گزارشی از راز پنهان در دل پرونده‌های طلاق

اعتیاد، به چه قیمت؟!

|
۱۳۹۰/۰۶/۱۰
|
۱۳:۳۹:۵۳
| کد خبر: ۷۳۹۴۲
اعتیاد، به چه قیمت؟!
اعتیاد به شیشه و کراک و آشنایی با زنان خیابانی از مهمترین دلایل درخواست طلاق از سوی زنانی است که برای نجات جان خود و فرزندانشان حتی حاضر به بخشیدن حق و حقوق خود هستند.

سرویس اجتماعی برنا/

هیاهوی جمعیتی که اضطرب و نگرانی به وضوح در چهره هایشان نمایان است، پرونده هایی با جلدهای سبز و قرمز که داستان زندگی یکی از مراجعین به دادگاه را در دل خود نهفته اند، مادرانی که کودکان خود را در آغوش گرفته و گویا هر لحظه منتظر جدایی از فرزند خود هستند، همه و همه مواردی است که در بدو ورود به دادگاه خانواده شماره یک مجتمع قضایی شهید محلاتی نظرم را به خود جلب می کند. 

گفت‌وگو با تعدادی از مراجعین که زندگیشان در آتش اعتیاد سوخته و خاکستری بر روح آنها باقی گذاشته، شاید درس عبرتی باشد برای افرادی که وسوسه این بلای خانمان سوز می شوند.

خانمی برای درخواست جدایی از همسرش به دادگاه مراجعه کرده که درباره علت حضور خود می گوید: تقریباً 8 سال است که با همسرم زندگی می کنم. در یکی 2 سال نخست زندگی مشترکمان تا قبل از حضور فرزندم زندگی معمولی و خوبی داشتیم، اما بعد از چندی به درخواست همسرم برای رفع بیکاری و پرکردن وقتمان به من پیشنهاد خرید ماهواره داد.

وی در ادامه گفت: من به این درخواست همسرم تن داده و قبول کردم تا ماهواره به عنوان سرگرمی وارد زندگیمان شود. درحالیکه همسرم در یک خانواده متدین و آبرومند بزرگ شده بود، طولی نکشید تحت تاثیر برنامه های ماهواره قرار گرفت و به طور کلی روش و منش زندگی اش تغییر کرد.

ل. ر که در حال حاضر از وضعیت همسرش اظهار شرمساری می کرد، گفت: در ابتدا با روابط طولانی با دختران کارهای غیر اخلاقی خود را آغاز کرد، اما کم کم با گذشت زمان با زنان خیابانی آشنا شد و به دام شوم این افراد افتاد؛ در حال حاضر می توانم بگویم دیگر هیچ راه برگشتی برای خود باقی نگذاشته است. آنقدر غرق در این عالم شده که با همه عشق و علاقه ای که به من داشت و حالا نیز آن را ابراز می کند، اما نمی تواند از کارهای غیر اخلاقی خود دست بکشد.

این خانم با بیان این مطلب که خانواده همسرش وی را طرد کرده اند، خاطر نشان کرد: در حالیکه همسرم به طور کامل از خانواده طرد شده است، اما باز هم نمی تواند از این راه برگردد به طوریکه اخیراً در ارتباط با این زنان به شیشه نیز اعتیاد پیدا کرده و رفتارها و توهمات غیر قابل تحملی به او دست می دهد.

وی در ادامه این مطلب گفت: زمانی که شیشه مصرف می کند به همه خواسته های من پاسخ مثبت داده و قول می دهد که پای زندگیمان بایستد. اما بعد از مدتی که از حالت توهم خارج شد، در برخی موارد کار به کتک زدن من نیز رسیده است.

ل. ر در پایان درباره وضعیت دادخواست خود به دادگاه گفت: من تقاضای مهریه ندارم چون مطمئن هستم که همسرم توان پرداخت آن را نخواهد داشت. فقط می خواهم فرزندم را از آتشی که همسرم ایجاد کرده است، نجات دهم تا او در این آلودگی رشد نكند.

این بار نزد زن جوانی می روم که با اضطراب به طرف دادگاه برای رسیدگی به دادخواستش در حرکت بود، درباره دلیل و مضمون ارایه دادخواست خود به دادگاه خانواده گفت: دادخواست من برای گرفتن حضانت فرزندم است.

وی در ادامه گفت: همسرم سه سال است که به دام اعتیاد افتاده و از یکسال گذشته، من متوجه اعتیاد او به شیشه و انجام رفتارهای غیرطبیعی شدم. براین اساس در صدد اترک او برآمدم. از یکسال گذشته با سابقه 2 بار ترک، بازهم به مصرف مواد مخدر ادامه داد و من و دخترمان را نادیده گرفت.

ی.م در ادامه افزود: در حال حاضر 3 ماه است که همسرم دختر چهارساله ام را برداشته و بدون اطلاع من، منزل را ترک کرده است و در این مدت هیچ خبر و نشانی از آن ها ندارم.

این زن جوان اینطور ادامه داد: من در خواستی برای طلاق از او ندارم، فقط می خواهم فرزندم به بالینم برگردد. هر جا سر می زنم، دوست و آشنا هیچ نشانی از او ندارند، به همین خاطر به دادگاه آمدم شاید قانون بتواند بار دیگر دخترم را به من برگرداند.

در مجتمع قضایی شهید محلاتی خانواده شماره 1 زنی که طفل 2ساله ای را در آغوش داشت با صورتی سرخ در حالی که خستگی بر چشمانش نمایان بود، برای درخواست رسمی جدایی از همسر خود از پله های این دادگاه بالا می رفت.

وی درباره دلیل جدایی خود از همسرش اینگونه گفت: من 4 سال است با همسرم زیر یک سقف زندگی می کنم. در ابتدا از اعتیاد او خبر نداشتم، اما کم کم با رفتارهای غیر طبیعی که از خود نشان داد، مطمئن شدم که او معتاد است. هرچند رفتارهای غیر عادی زمانی بود که او اعتیادش به شیشه بسیار زیاد شده بود.

این زن 32 ساله افزود: همسرم هفت سال قبل از اقدام به ازدواج، معتاد بود اما خانواده اش با توجه به آگاهی از اعتیاد پسرشان بازهم قدم پیش گذاشتند و بدون در جریان قراردادن من تماشاگر به هم خوردن زندگی من و خانواده ام شدند. در حال حاضر هم یکسال است من و فرزندم با پدر و مادرم زندگی می کنیم.

وی درباره رفتارهای غیرعادی همسرش می گوید: عادتش شده بود. سه شب پشت سر هم شیشه مصرف می کرد و همه این 3 شب را کامل بیدار بود و در بیداری مشغول به شستن ظرف ها، یا پاک کردن دیوار و یا تمیز کردن کمد ها بود. مصرف بیشتر باعث شده بود به بیماری وسواس دچار شود. سعی داشت همه چیز را تمیز کند و زمان برایش مهم نبود گاهی اوقات ساعت 3 نصف شب آشپزخانه را کامل می شست و وقتی اعتراض می کردم مرا کتک می زد. با این حال بعد از گذشت دوران وسواسی چند روز را به صورت مداوم می خوابید.

زن جوان درحالیکه اشک در چشمان زن حلقه و عرق از سر و صورتش سرازیر شده بود، گفت: دلم می سوزد که پدر و مادر همسرم از اعتیاد او قبل از ازدواج مطلع بودند، اما با این حال بازهم جانب او را گرفته اند و حتی به تنها فرزند پسرشان هم بی اعتنایی می کنند.

وی در ادامه افزود: در این مدت یکسال که در منزل پدرم بر سر می برم، تنها در خواست مهریه و نفقه کرده ام و از درخواست جدایی خودداری کردم و این به خاطر علاقه ای بود که به زندگی و امیدی که به بازگشت او به دنیای سلامت داشتم. با گذشت این یکسال او 2بار به کمپ های ترک اعتیاد مراجعه کرد، اما تنها توانست چند روز پاک بماند و دوباره به مصرف شیشه تن داد. با این حال امروز آمده ام که در خواست جدایی از او را بدهم، دیگر توان تحمل انسان بی مصرف و معتاد را ندارم.

س. ی در ادامه در پاسخ به این سوال که با فرزندت چه می کنی؟ می گوید: هرجور شده. حضانتش را می گیرم. چون همسرم در حال حاضر هیچ گونه صلاحیتی برای نگهداری دخترم را ندارد، هر چند گفته دخترم را در منزل دوستانم بزرگ می کنم اما من نمی گذارم و تمام تلاشم را می کنم تا دخترم در کنار خودم بماند.

نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر