پیام وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی به مناسبت سالروز تولد نیما یوشیج
سیدمحمد حسینی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی به مناسبت سالروز تولد نیما یوشیج شاعر نوگرای فارسی پیام داد.
به گزارش سرویس فرهنگوهنر برنا، متن کامل این پیام را در زیر میخوانید:
سیزدهم دی ماه سالروز تولد بزرگ مردی است كه در ادبیات ایران ، بویژه در حوزه شعر ، نامی ماندگار از خود به یادگار گذاشته است .مردی كه با گذشت نزدیك به 90 سال از چاپ اولین منظومه اش هنوز، ابعاد زبان شعری و اندیشه اجتماعی اش به درستی تحلیل و به شایستگی تبیین نشده است.
علی اسفندیاری ، شاعر اندیشه ورزی است كه با ارایه برنامه شعر نو فارسی " آب در خوابگه مورچگان " ریخت . چرا كه در پی آن بود تا " خواب در چشم تر " ادبیات قدیم و ادیبان كهن گرای فارسی بشكند . و در كنار بنیادهای كهن شعر فارسی طرحی نو در اندازد.
نیما یوشیج این تحول ادبی خود را در حوزه شعر " نوگرایی " نامید و با چاپ منظومه " قصه رنگ پریده " حساسیت ادبی برخی از بزرگان ادب پارسی عصر خود را بر انگیخت و جمعی آشكارا و پنهان شعر هایش را كه او " شعر نو " می نامید انكار و بر مخالفت خود اصرار ورزیدند. اما نیما همچنان استوار و با نگاهی عمیق به فرداهایی آفتابی مسیر خود را عالمانه و هوشمندانه ادامه داد ، به گونه ای كه بسیاری از جریانهای شعری معاصر،و حتی برخی از ویژگیها و مختصات شعر مدرن امروز وامدار تلاشها و نوگرایی و نواندیشی او است.
كیست كه نداند "روایت" را اول بار نیما در شعر معاصر مطرح كرد و چه كسی است كه باور نداشته باشد " فردیت " و شرح تجربه های فردی و جمعی شعر امروز از نیما شروع نشده باشد؟ چرا كه نیما ، نه تنها " آوازهای آدمیان را با گوش خودش از پشت كاچها شنیده ". بلكه آنها را " از بر دارد ".
هنوز ابعاد زبانشناختی ، روانشناختی و جامعه شناسانه اشعار نیما به درستی و آن سان كه سزاوار تحلیل و تبیین نشده است . نیما ارزشهای والای انسانی را كه از اسلافش با اشاره و كنایه شنیده بود : " كجا دانند حال ما سبكبالان ساحل ها یا " از غرقه ما خبر ندارد _ آسوده كه بر كنار دریاست " با فریاد بیان می كند.
" آی آدمها
كه در ساحل نشسته شاد و خندانید
یك نفر در آب دارد میسپارد جان
یك نفر دارد كه دست و پای دایم میزند
روی این دریای تند و تیره و سنگین كه میدانید..."
آری نیما درد بیدردی و بیتفاوتی برخی از مردم را، نه با گلایه و افسوس، كه با فریاد به یادشان می آورد تا به رسالت شاعری خود عمل كرده باشد.
نیما برای تكامل اندیشه و زبان خود، از منظومه افسانه شروع می كند و با به چالش كشیدن برخی از باورهای ادبی پیشینیان و مخاطب قرار دادن بزرگان ادبیات ، به ذهن و زبان روزمره مردم نزدیك می شود.سپس مخاطب خود را تغییر داده و با به چالش كشیدن دیروز ، فردایی آفتابی را به نسل نو نوید می دهد:
" بچه ها بهار گلها وا شدند برفها پا شدند از رو سبزه ها از رو كوهسار بچه ها بهار.."
به هر حال نیما شاعری است زلال اندیش و زیبا دوست ، كه به " قاصد روزان ابری / داروك " می گوید
" كی می رسد باران؟" و فردایی آفتابی و پر باران را برای مردم آرزو می كند.
از این رو بزرگداشت نیما ، بزرگداشت زیبایی و زلالی است . بزرگداشت نیما ، بزرگداشت نوآوری در ذهن و زبان ادبی جامعه است و امروز بر همه محققان و پژوهشگران عرصه ادبیات است كه علاوه بر توجه به نوآوری های نیما ، به باز شناسی زبان و اندیشه ، بپردازند تا به لطف و كرم ایزد متعال ، جامعه ادبی و فكری ما بیش از پیش از آن بهره مند شوند.
سیزدهم دی ماه سالروز تولد بزرگ مردی است كه در ادبیات ایران ، بویژه در حوزه شعر ، نامی ماندگار از خود به یادگار گذاشته است .مردی كه با گذشت نزدیك به 90 سال از چاپ اولین منظومه اش هنوز، ابعاد زبان شعری و اندیشه اجتماعی اش به درستی تحلیل و به شایستگی تبیین نشده است.
علی اسفندیاری ، شاعر اندیشه ورزی است كه با ارایه برنامه شعر نو فارسی " آب در خوابگه مورچگان " ریخت . چرا كه در پی آن بود تا " خواب در چشم تر " ادبیات قدیم و ادیبان كهن گرای فارسی بشكند . و در كنار بنیادهای كهن شعر فارسی طرحی نو در اندازد.
نیما یوشیج این تحول ادبی خود را در حوزه شعر " نوگرایی " نامید و با چاپ منظومه " قصه رنگ پریده " حساسیت ادبی برخی از بزرگان ادب پارسی عصر خود را بر انگیخت و جمعی آشكارا و پنهان شعر هایش را كه او " شعر نو " می نامید انكار و بر مخالفت خود اصرار ورزیدند. اما نیما همچنان استوار و با نگاهی عمیق به فرداهایی آفتابی مسیر خود را عالمانه و هوشمندانه ادامه داد ، به گونه ای كه بسیاری از جریانهای شعری معاصر،و حتی برخی از ویژگیها و مختصات شعر مدرن امروز وامدار تلاشها و نوگرایی و نواندیشی او است.
كیست كه نداند "روایت" را اول بار نیما در شعر معاصر مطرح كرد و چه كسی است كه باور نداشته باشد " فردیت " و شرح تجربه های فردی و جمعی شعر امروز از نیما شروع نشده باشد؟ چرا كه نیما ، نه تنها " آوازهای آدمیان را با گوش خودش از پشت كاچها شنیده ". بلكه آنها را " از بر دارد ".
هنوز ابعاد زبانشناختی ، روانشناختی و جامعه شناسانه اشعار نیما به درستی و آن سان كه سزاوار تحلیل و تبیین نشده است . نیما ارزشهای والای انسانی را كه از اسلافش با اشاره و كنایه شنیده بود : " كجا دانند حال ما سبكبالان ساحل ها یا " از غرقه ما خبر ندارد _ آسوده كه بر كنار دریاست " با فریاد بیان می كند.
" آی آدمها
كه در ساحل نشسته شاد و خندانید
یك نفر در آب دارد میسپارد جان
یك نفر دارد كه دست و پای دایم میزند
روی این دریای تند و تیره و سنگین كه میدانید..."
آری نیما درد بیدردی و بیتفاوتی برخی از مردم را، نه با گلایه و افسوس، كه با فریاد به یادشان می آورد تا به رسالت شاعری خود عمل كرده باشد.
نیما برای تكامل اندیشه و زبان خود، از منظومه افسانه شروع می كند و با به چالش كشیدن برخی از باورهای ادبی پیشینیان و مخاطب قرار دادن بزرگان ادبیات ، به ذهن و زبان روزمره مردم نزدیك می شود.سپس مخاطب خود را تغییر داده و با به چالش كشیدن دیروز ، فردایی آفتابی را به نسل نو نوید می دهد:
" بچه ها بهار گلها وا شدند برفها پا شدند از رو سبزه ها از رو كوهسار بچه ها بهار.."
به هر حال نیما شاعری است زلال اندیش و زیبا دوست ، كه به " قاصد روزان ابری / داروك " می گوید
" كی می رسد باران؟" و فردایی آفتابی و پر باران را برای مردم آرزو می كند.
از این رو بزرگداشت نیما ، بزرگداشت زیبایی و زلالی است . بزرگداشت نیما ، بزرگداشت نوآوری در ذهن و زبان ادبی جامعه است و امروز بر همه محققان و پژوهشگران عرصه ادبیات است كه علاوه بر توجه به نوآوری های نیما ، به باز شناسی زبان و اندیشه ، بپردازند تا به لطف و كرم ایزد متعال ، جامعه ادبی و فكری ما بیش از پیش از آن بهره مند شوند.
نظر شما