گفت‌وگوی تفصیلی با استاد علوم قرآنی پیرامون تشویق و تنبیه از دیدگاه اسلام

بشارت و انذار امری فطری است

|
۱۳۹۰/۰۴/۱۲
|
۱۵:۳۵:۲۷
| کد خبر: ۶۰۷۳۸
بشارت و انذار امری فطری است
به اعتقاد بسیاری از روانشناسان و رفتار شناسان، مهمترین عامل پرورش در طول زندگی هر شخص و قرار دادن آن در هنجارهای اخلاقی و اجتماعی 2 مولفه تنبیه و تشویق است.
کارشناسان امر بر این باورند که با تکیه بر همین پارا مترها می توان جامعه را در برابر لجاجت و سرکشی کنترل کرد و به موازات آن لایه های مختلف جامعه را در چارچوب بایدها و نبایدها قرار داد. از جریمه شدن رانندگان متخلف و برخورد با مجرمان و جنایتکاران گرفته تا اهداء جوایز بانک ها برای تشویق در سپرده گذاری و معافیت های مالیاتی برای برخی از شرکت های قانونمند همگی مصداق خوبی بر این مدعاست که حرکت هر فرد در ابعاد شخصی و اجتماعی برپایه دو اصل تنبیه و تشویق پایه ریزی شده است.

این در حالی است که در اصول اعتقادی، بعد از توحید و یگانگی، مهمترین بخشی که خداوند بر آن تاکید دارد موضوع معاد و سرای ابدیت است آنجایی که باریتعالی برای تربیت انسان بهشتی را برای تشویق و پاداش فضائل اخلاقی و جهنم را برای اجتناب از رذائل قرار داده است.

بدین شکل که بهشت و نعمت های مادی و معنوی بیانگر تشویق و پاداش اعمال حسنه در ایجاد انگیزه برای رسیدن به کمال عبودیت است و جهنم و عذاب های مختلف در مقابل رذائل اخلاقی در اجتناب و تنفر از آن می باشد.

اما به راستی چرا انسانی که ذات الهی دارد در مسیر رشد و کمال می بایست تشویق و تنبیه شود آیا این همان دغدغه فلاسفه در دو اصل جبر و اختیار است؟ و یا هدف باریتعالی از قراردادن بهشت درکنار جهنم چه بود؟ این همه تضاد در خلقت به چه منظوری است؟

و اساساً شیوه های تشویق و تنبیه از دیدگاه باریتعالی و قرآن چگونه می باشد؟ همه اینها موضوعاتی بود که با عالیه کیاپاشا پژوهشگر علوم قرآنی در میان گذاشتیم. این استاد دانشگاه برای سوالات ما پاسخ های جالبی داشت.

موضوعاتی که از ریشه های تاریخی تشویق و تنبیه گرفته تا استدلالهای عقلی و نقلی و آیات قرآن همه و همه مسائلی بود که شرح آن را در پیش می خوانید.

-چه استدلالی وجود دارد که می گویند؛ تشویق و تنبیه امر فطری است؟

اموری که ریشه در فطرت بشر دارد از بدو خلقت، همراه و همزاد او بوده و با گذرزمان از بین نمی رود، موضوعاتی نظیر پرستش، کمال خواهی، زیبایی دوستی، علم و هنر دوستی، نیکویی و مسائلی از این دست، مواردی هستند که به صورت ذاتی در انسان وجود دارد با این مستندات می توان گفت که تشویق و تنبیه به نوعی ریشه در فطرت بشر دارد به این دلیل که بشر کمال و نیکویی را دوست دارد و تشویق و تنبیه نیز او را به کمال و نیکویی می رساند. و یا به عبارتی انسان بالفطره تشویق را دوست دارد زیرا باعث رشد و تعالی می شود و در مقابل از بدیها ، ترس و غم گریزان است که تنبیه نیز به نوعی در دل برای عاقبت اخلاق سیئه ترس ایجاد کرده و او را وادار به ترک آن معاصی می کند.

-اما درک معاصی و عاقبت از رفتارهای رذائل از چه زمانی در انسان پدیدار شد؟

از زمان حضرت آدم بشر باور داشت که نتایج رفتارهای خود را در جایی دیگر با پاداش و تنبیه خواهد داد که با نگاهی به تاریخ می توان به آن استدلال کرد.

انسان نئاندرتال در عصر حجر مردگان خود را به خاک می سپرد و در گور آنان اشیاء سنگی نتراشیده می گذاشت به طوری که نشان می دهد تا حدی اعتقاد به زندگی پس از مرگ داشت و باور داشت در سرای پس از مرگ در مقابل عمل خود مورد تشویق و تنبیه قرار می گیرند.

یادر انسان کرومانیون که غارنشین دوره عصر حجر و از جنس انسان کنونی (عاقل) بود دیده شده این انسانها در گورستان های خود اسلحه، غذا و زیور آلات را با مردگان به خاک می سپردند؛ حتی کاپیتان «کوک» انگلیسی هنگامی که کشتی خودرا در سال 1771 میلادی در جزیره «تونگا» لنگر انداخت ملاحظه کرد مردم آن جزیره به بعضی از چیزها دغدغه خاطر داشته و آنها را حرام می دانند که با نقض آنها از طریق قوای طبیعت کیفر می بینند.

-اما نگاه اسلام و قرآن به تشویق و تنبیه چگونه است؟

در قرآن بارها تاکید شده است که هیچ عملی در پیشگاه بارتعالی پوشیده نیست و اگر انسان به اندازه ذره ای عمل صالح و به اندازه ذره ای عمل ناشایست داشته باشد آشکار است و در مقابل آن مورد پاداش و یا عذاب قرار خواهد گرفت به طور نمونه در سوره «مومن» آیه 40 آمده است: « هر کس عمل بدی انجام دهد جز به مانند آن کیفر داده نمی شود، ولی کسی که عمل صالح انجام دهد در هر حالی که مومن باشد وارد بهشت می شود و روزی بی حساب به او داده خواهد شد.» خداوند در این آیه به صراحت اعلام کرده است که در مقابل فضائل و رذائل چگونه برخورد می کند. البته حضرت باریتعالی در این خصوص بارها به انسان و رفتارهایش هشدار داده است به طوری که در سوره «نجم» آیه 31 فرموده است: «والله ما فی السماوات و ما فی الارض لیجزی الذین اساوا بما عملوا و یجزی الذین احسنوا بالحسنی» در این آیه خداوند با تأکید بر اینکه مالکیت و حاکمیت مطلقه در عالم هستی از آن اوست هدف بزرگ خود را از این آفرینش گسترده و علت تنبیه و تشویق را بیان کرده است و آن برنامه تکوینی و تشریعی و تعلیم و تربیت انبیاء برای تکامل انسان است.


- آیا خداوند برای پاداش و کیفر انسان قانونی دارد و یا نسبت به موقعیت و شرایط برخورد می کند؟

پاسخ این سوال در سوره قصص آیه 84 آمده است: آنجایی که خداوند می فرماید: «کسی که کار نیکی انجام دهد، برای او پاداشی بهتر از آن است و به کسی که کار بدی انجام دهد مجازاتی جز در حد اعمالش داده نمی شود.» با استناد به این آیه می توان گفت که خداوند یک قانونی کلی دارد که آمیزه ای است از «عدالت» و «تفضل» به این شکل که می فرماید: «کسی که کار نیکی انجام دهد، پاداشتی بهتر از آن دارد.» این همان مرحله «تفضل» است، او گاهی در مقابل عمل نیک ده برابر و گاه صدها برابر پاداش می دهد چنانچه که در قرآن آمده است: «من جاء بالحسنه فله عشرا مثالها» البته باریتعالی در برابر بدکاران بدین شکل عمل نمی کند. او به کسانی که اعمال بد انجام دهند مجازاتی جز در حد اعمالشان نمی دهد و این مرحله «عدل » پروردگار است.


- در احادیث و آیات آمده است که فکر عمل نیک از سوی خداوند پاداش دارد در قانون الهی این فکر نیکو هم ده پاداش به حساب می آید؟

برای این سوال پاسخ های متعددی از سوی بزرگان اسلام آمده است اما امام صادق (ع) به طور شفافی به بررسی این موضوع پرداخته است ایشان فرموده اند: «همانا اگر مومن آهنگ کار نیک کند و انجام ندهد، برای او حسنه نوشته شود و اگر انجام دهد ده حسنه برای او نوشته شود و همانا اگر مومن آهنگ کار بد کند آن را بجا آورد ولی انجام ندهد، پس چیزی برای او نوشته نشود.»

- خداوندی که برای فکر نیک با ریزبینی برخورد می کند و بر آن تشویق الهی درنظر می گیرد چطور در مورد فکر گناه به طور کلی برخورد می کند؟

پروردگار در هر اموری ریزبین است و هر عملی چه در ذهن باشد و یا به فعل برسد را بی پاسخ نمی گذارد. در اینجا استناد می کنم به رویدادی از« شیخ رجبعلی خیاط» او روزی در بازار حرکت می کرد به صورت ناخواسته فکر گناهی به ذهنش خطور کرد در آن هنگام قاطری که در کنارش بود به یکباره به طرفش لگد انداخت! ولی به شیخ نخورد، او که معتقد بود هیچ اتفاقی ناخشایندی بی حکمت نیست در دل از خداوند پرسید که این فکر فقط در ذهن بود ولی به انجام نرسید در همان هنگام در دل احساس کرد کسی به او گفت: «شیخ لگد هم که نخوردی» این همان تذکر الهی است. فکری عملی نشد و ضربه ای هم برخورد نکرد این بدان معناست که ریزبینی در افکار بد نیز لحاظ می شود هرچند که بزرگان دین معتقدند؛ فکر گناه مقدمه گناه است.

- در مباحث فلاسفه این موضوع درخصوص تشویق و تنبیه الهی بررسی می شود که «ذات الهی» بر پایه نیکویی است و رحمانیت و مهربانی پروردگار بر تمامی صفاتش افضلیت دارد پس باریتعال چطور در مقابل بهشت، جهنم و به موازات پاداش، عذاب را قرار داد. آیا نمی شود تشویق بشر بر پایه خوب و خوب تر می بود. به طور مثال در مقابل گناه، عذابی نبود و به جای آن از فضیلت های بهشت کمتر نصیب گناه کاران می شد.
سوال خوبی پرسیدید، باید بگویم تنبیه و تشویق از عناصر لاینفک مجموعه انسانی است آدمی به منظور جهت گیری درست بسوی مطلوب، باید توسط برخی تحرکات نظیر تنبیه از رفتارهای منحرف دست برداشته و در مقابل توسط تشویق به حرکت های مطلوب سرعت و قوت ببخشد. در علم روانشناسی ثابت شده است که دو اصل «بشارت و انذار» و یا به عبارتی «تشویق و تهدید» بخش مهمی از انگیزه های تربیتی و حرکت های اجتماعی را تکمیل می دهد. واقعیت این است که «تشویق» به تنهایی برای رسیدن به تکامل فرد یا جامعه کافی نیست. زیرا انسان در این صورت مطمئن است انجام گناه خطری برای او ندارد

- بیشتر توضیح دهید.

فی المثل می بینیم؛ پیروان کنونی مسیح (ع) عقیده به «فداء» دارند و معتقدند حضرت عیسی (ع) فدای گناهان آنان گردیده حتی رهبرانشان گاه گناهانشان را از طرف خدا می بخشند، شک نداشته باشید که چنین جمعیتی به آسانی مرتکب گناه می شوند همانگونه که تربیت اگر تنها بر پایه تهدید و ترس باشد اشتباه است باید گفت که فقط تشویق نیز نمی تواند انسان را در مسیر الهی سوق دهد.

سوال اینجاست که چرا برای حرکت در مسیر الهی و در نهایت رسیدن به بهشت فرد باید با ترس و تهدید از جهنم به کمال برسد.

موضوع اینطور که شما می گویید نیست، انسان مجموعه ای است از بیم و امید، از حب ذات و علاقه به حیات، نفرت از فنا و نیستی همه اینها ترکیبی است از جلب منفعت و دفع ضرر، آیا انسانی که ابعاد روح او را این دو اصل تشکیل می دهد ممکن است پایه تربیتش فقط روی یک قسمت باشد. در علوم رفتاری و تربیتی به اثبات رسیده است وقتی تشویق و امید از حد بگذرد باعث جرئت و غفلت می شود و اگر بیمه و انذار بیش از اندازه باشد نتیجه اش یاس و ناامید است. البته این سوال، پاسخ قرآنی هم دارد و آن آیه شریفه 188 سوره اعراف است که می فرماید: «ان انا الا نذیر و بشیر لقوم یومنون » من بیم دهنده و بشارت دهنده ام برای افرادی که ایمان می آورند
.
-اگر بخواهید این مصاحبه را با یک جمله به پایان برسانید.

شاید بهترین جمله کلام قرآن باشد که در سوره اسراء آمده است: «اگر نیکی کنید بخودتان نیکی می کنید و اگر بدی کنید باز هم به خود می کنید.»
ممنون از فرصتی که در اختیار ما گذاشتید.
نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر
پرونده ویژه