اختصاصی/ حال و هوای نخستین روزهای مهر

سحرخیز: هنوز هم خواب امتحانات پایان سال را می‌بینم

|
۱۳۹۰/۰۷/۰۳
|
۱۴:۱۵:۱۸
| کد خبر: ۷۸۳۷۱
سحرخیز: هنوز هم خواب امتحانات پایان سال را می‌بینم
روزهای اول مهر را گریه کنان همراه با مادرم به مدرسه می‌رفتم، هنوز هم بعد از گذشت چندین سال خواب نمرات و امتحانات پایان سال را می‌بینم.
ابراهیم سحرخیز در گفت‌وگو با خبرنگار اجتماعی برنا در ارتباط با نخستین روز تحصیلی خود، اظهار داشت: نخستین روزهای آغاز مهر اول ابتدایی ام، همراه با کمی دلهره و گریه بود  و حدود یک هفته اول سال را همراه با مادرم به مدرسه می رفتم و مادر تا پایان ساعت مدرسه در حیاط مدرسه منتظر می ماند. فکر می کنم علت آن، وابستگی شدید من به خانواده ام بود.

معاون آموزش متوسطه آموزش‌وپرورش با بیان اینکه دوران ابتدایی خود را در مدرسه ای در میدان شریعتی همدان گذرانده است، تصریح کرد: نخستین معلمم، آقای ناظمی بود. معلم و محیط مدرسه به گونه ای بود که به تدریج به فضا عادت کردم.

سحرخیز با اشاره به شیطنت های دوران نوجوانی خود اظهار داشت: در دوره ابتدایی دانش آموز آرامی به لحاظ شخصیتی بودم، اما در دوران راهنمایی و دبیرستان شیطنت های خاص خود را داشتم، البته به دلیل آنکه نمرات درسی ام خوب بود، کمتر تنبیه می شدم.

وی با بیان اینکه شکل شوخی امروزه با گذشته تغییر کرده است، تصریح کرد: از شیطنت هایی که آن زمان همراه با دوستانم داشتیم، سرکلاس درس یک پس گردنی به دانش آموز نیمکت جلویی‌مان می زدیم.

وی همچنین با اشاره به خاطرات دوران ابتدایی خود اظهار داشت: یکی از خاطراتی که از آن دوران همیشه در ذهن دارم، این است که ناظم مدرسه هر روز لیوان و دستمال دانش آموزان را در صف کنترل می کردند. یک روز وقتی ایشان را دیدم، هول شدم و با وجودی که لیوان و دستمالم گوشه کیفم بود، آن را پیدا نکردم و با چوب تنبیه شدم و بعد از آن متوجه شدیم که  همراهم بوده است و در واقع تنبیه نا به حقی در حق من صورت گرفت.

معاون آموزش متوسطه وزارت آموزش و پرورش با اشاره به تفاوت امکانات دانش آموزان در گذشته و حال یادآور شد: آن زمان دانش آموزان امکانات آموزشی و تفریحی کمتری داشتند و دسترسی به اطلاعات به اندازه حالا نبود و مطالعات معلمان نیز بیشتر بود. همچنین بین شاگرد و معلم یک حجابی وجود داشت که الان تا حدی برداشته شده است. در عین حال که روابط صمیمانه شده، اما احترام به ساختارهای رسمی و مورد قداست مدرسه کمرنگ شده است.

سحرخیز با اشاره به آرزوهای خود در دوران کودکی خاطرنشان کرد: از همان کودکی معلمی را خیلی دوست داشتم و در آرزوهایم می گفتم، آیا می شود روزی در کلاسی را تدریس کنم. از همان ابتدا به معلمی علاقه‌مند بودم، اما اصلا به این سمتی که حالا به آن رسیدم، فکر نکرده بودم.

وی با بیان اینکه بیشتر اوقات فراغت کودکی خود را در محیط فرهنگی گذرانده است، گفت: به واسطه شغل پدرم تابستان ها را در محیطی فرهنگی می گذراندم و این در موفقیت من بی تأثیر نبود.

سحرخیز همچنین ادامه داد: دانش آموزان باید به شرایط سخت عادت کنند، چراکه انسان ناز پرورده کار به جایی نمی برد.

وی با بیان اینکه بهترین خاطره ام مربوط به روزهای اول مهر است، خاطرنشان کرد: هنوز هم بعد از گذشت این همه سال، خواب نمره و امتحانات پایان سال را می بینم.
نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر
پرونده ویژه