چهلم تاریخچه چهل ساله فوتبال
«اسدی» نزدیکترین دوست مرحوم ناصر حجازی در آستانه چهلمین روز در گذشت اسطوره، یادداشتی را به خبرگزاری برنا ارسال کرد که متن آن را در زیر می خوانید:
دلم می خواست باران بودم، تا غبار غمهایتان را می شستم
دلم می خواست آهنگ سازی بودم تا ناصر حجازی را آنطور که بود می نواختم
دلم می خواست نقاشی چیره دست بودم تا تصویری از ارتفاع بلند عاطفه اش را می کشیدم
اما افسوس، افسوس که نه بارانم، نه آهنگ ساز و نه نقاش،
من اسدی، دوست و یار ناصر حجازی در سالهای دور؛ در دیروز و باشو غریبهای کوچک در امروز
ناصر حجازی روز دوشنبه، دوم خرداد، ساعت 10:30 با پرواز سیزده - نود ایران ایر با یک ربع تاخیر پرید؛ او پروازی فوق العاده با شکوه و فرودی اضطراری و به یاد ماندنی داشت. ناصر حجازی در این پرواز یک چمدان بار اضافی داشت، او تاریخچه چهل سالگی فوتبال ایران را با خود برد، و امروز چهل روز از پرواز با شکوهش می گذرد
چهل سالگی فوتبال، امشب چله نشین تو هستیم
این جا برای تو، به یاد تو و بخاطر تو نشستیم
چهل روز بی گفت و گو با تو، ناجوانمردانه گذشت
نمی خواهی بدانی که بر من و ما چگونه گذشت
چهل سال بودی برایم همیشه یک چهلستون
چهل روز که نیستی، تا ببینی من ماندم و یک بیستون
چهل سال بودی تو سرخط خبرهای ورزش
چهل سال کم نیست آن هم بدون هیچ لغزش
چهل سال تو به فوتبال ایران جلوه های ویژه دادی
تو آنرا قطع نکردی، تو به آن هم پلان و هم سکانس دادی
چهل روزه که تو در شرق بهشت و سبزه زاری
تو اینجا هم برای اهالی سینما یک شکوه علفزاری
چهل روز بود که می گفتند تو مرد روزهای خیلی سختی
چهل بار پاسخ دادم که تو برای مردم ایران تختی دیگری هستی
ناصر جان چهل روز پیش ما ترا به خاک نسپردیم
به عیسی، به موسی، به حضرت قسم که ما ترا به خدا سپردیم
ای داد و بیداد، امان از دست دوم خرداد، چهل روزگی ات مبارک باد
برو آنجا که ترا می خواهند، ما تنها نیستیم، خاطراتت با من و ما می گریند،
و با من و ما می خندند، دلم می خواهد پایان بخش نوشتهام از تکه کلام اصغر حاجیلو که خود دلسوخته ناصر حجازی است استفاده کنم و بنویسم و فریاد بزنم:
ناصر داداش، منتظر نامه های بعدی من هم باش؛ خداحافظ رفیق.