بازخوانی بیانات رهبر فرزانه انقلاب به مناسبت نیمه شعبان
مهدویت را بایستى درست فهمید با تدبر و تأمل عمق بخشید و بهدرستى منتقل كرد
حضرت آیت الله خامنهای میفرمایند: اعتقاد مهدویت را بایستى اولاً درست فهمید، ثانیاً آنها را با تدبر و تأمل عمق بخشید، ثالثاً بهدرستى منتقل كرد.
به گزارش سرویس سیاسی برنا حضرت آیت الله العظمی خامنهای رهبر فرزانه انقلاب اسلامی در دیدار اقشار مختلف مردم در روز نیمهی شعبان سال 87 بیاناتی ایراد فرمودند که در آستانه سالروز ولادت حضرت صاحب الزمان(عج) به بازخوانی آن می پردازیم؛
ستیزهى میان حق و باطل، یك روز به سود حق و به زیان باطل پایان خواهد گرفت
ایشان می فرمایند: روز نیمهى شعبان روز امید است. این امید، مخصوص مجموعهى شیعیان یا حتّى مخصوص امت مسلمان هم نیست. اصلِ امید به یك آیندهى روشن براى بشریت و ظهور یك موعود، یك منجى، یك دست عدالتگستر در سرتاسر جهان، تقریباً مورد اتفاق همهى ادیانى است كه در عالم سراغ داریم. غیر از حالا دین اسلام و مسیحیت و یهودیت، حتّى ادیان هند، بودایی و ادیانى كه نامى از آنها هم در ذهن اكثر مردم دنیا نیست، در تعلیمات خود یك چنین آیندهاى را بشارت دادهاند. این در واقع امید بخشیدن به همهى انسانها در طول تاریخ است و پاسخگویی به نیاز انسانها به این امید، كه حقیقتى هم با آن بیان شده است.
ادیان الهى و آسمانى - كه اغلب این ادیان ریشههاى الهى و آسمانى دارند - نخواستهاند امید واهى به مردم بدهند؛ آنها واقعیتى را بیان كردند. در خلقت بشر و تاریخ طولانى بشریت حقیقتى وجود دارد و آن حقیقت این است كه این ستیزهى میان حق و باطل، یك روز به سود حق و به زیان باطل پایان خواهد گرفت و از آن روز به بعد دنیاى حقیقى بشر، زندگى مطلوب انسان، آغاز خواهد شد كه در آنجا ستیزهگرى مفهوم مبارزه نیست، مبارزه براى تسابقِ در خیرات است. این یك حقیقتى است كه بین همهى ادیان مشترك است.
انسانهایی که سعادتمندند اگر ظرفیت داشته باشند در مواقعی به طور ناشناس مهدی موعود را زیارت می کنند
خصوصیت اعتقاد ما شیعیان این است كه این حقیقت را در مذهب تشیع از شكل یك آرزو، از شكل یك امر ذهنى محض، به صورت یك واقعیت موجود تبدیل كرده است. حقیقت این است كه شیعیان وقتى منتظر مهدى موعودند، منتظر آن دست نجاتبخش هستند و در عالم ذهنیات غوطه نمیخورند؛ یك واقعیتى را جستجو میكنند كه این واقعیت وجود دارد. حجت خدا در بین مردم زنده است؛ موجود است؛ با مردم زندگى میكند؛ مردم را مى بیند؛ با آنهاست؛ دردهاى آنها، آلام آنها را حس میكند. انسانها هم، آنهایى كه سعادتمند باشند، ظرفیت داشته باشند، در مواقعى به طور ناشناس او را زیارت میكنند. او وجود دارد؛ یك انسان واقعى، مشخص، با نام معین، با پدر و مادر مشخص و در میان مردم است و با آنها زندگى میكند. این، خصوصیتِ عقیدهى ما شیعیان است.
آنهایى هم كه از مذاهب دیگر این عقیده را قبول ندارند، هیچوقت نتوانستند دلیلى كه عقلپسند باشد بر رد این فكر و این واقعیت، اقامه كنند. همهى ادلهى روشن و راسخ كه بسیارى از اهل سنت هم آن را تصدیق كردهاند، به طور قطع و یقین از وجود این انسان والا، این حجت خدا، این حقیقت روشن و تابناك - با همین خصوصیاتى كه من و شما میشناسیم - حكایت میكند و شما در بسیارى از منابع غیر شیعه هم این را مشاهده میكنید.
فرزند مبارك پاكنهاد امام حسن عسكرى (علیه الصّلاة و السّلام)، تاریخ ولادتش معلوم است، مرتبطینش معلومند، معجزاتش مشخص است و خدا به او عمر طولانى داده است و میدهد. و این است تجسد آن آرزوى بزرگ همهى امم عالم، همهى قبائل، همهى ادیان، همهى نژادها، در همهى دورهها. این، خصوصیت مذهب شیعه در بارهى این مسئلهى مهم است.
انتظار فرج یعنى قبول نكردن وضعیتى كه بر اثر جهالت انسانها بر زندگى حاكم شده است
یك نكته در باب مسئلهى مهدویت این است كه شما در آثار اسلامى، در آثار شیعى مى بینید كه از انتظار ظهور حضرت مهدى تعبیر شده است به انتظار فرج. فرج یعنى چه؟ یعنى گشایش. كِى انسان انتظار فرج دارد؟ انتظار گشایش دارد؟ وقتى یك فروبستگىاى وجود داشته باشد، وقتى گرهى هست، وقتى مشكلى هست. در زمینهى وجود مشكل، انسان احتیاج پیدا میكند به فرج؛ یعنى سرانگشتِ گرهگشا؛ بازكنندهى عقدههاى فروبسته. این نكتهى مهمى است.
معناى انتظار فرج به عنوان عبارة أخراى انتظار ظهور، این است كه مؤمنِ به اسلام، مؤمنِ به مذهب اهلبیت(علیهم السّلام) وضعیتى را كه در دنیاى واقعى وجود دارد، عقده و گره در زندگى بشر میشناسد. واقعِ قضیه هم همین است. منتظر است كه این فروبستگىِ كار بشر، این گرفتارى عمومى انسانیت گشایش پیدا بكند. مسئله، مسئلهى گره در كار شخص من و شخص شما نیست. امام زمان (علیه الصّلاة و السّلام) براى اینكه فرج براى همهى بشریت به وجود بیاورد، ظهور میكند كه انسان را از فروبستگى نجات بدهد؛ جامعهى بشریت را نجات بدهد؛ بلكه تاریخ آیندهى بشر را نجات بدهد.
این معنایش این است كه آنچه را كه امروز وجود دارد؛ این نظم بشرى غیرعادلانه، این نظم بشرىاى كه در آن انسانهاى بیشمارى مظلوم واقع میشوند، دلهاى بیشمارى گمراه میشوند، انسانهاى بیشمارى فرصت عبودیت خدا را پیدا نمیكنند، مورد رد و اعتراض بشرى است كه منتظر ظهور امام زمان است. انتظار فرج یعنى قبول نكردن و رد كردن آن وضعیتى كه بر اثر جهالت انسانها، بر اثر اغراض بشر بر زندگى انسانیت حاكم شده است. این معنى انتظار فرج است.
امروز شما به اوضاع دنیا نگاه كنید، همان چیزى كه در روایاتِ مربوط به ظهور ولى عصر (ارواحنا فداه) وجود دارد، امروز در دنیا حاكم است؛ پر شدن دنیا از ظلم و جور. امروز دنیا از ظلم و جور پر است. در روایت و ادعیهى گوناگون و زیارات مختلف مربوط به ولىعصر (ارواحنا فداه) دارد كه «یملأ اللَّه به الأرض قسطا و عدلا كما ملئت ظلما و جورا»؛ همچنانیكه یك روزى همهى عالم از ظلم و جور پر بوده است - در روزگارانى ظلم و جور، وضع حاكم بر بشر بوده است - همانطور خداى متعال در زمان او عدل و داد را وضع حاكم بر بشریت قرار خواهد داد. امروز همین است؛ امروز ظلم و جور حاكم بر بشریت است. زندگى بشرِ امروز زندگى مغلوب و مقهورِ دست ظلم و استبداد در همهى دنیاست. در همهجا این جور است. بشریت، امروز بر اثر غلبهى ظلم، غلبهى اغراض و هواهاى نفسانى دچار مشكلات فراوانند. دو میلیارد گرسنه در دنیاى امروز، وجود میلیونها انسانى كه در نظامهاى طاغوتى مغلوب هواى نفس قدرتمندان طاغوتى هستند، حتّى فشار بر مؤمنین و مجاهدین فى سبیل اللَّه و مبارزان راه حق و ملتى مثل ملت ایران كه توانسته است در یك مجموعهى محدودى، در یك فضاى معینى، پرچم عدل و داد را بلند بكند و فشار بر مجاهدان فى سبیل اللَّه، همه نشانهى سیطرهى ظلم و جور بر دنیاست. این، انتظار فرج را با وضعیت كنونى زندگى انسان در دورههاى مختلف معنا میكند.
باید خود را به عنوان یك سرباز كه حاضر است مجاهدت كند آماده كنیم
امروز ما انتظار فرج داریم. یعنى منتظریم كه دست قدرتمند عدالتگسترى بیاید و این غلبهى ظلم و جور را كه همهى بشریت را تقریباً مقهور خود كرده است، بشكند و این فضاى ظلم و جور را دگرگون كند و نسیم عدل را بر زندگى انسانها بوزاند، تا انسانها احساس عدالت كنند. این نیازِ همیشگى یك انسان زنده و یك انسان آگاه است؛ انسانى كه سر در پیلهى خود نكرده باشد، به زندگى خود دل خوش نكرده باشد. انسانى كه به زندگى عمومى بشر با نگاه كلان نگاه میكند، به طور طبیعى حالت انتظار دارد. این معناى انتظار است. انتظار یعنى قانع نشدن، قبول نكردن وضع موجودِ زندگى انسان و تلاش براى رسیدن به وضع مطلوب، كه مسلّم است این وضع مطلوب با دست قدرتمند ولى خدا، حضرت حجتبنالحسن، مهدى صاحب زمان (صلوات اللَّه علیه و عجّل اللَّه فرجه و ارواحنا فداه) تحقق پیدا خواهد كرد. باید خود را به عنوان یك سرباز، به عنوان انسانى كه حاضر است براى آنچنان شرائطى مجاهدت كند، آماده كنیم.
انتظار فرج معنایش این نیست كه انسان بنشیند، دست به هیچ كارى نزند، هیچ اصلاحى را وجههى همت خود نكند، صرفاً دل خوش كند به اینكه ما منتظر امام زمان (علیه الصّلاة و السّلام) هستیم. اینكه انتظار نیست. انتظارِ چیست؟ انتظارِ دست قاهرِ قدرتمندِ الهىِ ملكوتى است كه باید بیاید و با كمك همین انسانها سیطرهى ظلم را از بین ببرد و حق را غالب كند و عدل را در زندگى مردم حاكم كند و پرچم توحید را بلند كند؛ انسانها را بندهى واقعى خدا بكند. باید براى این كار آماده بود. تشكیل نظام جمهورى اسلامى یكى از مقدمات این حركت عظیم تاریخى است. هر اقدامى در جهت استقرار عدالت، یك قدم به سمت آن هدف والاست. انتظار معنایش این است. انتظار حركت است؛ انتظار سكون نیست؛ انتظار رها كردن و نشستن براى اینكه كار به خودى خود صورت بگیرد، نیست. انتظار حركت است. انتظار آمادگى است. این آمادگى را باید در وجود خودمان، در محیط پیرامون خودمان حفظ كنیم. و خداى متعال نعمت داده است به مردم عزیز ما، به ملت ایران، كه توانستهاند این قدم بزرگ را بردارند و فضاى انتظار را آماده كنند. این معناى انتظار فرج است. انتظار فرج یعنى كمر بسته بودن، آماده بودن، خود را از همه جهت براى آن هدفى كه امام زمان (علیه الصّلاة والسّلام) براى آن هدف قیام خواهد كرد، آماده كردن. آن انقلاب بزرگ تاریخى براى آن هدف انجام خواهد گرفت. و او عبارت است از ایجاد عدل و داد، زندگى انسانى، زندگى الهى، عبودیت خدا؛ این معناى انتظار فرج است.
امروز بحمداللَّه ملت ما توجهشان به مقولهى مهدویت و وجود مقدس حضرت مهدى (سلام اللَّه علیه) از همیشه بیشتر است. روز به روز انسان احساس میكند در دل جوانان، در میان آحاد مردم، شوق و عشق و ارادت و تذكر نسبت به وجود مقدس حضرت حجت (سلام اللَّه علیه) بیشتر میشود. این هم از بركات خود آن بزرگوار است. نگاه آن بزرگوار، نظرهى رحیمهى آن بزرگوار به ملت ما، دلهاى آنها را متوجه آن حقیقت تابناك كرده است. خودِ این، نشانهى توجه آن بزرگوار است. این را باید قدر دانست.
ادعاى رؤیت، ادعاى تشرف، ادعاى اقتداى به آن حضرت در نماز حقیقتاً ادعاهاى شرمآورى است
البته مثل همهى حقائقى كه در برهههاى مختلفى از زمان ملعبهى دست سودجویان میشود، این حقیقت هم گاهى ملعبهى دست سودجویان میشود. این كسانى كه ادعاهاى خلاف واقع میكنند - ادعاى رؤیت، ادعاى تشرف، حتّى به صورت كاملاً خرافى، ادعاى اقتداى به آن حضرت در نماز - كه حقیقتاً ادعاهاى شرمآورى است، اینها همان پیرایههاى باطلى است كه این حقیقت روشن را در چشم و دل انسانهاى پاكنهاد ممكن است مشوب كند. نباید گذاشت. همهى آحاد مردم توجه داشته باشند این ادعاهاى اتصال و ارتباط و تشرف به حضرت و دستور گرفتن از آن بزرگوار، هیچ كدام قابل تصدیق نیست. بزرگان ما، برجستگان ما، انسانهاى باارزشى كه یك لحظهى عمر آنها ارزش دارد به روزها و ماهها و سالهاى عمر امثال ما، چنین ادعاهائى نكردند. ممكن است یك انسان سعادتمندى، چشمش، دلش این ظرفیت را پیدا كند كه به نور آن جمال مبارك روشن شود، اما یك چنین كسانى اهل ادعا نیستند؛ اهل گفتن نیستند؛ اهل دكاندارى نیستند. این كسانى كه دكاندارى میكنند به این وسیله، انسان میتواند به طور قطع و یقین بگوید اینها دروغگو هستند؛ مفترى هستند. این عقیدهى روشن و تابناك را بایستى از این آفت اعتقادى دور نگه داشت.
امروز خوشبختانه در مجلس ما جمعى از عناصر فرهنگى، رایزنان فرهنگى، جمعى از مدیران آموزش و پرورش، جمعى از جوانان زبده و برجستهى سازمان جوانان، جمعى از مجموعههاى مرتبط با مهدویت حضور دارند. آنچه را كه من به این مناسبت در این جمع فرهنگىِ آگاه و هوشیار به شما برادران و خواهران میخواهم عرض بكنم، این است كه ما عقاید اسلامىمان، بخصوص عقاید شیعى، جزو پاكیزهترین و منطقىترین و مستحكمترین عقاید است. توحیدى كه ما تصویر میكنیم، امامتى كه تصویر میكنیم، شخصیت نبى كه ما تصویر میكنیم، مسائل اعتقادى و معارف دینىاى كه در آئین تشیع تصویر میشود، تصویرهاى روشن و منطقىاى است كه هر ذهن فعالى و اهل كنكاشى میتواند به حقانیت و صحت و دقت این اعتقادات پى ببرد. عقاید شیعه، عقاید بسیار مستحكمى است. همیشه در طول تاریخ اسلام، عقاید تشیع اینجور شناخته شده است. دیگران، مخالفین در مقام احتجاج، در مقام استدلال، در هماوردىهاى كلامى، به استحكام عقاید امامیه كه از ائمه (علیهمالسّلام) اخذ شده است، اعتراف كردهاند. و ائمه (علیهمالسّلام) به تبع قرآن كریم، ما را به تأمل، به تفكر و به كارگیرى خرد و اندیشه دستور دادهاند. این است كه فكر، اندیشه، خرد، در این عقاید آشكار است؛ بهعلاوه راهنمائىهاى ائمه (علیهمالسّلام) هم كه هدایتكننده است و جلوگیر از لغزشهاست.
مهدویت را بایستى درست فهمیدبا تدبر و تأمل عمق بخشید و بهدرستى منتقل كرد
این عقاید را بایستى اولاً درست فهمید، ثانیاً آنها را با تدبر و تأمل عمق بخشید، ثالثاً آنها را بدرستى منتقل كرد. در همهى مجموعههاى فرهنگى اینجور است. در آموزش و پرورش، یك معلم، یك مدیر آموزشى یا پرورشى به بهترین وجهى میتواند از این فرصت طلائىِ عمر نوجوان ما كه در اختیار اوست، استفاده كند. عقاید دینى را نه فقط در زنگ تعلیمات دینى، بلكه میشود آن را در همهى فرصتهاى تعلیم با هوشیارى، با دقت، با سنجیدگى، در عمق ذهن و جان متعلم جایگزین كرد، تا او فرصت پیدا كند آن را در دل و مغز خود رشد بدهد.
مجموعههاى فرهنگى مرتبط با ملتهاى دیگر و شاغل در خارج كشور یا مرتبط با آنها، مهمترین كارشان این است كه این حقائق را بتوانند با شیوههاى مختلف در مقابل چشم و نظر خواهندگان و جویندگان قرار بدهند؛ همینقدر كه آنها مطلع بشوند. در همین قضیهى مهدویت، آن كسانى از اهل سنت یا حتّى از علماى غیر مسلمان كه به عقاید شیعه در باب مهدویت توجه كردند و از آن اطلاع پیدا كردند، تصدیق كردند كه بشارتهائى كه در تورات و انجیل و ادیان دیگر هست، همه منطبق با همین مهدویتى است كه در شیعه وجود دارد. این را اعتراف میكنند. آن كسى كه عقیدهى شیعه را نمیداند، یا شكل تحریف شدهى آن به او رسیده، خوب، بدیهى است كه یك چنین قضاوتى نمیتواند بكند. شكل درست عقیده را باید منتقل كرد. آن وقت خواهید دید كه قضاوت خردمندان عالم، آگاهان عالم، قضاوتِ موافق با این عقیده خواهد بود و تأیید میكنند و تصدیق میكنند و به آن میگروند.
این را، هم جوانان ما - جوانان فرزانهى ما، دانشجویان ما، طلاب فاضل ما - هم مجموعههائى كه متصدى آموزشند، متصدى تبلیغند، متصدى پرورش افكار و اذهان هستند، باید توجه كنند. نشان دادن آن حقیقتى كه در اختیار مذهب امامیه و پیروان اهلبیت (علیهمالسّلام) هست به مخاطب، مساوق با قبول مخاطب و همراه با تصدیق و پذیرش مخاطب است. حقیقت را باید نشان داد. باید سعى كنیم پیرایهها، خرافهها، ادعاهاى دروغین، كجفهمىها، بدفهمىها دخالت نكند. البته نقش علماى دین، مبلغان برجسته، روشنفكران در این زمینه نقش برجستهاى است. و ملت ما با عمل به تعالیم اهلبیت (علیهمالسّلام) و عمل به قرآن، چه در دوران انقلاب، چه در دوران دفاع مقدس، چه در حوادث گوناگونى كه براى كشور ما پیش آمده است، حقانیت این تعالیم را نشان داد. بسیارى از مردم دنیا در دوران دفاع مقدس با حقانیت تشیع آشنا شدند و به آن گرایش پیدا كردند و آن را قبول كردند و پذیرفتند؛ همچنانى كه خیلى از ناظران جهانى در دوران دفاع مقدس، در دوران انقلاب، با حقائقى كه در عمل امام بزرگوار ما و حواریون او - كه همین جوانهاى مبارز و مجاهد و مجاهدان راه حق بودند - دیده شد، به حقانیت اسلام اعتقاد پیدا كردند. بسیارى از ملتها كه مسلمان بودند، اما غفلت از حقیقت اسلام داشتند، بیدار شدند؛ آگاه شدند. نشان دادن حقیقتِ صحیحِ دین و نشان دادن آن بخصوص در عمل، چنین خاصیت معجزآسائى دارد.
امیدواریم ملت عزیز ما مشمول ادعیهى زاكیهى حضرت بقیةاللَّه (ارواحنافداه) باشند و انشاءاللَّه روز به روز این ملت در ارادت و انس و اشتیاق و انتظار ظهور آن بزرگوار جلوتر بروند. انشاءاللَّه ظرفیت دلها و چشمها و ظرفیت جهان آماده براى آن انقلاب عظیم الهى بشود.
ستیزهى میان حق و باطل، یك روز به سود حق و به زیان باطل پایان خواهد گرفت
ایشان می فرمایند: روز نیمهى شعبان روز امید است. این امید، مخصوص مجموعهى شیعیان یا حتّى مخصوص امت مسلمان هم نیست. اصلِ امید به یك آیندهى روشن براى بشریت و ظهور یك موعود، یك منجى، یك دست عدالتگستر در سرتاسر جهان، تقریباً مورد اتفاق همهى ادیانى است كه در عالم سراغ داریم. غیر از حالا دین اسلام و مسیحیت و یهودیت، حتّى ادیان هند، بودایی و ادیانى كه نامى از آنها هم در ذهن اكثر مردم دنیا نیست، در تعلیمات خود یك چنین آیندهاى را بشارت دادهاند. این در واقع امید بخشیدن به همهى انسانها در طول تاریخ است و پاسخگویی به نیاز انسانها به این امید، كه حقیقتى هم با آن بیان شده است.
ادیان الهى و آسمانى - كه اغلب این ادیان ریشههاى الهى و آسمانى دارند - نخواستهاند امید واهى به مردم بدهند؛ آنها واقعیتى را بیان كردند. در خلقت بشر و تاریخ طولانى بشریت حقیقتى وجود دارد و آن حقیقت این است كه این ستیزهى میان حق و باطل، یك روز به سود حق و به زیان باطل پایان خواهد گرفت و از آن روز به بعد دنیاى حقیقى بشر، زندگى مطلوب انسان، آغاز خواهد شد كه در آنجا ستیزهگرى مفهوم مبارزه نیست، مبارزه براى تسابقِ در خیرات است. این یك حقیقتى است كه بین همهى ادیان مشترك است.
انسانهایی که سعادتمندند اگر ظرفیت داشته باشند در مواقعی به طور ناشناس مهدی موعود را زیارت می کنند
خصوصیت اعتقاد ما شیعیان این است كه این حقیقت را در مذهب تشیع از شكل یك آرزو، از شكل یك امر ذهنى محض، به صورت یك واقعیت موجود تبدیل كرده است. حقیقت این است كه شیعیان وقتى منتظر مهدى موعودند، منتظر آن دست نجاتبخش هستند و در عالم ذهنیات غوطه نمیخورند؛ یك واقعیتى را جستجو میكنند كه این واقعیت وجود دارد. حجت خدا در بین مردم زنده است؛ موجود است؛ با مردم زندگى میكند؛ مردم را مى بیند؛ با آنهاست؛ دردهاى آنها، آلام آنها را حس میكند. انسانها هم، آنهایى كه سعادتمند باشند، ظرفیت داشته باشند، در مواقعى به طور ناشناس او را زیارت میكنند. او وجود دارد؛ یك انسان واقعى، مشخص، با نام معین، با پدر و مادر مشخص و در میان مردم است و با آنها زندگى میكند. این، خصوصیتِ عقیدهى ما شیعیان است.
آنهایى هم كه از مذاهب دیگر این عقیده را قبول ندارند، هیچوقت نتوانستند دلیلى كه عقلپسند باشد بر رد این فكر و این واقعیت، اقامه كنند. همهى ادلهى روشن و راسخ كه بسیارى از اهل سنت هم آن را تصدیق كردهاند، به طور قطع و یقین از وجود این انسان والا، این حجت خدا، این حقیقت روشن و تابناك - با همین خصوصیاتى كه من و شما میشناسیم - حكایت میكند و شما در بسیارى از منابع غیر شیعه هم این را مشاهده میكنید.
فرزند مبارك پاكنهاد امام حسن عسكرى (علیه الصّلاة و السّلام)، تاریخ ولادتش معلوم است، مرتبطینش معلومند، معجزاتش مشخص است و خدا به او عمر طولانى داده است و میدهد. و این است تجسد آن آرزوى بزرگ همهى امم عالم، همهى قبائل، همهى ادیان، همهى نژادها، در همهى دورهها. این، خصوصیت مذهب شیعه در بارهى این مسئلهى مهم است.
انتظار فرج یعنى قبول نكردن وضعیتى كه بر اثر جهالت انسانها بر زندگى حاكم شده است
یك نكته در باب مسئلهى مهدویت این است كه شما در آثار اسلامى، در آثار شیعى مى بینید كه از انتظار ظهور حضرت مهدى تعبیر شده است به انتظار فرج. فرج یعنى چه؟ یعنى گشایش. كِى انسان انتظار فرج دارد؟ انتظار گشایش دارد؟ وقتى یك فروبستگىاى وجود داشته باشد، وقتى گرهى هست، وقتى مشكلى هست. در زمینهى وجود مشكل، انسان احتیاج پیدا میكند به فرج؛ یعنى سرانگشتِ گرهگشا؛ بازكنندهى عقدههاى فروبسته. این نكتهى مهمى است.
معناى انتظار فرج به عنوان عبارة أخراى انتظار ظهور، این است كه مؤمنِ به اسلام، مؤمنِ به مذهب اهلبیت(علیهم السّلام) وضعیتى را كه در دنیاى واقعى وجود دارد، عقده و گره در زندگى بشر میشناسد. واقعِ قضیه هم همین است. منتظر است كه این فروبستگىِ كار بشر، این گرفتارى عمومى انسانیت گشایش پیدا بكند. مسئله، مسئلهى گره در كار شخص من و شخص شما نیست. امام زمان (علیه الصّلاة و السّلام) براى اینكه فرج براى همهى بشریت به وجود بیاورد، ظهور میكند كه انسان را از فروبستگى نجات بدهد؛ جامعهى بشریت را نجات بدهد؛ بلكه تاریخ آیندهى بشر را نجات بدهد.
این معنایش این است كه آنچه را كه امروز وجود دارد؛ این نظم بشرى غیرعادلانه، این نظم بشرىاى كه در آن انسانهاى بیشمارى مظلوم واقع میشوند، دلهاى بیشمارى گمراه میشوند، انسانهاى بیشمارى فرصت عبودیت خدا را پیدا نمیكنند، مورد رد و اعتراض بشرى است كه منتظر ظهور امام زمان است. انتظار فرج یعنى قبول نكردن و رد كردن آن وضعیتى كه بر اثر جهالت انسانها، بر اثر اغراض بشر بر زندگى انسانیت حاكم شده است. این معنى انتظار فرج است.
امروز شما به اوضاع دنیا نگاه كنید، همان چیزى كه در روایاتِ مربوط به ظهور ولى عصر (ارواحنا فداه) وجود دارد، امروز در دنیا حاكم است؛ پر شدن دنیا از ظلم و جور. امروز دنیا از ظلم و جور پر است. در روایت و ادعیهى گوناگون و زیارات مختلف مربوط به ولىعصر (ارواحنا فداه) دارد كه «یملأ اللَّه به الأرض قسطا و عدلا كما ملئت ظلما و جورا»؛ همچنانیكه یك روزى همهى عالم از ظلم و جور پر بوده است - در روزگارانى ظلم و جور، وضع حاكم بر بشر بوده است - همانطور خداى متعال در زمان او عدل و داد را وضع حاكم بر بشریت قرار خواهد داد. امروز همین است؛ امروز ظلم و جور حاكم بر بشریت است. زندگى بشرِ امروز زندگى مغلوب و مقهورِ دست ظلم و استبداد در همهى دنیاست. در همهجا این جور است. بشریت، امروز بر اثر غلبهى ظلم، غلبهى اغراض و هواهاى نفسانى دچار مشكلات فراوانند. دو میلیارد گرسنه در دنیاى امروز، وجود میلیونها انسانى كه در نظامهاى طاغوتى مغلوب هواى نفس قدرتمندان طاغوتى هستند، حتّى فشار بر مؤمنین و مجاهدین فى سبیل اللَّه و مبارزان راه حق و ملتى مثل ملت ایران كه توانسته است در یك مجموعهى محدودى، در یك فضاى معینى، پرچم عدل و داد را بلند بكند و فشار بر مجاهدان فى سبیل اللَّه، همه نشانهى سیطرهى ظلم و جور بر دنیاست. این، انتظار فرج را با وضعیت كنونى زندگى انسان در دورههاى مختلف معنا میكند.
باید خود را به عنوان یك سرباز كه حاضر است مجاهدت كند آماده كنیم
امروز ما انتظار فرج داریم. یعنى منتظریم كه دست قدرتمند عدالتگسترى بیاید و این غلبهى ظلم و جور را كه همهى بشریت را تقریباً مقهور خود كرده است، بشكند و این فضاى ظلم و جور را دگرگون كند و نسیم عدل را بر زندگى انسانها بوزاند، تا انسانها احساس عدالت كنند. این نیازِ همیشگى یك انسان زنده و یك انسان آگاه است؛ انسانى كه سر در پیلهى خود نكرده باشد، به زندگى خود دل خوش نكرده باشد. انسانى كه به زندگى عمومى بشر با نگاه كلان نگاه میكند، به طور طبیعى حالت انتظار دارد. این معناى انتظار است. انتظار یعنى قانع نشدن، قبول نكردن وضع موجودِ زندگى انسان و تلاش براى رسیدن به وضع مطلوب، كه مسلّم است این وضع مطلوب با دست قدرتمند ولى خدا، حضرت حجتبنالحسن، مهدى صاحب زمان (صلوات اللَّه علیه و عجّل اللَّه فرجه و ارواحنا فداه) تحقق پیدا خواهد كرد. باید خود را به عنوان یك سرباز، به عنوان انسانى كه حاضر است براى آنچنان شرائطى مجاهدت كند، آماده كنیم.
انتظار فرج معنایش این نیست كه انسان بنشیند، دست به هیچ كارى نزند، هیچ اصلاحى را وجههى همت خود نكند، صرفاً دل خوش كند به اینكه ما منتظر امام زمان (علیه الصّلاة و السّلام) هستیم. اینكه انتظار نیست. انتظارِ چیست؟ انتظارِ دست قاهرِ قدرتمندِ الهىِ ملكوتى است كه باید بیاید و با كمك همین انسانها سیطرهى ظلم را از بین ببرد و حق را غالب كند و عدل را در زندگى مردم حاكم كند و پرچم توحید را بلند كند؛ انسانها را بندهى واقعى خدا بكند. باید براى این كار آماده بود. تشكیل نظام جمهورى اسلامى یكى از مقدمات این حركت عظیم تاریخى است. هر اقدامى در جهت استقرار عدالت، یك قدم به سمت آن هدف والاست. انتظار معنایش این است. انتظار حركت است؛ انتظار سكون نیست؛ انتظار رها كردن و نشستن براى اینكه كار به خودى خود صورت بگیرد، نیست. انتظار حركت است. انتظار آمادگى است. این آمادگى را باید در وجود خودمان، در محیط پیرامون خودمان حفظ كنیم. و خداى متعال نعمت داده است به مردم عزیز ما، به ملت ایران، كه توانستهاند این قدم بزرگ را بردارند و فضاى انتظار را آماده كنند. این معناى انتظار فرج است. انتظار فرج یعنى كمر بسته بودن، آماده بودن، خود را از همه جهت براى آن هدفى كه امام زمان (علیه الصّلاة والسّلام) براى آن هدف قیام خواهد كرد، آماده كردن. آن انقلاب بزرگ تاریخى براى آن هدف انجام خواهد گرفت. و او عبارت است از ایجاد عدل و داد، زندگى انسانى، زندگى الهى، عبودیت خدا؛ این معناى انتظار فرج است.
امروز بحمداللَّه ملت ما توجهشان به مقولهى مهدویت و وجود مقدس حضرت مهدى (سلام اللَّه علیه) از همیشه بیشتر است. روز به روز انسان احساس میكند در دل جوانان، در میان آحاد مردم، شوق و عشق و ارادت و تذكر نسبت به وجود مقدس حضرت حجت (سلام اللَّه علیه) بیشتر میشود. این هم از بركات خود آن بزرگوار است. نگاه آن بزرگوار، نظرهى رحیمهى آن بزرگوار به ملت ما، دلهاى آنها را متوجه آن حقیقت تابناك كرده است. خودِ این، نشانهى توجه آن بزرگوار است. این را باید قدر دانست.
ادعاى رؤیت، ادعاى تشرف، ادعاى اقتداى به آن حضرت در نماز حقیقتاً ادعاهاى شرمآورى است
البته مثل همهى حقائقى كه در برهههاى مختلفى از زمان ملعبهى دست سودجویان میشود، این حقیقت هم گاهى ملعبهى دست سودجویان میشود. این كسانى كه ادعاهاى خلاف واقع میكنند - ادعاى رؤیت، ادعاى تشرف، حتّى به صورت كاملاً خرافى، ادعاى اقتداى به آن حضرت در نماز - كه حقیقتاً ادعاهاى شرمآورى است، اینها همان پیرایههاى باطلى است كه این حقیقت روشن را در چشم و دل انسانهاى پاكنهاد ممكن است مشوب كند. نباید گذاشت. همهى آحاد مردم توجه داشته باشند این ادعاهاى اتصال و ارتباط و تشرف به حضرت و دستور گرفتن از آن بزرگوار، هیچ كدام قابل تصدیق نیست. بزرگان ما، برجستگان ما، انسانهاى باارزشى كه یك لحظهى عمر آنها ارزش دارد به روزها و ماهها و سالهاى عمر امثال ما، چنین ادعاهائى نكردند. ممكن است یك انسان سعادتمندى، چشمش، دلش این ظرفیت را پیدا كند كه به نور آن جمال مبارك روشن شود، اما یك چنین كسانى اهل ادعا نیستند؛ اهل گفتن نیستند؛ اهل دكاندارى نیستند. این كسانى كه دكاندارى میكنند به این وسیله، انسان میتواند به طور قطع و یقین بگوید اینها دروغگو هستند؛ مفترى هستند. این عقیدهى روشن و تابناك را بایستى از این آفت اعتقادى دور نگه داشت.
امروز خوشبختانه در مجلس ما جمعى از عناصر فرهنگى، رایزنان فرهنگى، جمعى از مدیران آموزش و پرورش، جمعى از جوانان زبده و برجستهى سازمان جوانان، جمعى از مجموعههاى مرتبط با مهدویت حضور دارند. آنچه را كه من به این مناسبت در این جمع فرهنگىِ آگاه و هوشیار به شما برادران و خواهران میخواهم عرض بكنم، این است كه ما عقاید اسلامىمان، بخصوص عقاید شیعى، جزو پاكیزهترین و منطقىترین و مستحكمترین عقاید است. توحیدى كه ما تصویر میكنیم، امامتى كه تصویر میكنیم، شخصیت نبى كه ما تصویر میكنیم، مسائل اعتقادى و معارف دینىاى كه در آئین تشیع تصویر میشود، تصویرهاى روشن و منطقىاى است كه هر ذهن فعالى و اهل كنكاشى میتواند به حقانیت و صحت و دقت این اعتقادات پى ببرد. عقاید شیعه، عقاید بسیار مستحكمى است. همیشه در طول تاریخ اسلام، عقاید تشیع اینجور شناخته شده است. دیگران، مخالفین در مقام احتجاج، در مقام استدلال، در هماوردىهاى كلامى، به استحكام عقاید امامیه كه از ائمه (علیهمالسّلام) اخذ شده است، اعتراف كردهاند. و ائمه (علیهمالسّلام) به تبع قرآن كریم، ما را به تأمل، به تفكر و به كارگیرى خرد و اندیشه دستور دادهاند. این است كه فكر، اندیشه، خرد، در این عقاید آشكار است؛ بهعلاوه راهنمائىهاى ائمه (علیهمالسّلام) هم كه هدایتكننده است و جلوگیر از لغزشهاست.
مهدویت را بایستى درست فهمیدبا تدبر و تأمل عمق بخشید و بهدرستى منتقل كرد
این عقاید را بایستى اولاً درست فهمید، ثانیاً آنها را با تدبر و تأمل عمق بخشید، ثالثاً آنها را بدرستى منتقل كرد. در همهى مجموعههاى فرهنگى اینجور است. در آموزش و پرورش، یك معلم، یك مدیر آموزشى یا پرورشى به بهترین وجهى میتواند از این فرصت طلائىِ عمر نوجوان ما كه در اختیار اوست، استفاده كند. عقاید دینى را نه فقط در زنگ تعلیمات دینى، بلكه میشود آن را در همهى فرصتهاى تعلیم با هوشیارى، با دقت، با سنجیدگى، در عمق ذهن و جان متعلم جایگزین كرد، تا او فرصت پیدا كند آن را در دل و مغز خود رشد بدهد.
مجموعههاى فرهنگى مرتبط با ملتهاى دیگر و شاغل در خارج كشور یا مرتبط با آنها، مهمترین كارشان این است كه این حقائق را بتوانند با شیوههاى مختلف در مقابل چشم و نظر خواهندگان و جویندگان قرار بدهند؛ همینقدر كه آنها مطلع بشوند. در همین قضیهى مهدویت، آن كسانى از اهل سنت یا حتّى از علماى غیر مسلمان كه به عقاید شیعه در باب مهدویت توجه كردند و از آن اطلاع پیدا كردند، تصدیق كردند كه بشارتهائى كه در تورات و انجیل و ادیان دیگر هست، همه منطبق با همین مهدویتى است كه در شیعه وجود دارد. این را اعتراف میكنند. آن كسى كه عقیدهى شیعه را نمیداند، یا شكل تحریف شدهى آن به او رسیده، خوب، بدیهى است كه یك چنین قضاوتى نمیتواند بكند. شكل درست عقیده را باید منتقل كرد. آن وقت خواهید دید كه قضاوت خردمندان عالم، آگاهان عالم، قضاوتِ موافق با این عقیده خواهد بود و تأیید میكنند و تصدیق میكنند و به آن میگروند.
این را، هم جوانان ما - جوانان فرزانهى ما، دانشجویان ما، طلاب فاضل ما - هم مجموعههائى كه متصدى آموزشند، متصدى تبلیغند، متصدى پرورش افكار و اذهان هستند، باید توجه كنند. نشان دادن آن حقیقتى كه در اختیار مذهب امامیه و پیروان اهلبیت (علیهمالسّلام) هست به مخاطب، مساوق با قبول مخاطب و همراه با تصدیق و پذیرش مخاطب است. حقیقت را باید نشان داد. باید سعى كنیم پیرایهها، خرافهها، ادعاهاى دروغین، كجفهمىها، بدفهمىها دخالت نكند. البته نقش علماى دین، مبلغان برجسته، روشنفكران در این زمینه نقش برجستهاى است. و ملت ما با عمل به تعالیم اهلبیت (علیهمالسّلام) و عمل به قرآن، چه در دوران انقلاب، چه در دوران دفاع مقدس، چه در حوادث گوناگونى كه براى كشور ما پیش آمده است، حقانیت این تعالیم را نشان داد. بسیارى از مردم دنیا در دوران دفاع مقدس با حقانیت تشیع آشنا شدند و به آن گرایش پیدا كردند و آن را قبول كردند و پذیرفتند؛ همچنانى كه خیلى از ناظران جهانى در دوران دفاع مقدس، در دوران انقلاب، با حقائقى كه در عمل امام بزرگوار ما و حواریون او - كه همین جوانهاى مبارز و مجاهد و مجاهدان راه حق بودند - دیده شد، به حقانیت اسلام اعتقاد پیدا كردند. بسیارى از ملتها كه مسلمان بودند، اما غفلت از حقیقت اسلام داشتند، بیدار شدند؛ آگاه شدند. نشان دادن حقیقتِ صحیحِ دین و نشان دادن آن بخصوص در عمل، چنین خاصیت معجزآسائى دارد.
امیدواریم ملت عزیز ما مشمول ادعیهى زاكیهى حضرت بقیةاللَّه (ارواحنافداه) باشند و انشاءاللَّه روز به روز این ملت در ارادت و انس و اشتیاق و انتظار ظهور آن بزرگوار جلوتر بروند. انشاءاللَّه ظرفیت دلها و چشمها و ظرفیت جهان آماده براى آن انقلاب عظیم الهى بشود.
نظر شما