده کرد و زنگ خطری را به صدا درآورد که در هیاهوی هفته پژوهش شنیده نشد.
با نگاهی به پهنه فرهنگ در سراسر گیتی، از ادوار پیشین تاکنون، میتوان امتزاج دایمی فرهنگ و هنر را دید، بیگمان مهمترین راه بروز فرهنگ از هنر میگذرد و هنر زبانی گویا برای فرهنگ، بوده و هست، زبانی که مخاطبانش، همیشه در برابرش، زبان به تحسین گشودهاند و با نگرش در چند و چونش به اعماق فرهنگ یک قوم واقف شدهاند.
با توجه به شرایط استراتژیکی که فرهنگ یافته است و جلب توجهات اندیشمندان به سوی این حوزه، به عنوان حوزهای اثرگذار در قرن حاضر، بدون شک صرف انرژی و زمان، میتواند ما را در کورس رقابت با کشورهایی قرار دهد، که بنا بر فرمایشات رهبر فرزانه انقلاب، از ابزارهای متفاوت بروز فرهنگ در راستای اهدافشان استفاده میکنند.
رشد فزاینده شبکههای ماهوارهای و تولیدات فرهنگی این شبکهها به مثابه زنگ خطری است که معظم له، پیش تر به خطر قریبالوقوع آن اشاره کرده بودند. خطری خزنده که ایشان از آن به عنوان جنگ نرم یاد کردند و در فرازهایشان به آماج این حملات اشاره و در نشان دادن راهکارهای تدافعی در برابر آن، از تقویت فرهنگ بومی و اسلامی، یاد کردند.
باید گفت که در تقابل فرهنگها، دانشگاه به عنوان مکان تمرکز نیروهای بالقوه فرهنگی، جایگاهی بس رفیع دارد و در این میان موقعیت دانشکدههای هنر که پرورشگاه نیروهای مستعد و خلاق و همچنین جایگاه فرهنگ محوری است، در بالاترین پلههای این نردبان قرار دارد.
نکته قابل تأمل دیگر، تأثیر فرهنگ بر علوم و صنایع است، بیگمان یکی از وجوه تولید، استفاده محصولات تولیدی است و این مصرف کنندگان هستند که چگونگی تولید را نمود میبخشند، در فرایند استفاده، فرهنگسازی نقش مهمی را ایفا میکند، در واقع این فرهنگسازی مصرف است که موجب درست و بهینه مصرف کردن میشود. و این در حالی است که کشور ما در آغاز تحولی اقتصادی قرار دارد، به ثمر رسیدن این استحاله اقتصادی که شکلی سازنده را در پی خواهد داشت. منوط به فرهنگسازی مصرف خواهد بود.
با نگاهی به این موارد که نشانگر اهمیت و جایگاه متعالی هنر است انتظاری در ما شکل می گیرد، انتظاری که فراخور جایگاه و پایه هنر است، با نگاهی به هفته پژوهش و عدم توجه ویژه به دانشگاههای هنر در این هفته، این فکر به ذهن متبادر میشود که شاید برخی هنر را تنها یک سرگرمی میدانند!! در حالی که برای رسیدن به ردههای متعالی صنعت و علوم، نمیتوان هنر را نادیده گرفت.
بنابراظهارات بسیاری از استادان و دانشجویان دانشگاههای هنر سهم آنان از بودجههای پژوهشی، مشخص نیست، نکته جالب اینکه شاکله اصلی هنر بر پایه پژوهش است، زیرا یک هنرمند همیشه در حال خلقت و نوآوری است و به مانند سایر علوم از انجام روندی تکراری و یکنواخت مبرا است، و این نشانگر تنیدگی پژوهش در ژرفنای هنر است.
در پایان باید گفت، توجه به دانشگاهها و موسسات هنری که داعیان فرهنگی جامعه هستند، رشد فرهنگ عمومی را در پی خواهد داشت و نیل به این مقصود، علاوه بر کاهش آسیبها و گزندهای اجتماعی، موجب اشاعه فرامرزی فرهنگ ملی – اسلامی خواهد شد، پس تا میتوانیم کاری کنیم که فردا دیر است.
به گزارش خبرنگار سرویس دانشگاه برنا، هفته پژوهش، پنجشنبه 9 دی، با شعار «دینداری و علم محوری» به پایان رسید و طی این چند روز که تب و تاب پژوهش در فضای علمی جامعه موج میزد، شاهد مدون شدن قوانینی بودیم که باعث امیدواری قشر دانشگاهی و فرهیختگان شد.
اما در بین همایشها و نشستهایی که در این هفته به چگونگی، ارتقاء پویایی پژوهش در گستره علمی کشور، پرداختند، جای خالی هنر در عرصه پژوهش، هنرمندان دانشگاهی را دلآزرده کرد و زنگ خطری را به صدا درآورد که در هیاهوی هفته پژوهش شنیده نشد.
با نگاهی به پهنه فرهنگ در سراسر گیتی، از ادوار پیشین تاکنون، میتوان امتزاج دایمی فرهنگ و هنر را دید، بیگمان مهمترین راه بروز فرهنگ از هنر میگذرد و هنر زبانی گویا برای فرهنگ، بوده و هست، زبانی که مخاطبانش، همیشه در برابرش، زبان به تحسین گشودهاند و با نگرش در چند و چونش به اعماق فرهنگ یک قوم واقف شدهاند.
با توجه به شرایط استراتژیکی که فرهنگ یافته است و جلب توجهات اندیشمندان به سوی این حوزه، به عنوان حوزهای اثرگذار در قرن حاضر، بدون شک صرف انرژی و زمان، میتواند ما را در کورس رقابت با کشورهایی قرار دهد، که بنا بر فرمایشات رهبر فرزانه انقلاب، از ابزارهای متفاوت بروز فرهنگ در راستای اهدافشان استفاده میکنند.
رشد فزاینده شبکههای ماهوارهای و تولیدات فرهنگی این شبکهها به مثابه زنگ خطری است که معظم له، پیش تر به خطر قریبالوقوع آن اشاره کرده بودند. خطری خزنده که ایشان از آن به عنوان جنگ نرم یاد کردند و در فرازهایشان به آماج این حملات اشاره و در نشان دادن راهکارهای تدافعی در برابر آن، از تقویت فرهنگ بومی و اسلامی، یاد کردند.
باید گفت که در تقابل فرهنگها، دانشگاه به عنوان مکان تمرکز نیروهای بالقوه فرهنگی، جایگاهی بس رفیع دارد و در این میان موقعیت دانشکدههای هنر که پرورشگاه نیروهای مستعد و خلاق و همچنین جایگاه فرهنگ محوری است، در بالاترین پلههای این نردبان قرار دارد.
نکته قابل تأمل دیگر، تأثیر فرهنگ بر علوم و صنایع است، بیگمان یکی از وجوه تولید، استفاده محصولات تولیدی است و این مصرف کنندگان هستند که چگونگی تولید را نمود میبخشند، در فرایند استفاده، فرهنگسازی نقش مهمی را ایفا میکند، در واقع این فرهنگسازی مصرف است که موجب درست و بهینه مصرف کردن میشود. و این در حالی است که کشور ما در آغاز تحولی اقتصادی قرار دارد، به ثمر رسیدن این استحاله اقتصادی که شکلی سازنده را در پی خواهد داشت. منوط به فرهنگسازی مصرف خواهد بود.
با نگاهی به این موارد که نشانگر اهمیت و جایگاه متعالی هنر است انتظاری در ما شکل می گیرد، انتظاری که فراخور جایگاه و پایه هنر است، با نگاهی به هفته پژوهش و عدم توجه ویژه به دانشگاههای هنر در این هفته، این فکر به ذهن متبادر میشود که شاید برخی هنر را تنها یک سرگرمی میدانند!! در حالی که برای رسیدن به ردههای متعالی صنعت و علوم، نمیتوان هنر را نادیده گرفت.
بنابراظهارات بسیاری از استادان و دانشجویان دانشگاههای هنر سهم آنان از بودجههای پژوهشی، مشخص نیست، نکته جالب اینکه شاکله اصلی هنر بر پایه پژوهش است، زیرا یک هنرمند همیشه در حال خلقت و نوآوری است و به مانند سایر علوم از انجام روندی تکراری و یکنواخت مبرا است، و این نشانگر تنیدگی پژوهش در ژرفنای هنر است.
در پایان باید گفت، توجه به دانشگاهها و موسسات هنری که داعیان فرهنگی جامعه هستند، رشد فرهنگ عمومی را در پی خواهد داشت و نیل به این مقصود، علاوه بر کاهش آسیبها و گزندهای اجتماعی، موجب اشاعه فرامرزی فرهنگ ملی – اسلامی خواهد شد، پس تا میتوانیم کاری کنیم که فردا دیر است.
نظر شما