بازگشت تاسف بار ˝پوتین˝ به قدرت
" ولادیمیر پوتین" با سابقه یک حکومت خودکامه نشان داد که ایجاد اصلاحات دموکراتیک با وجود وی بعید به نظر می رسد. اکنون با نزدیک شدن به زمان انتخابات روسیه زمزمه های انتخاب مجدد او به گوش می رسد و اگر چنین شود آینده روشنی در انتظار این کشور نخواهد بود.
اگر کسی هنوز در این فکر بود که رژیم توتالیتری روسیه شبیه یک رژیم دموکراسی تکامل یافته شده، پس از سخنرانی روز شنبه "پوتین" و اعلام بازگشت به کرملین در ماه مارس، فهمیده که افکارش توهمی بیش نبوده است.
اعلام نامزدی "پوتین" برای ریاست جمهوری به سادگی خواسته وی یعنی روسیه برای همه و تشکیل یک دولت تک حزبی را روشن می سازد.
وی از سال 2000 تا 2008 دو دوره عهده دار سمت ریاست جمهوری روسیه بود و به دلیل ممنوعیت قانون اساسی این کشور با 3 دوره متوالی ریاست جمهوری مجبور به ترک خدمت شد.
او تصمیم گرفت زمینه ریاست جمهوری " دیمیتری مدودف" متحد خود را فراهم کند و خود نخست وزیر شد. حالا هر کدام به نقش های اصلی خود باز می گردند و "پوتین" بار دیگر رئیس جمهور و "مدودف" نخست وزیر خواهد شد.
دوره ریاست جمهوری در روسیه از 4 سال به 6 سال افزایش یافته و این بدان معنی است که پوتین می تواند 12 سال متوالی در این پست تا سن 72 سالگی باقی بماند و به این ترتیب پس از "استالین" او تنها رهبر روسیه است که طولانی ترین دوره قدرت را در دست دارد.
اگرچه "پوتین" در واشنگتن با بی میلی پیشنهاد "مدودف" برای بازگشت به ریاست جمهوری را پذیرفت، اما بی تردید این نشان دهنده یک بازگشت قریب الوقوع و تبادل قدرت است.
"مدودف" در طول ریاستش برای بهبود روابط تجاری با سایر کشورهای جهان تلاش بیشتری کرده و فعالانه به دنبال عضویت روسیه در سازمان تجارت جهانی بوده است.
به نظر می رسد "مدودف" با " باراک اوباما" رئیس جمهور آمریکا در محدود کردن استفاده از سلاح های هسته ای توسعه یافته به تفاهم هایی دست یافته اند، در حالیکه "پوتین" با " جرج دبلیو بوش" بر سر سپر دفاع موشکی ایالات متحده در شرق اروپا کشمکش های فراوانی داشت.
اما واکنش ها در خصوص اعلام نامزدی "پوتین" در میان روس ها بیش از آمریکایی ها است که با قدرت گرفتن مجدد وی چه بر سر روسیه خواهد آمد.
" میخائیل گورباچف" رئیس جمهور شوروی سابق در این رابطه می گوید: اگر "پوتین" خواهان حفظ قدرت خود باشد، این موضوع برای روسیه به مفهوم شش سال بر باد رفته است، امیدوارم اقدامات وی در آینده باعث فروپاشی مجدد روسیه نشود.
پس از اعلام نامزدی "پوتین" در نشست حزب حاکم روسیه، منتقدان لیبرال در مطبوعات با مقالات انتقادی از حرکت وی اعلام انزجار کردند و تظاهرات پراکنده ای از سوی حزب مخالف صورت گرفت.
میراث "پوتین" ثبات و امنیت در مقابل موج تروریسم دهه 1990 بود که توانست این جریان را کنترل و مهار کند. در کنار آن درآمدهای عظیم نفت و گاز که منجر به کاهش بحران اقتصادی، اجتماعی در روسیه شد، وی را به یک رهبر محبوب و مقتدر در این کشور تبدیل کرد.
با این حال بسیار بعید است که "پوتین" برای اجرای اصلاحات مورد نیاز برای تحقق دموکراسی و یا کاهش فساد مالی قدم بردارد، چون خود یکی از قربانیان آن خواهد بود. این بدان معنی است که دولت بعدی روسیه آینده ای خشن را با مواضع تهاجمی در سیاست خارجی با سایر کشورهای جهان خواهد داشت.
منبع:لس آنجلس تایمز