چرا باید از نشر هرزه نگاری جلوگیری کرد
اطلاعاتی كه در معرض فیلتر یا سانسور قرار میگیرند بر دو نوع هستند. گاهی نشر برخی اطلاعات بد است به دلیل نتایج و آثار بدی كه در پی دارند. در این حال بحث اخلاقی از نشر این نوع اطلاعات بستگی به نتایج و آثار نشر آنها دارد. گاهی نشر برخی اطلاعات نه فقط به خاطر نتایج و آثار بدی كه در پی دارد بلكه علاوه بر آن خود آنها نیز ذاتاً بد هستند. مثالهایی چون هرزهنگاری، سخنان نژادپرستانه، ترویج خشونت، كفرگویی، خیانت، و اخلال از این نوع امور هستند. نشر این امور ذاتاً بد است چون نوعاً شنیدن یا گفتن یا دیدن این امور میتواند اثراتی تخریبی برای انسان در بر داشته باشد. بد بودن این افعال تنها به دلیل نتایج بدی كه این امور در بر دارند نیست. دو دلیل عقلی برای بدی نشر محتواهای هرزهنگاری مذكور اقامه شده است:
1-دلیل اول: این محتواها موهن و موجب بدنامی و بیآبرویی شخص صاحب محتوا، دریافت كننده و ارسال كننده محتوا میشود.
در رد این استدلال گفتهاند: كه رضایت طرفین و صاحب محتوا برای ایجاد ارتباطات شرط است و در این شرایط شخصی كه مورد توهین و بدنامی است نمیخواهد چنین چیزی را دریافت كند یا تمایلی به ایجاد ارتباطاتی كه موجب بدنامی او شود ندارد. بنابر این اگر ارتباطی ایجاد میشود كه موجب انتقال اطلاعات گردد، به رضایت آنهاست و از دید آنها موجب توهین یا بدنامی به آنها نیست. ضمن این كه انسانها آزادند در باب بدنامی و بیآبرویی یا خوشنامی خود تصمیم بگیرند. شاید كسی بیآبرو شدن را برای خویش انتخاب كند. انسانها آزادند آن گونه كه میخواهند به زندگی ادامه دهند.
ولی باید دانست كه این رد استدلال مبتنی بر مبنای لیبرالیستی است كه در ادامه بحث به نقد آن خواهیم پرداخت. خواهید دید كه این نوع جواب معارض با شأن و مقام انسانی است.
2-دلیل دوم: محتوا باعث تنزل شأن انسانی یا فساد اخلاقی و گناه صاحب محتوا، دریافت كننده و ارسال كننده است.
اگر به تصاویر مستهجن از یك مرد یا زن نگاه شود، آن شخص (كه تصویر از آن او است) از جایگاه انسانی خود تنزل خواهد یافت. حرمت او شكسته میشود. كرامت و شأن انسانی او نقض شده و همچون حیوانات تلقی خواهد شد. حتی اگر آن تصاویر به وسیله خود او یا با رضایت خود او انتشار یابد. چون كرامت انسان امری نیست كه در اختیار خود او باشد تا بتواند آن را نقض كند. همان طور كه همه ما موظف هستیم از جسم خود محافظت كنیم و ضرر زدن به جسم نوعی بیماری روحی و نیز گناه شرعی محسوب میشود، همه ما موظف هستیم در حفظ كرامت خویش تلاش كنیم چون كرامت انسان مانند آبروی انسان از امور معنوی و ودیعهای الهی نزد او است. خداوند متعال فرموده است :
وَ لَقَدْ كَرَّمْنا بَنی آدَم (الاسراء-70) و به راستی ما فرزندان آدم را كرامت عطا كردیم.
روشن است كه مخدوش ساختن كرامت انسان نیز نوعی بیماری روحی و نیز گناه شرعی محسوب میشود.
به ویژه اگر از آن شخص (تصویر برداری شده) سوء استفاده شده باشد یا به او تعدی و تجاوز شده باشد، گناه مرتكب شونده (نشر دهنده تصاویر) بیشتر است. مشاركت در بهرهبرداری از تصاویر چنین وقایعی مشاركت در تداوم آن تعدی به شأن انسانی است. از دیدگاه یك اخلاق كانتی (1785) نباید با انسانها همچون یك ابزار برای اهداف خود برخورد كرد.
لیبرالیستهایی چون میل (1859) معتقدند كه تنها اصلی كه میتوان طبق آن قدرت را به طور درستی بر علیه هر عضوی از جامعه متمدن و در برابر اراده او بكار گرفت، جلوگیری از صدمه به دیگران است. خیر خود شخص، خواه مادی و جسمی خواه اخلاقی و معنوی، مجوّزی كافی برای نقض اراده و آزادی افراد نیست. همچنین رونالد دوركین كه از جمله كسانی است كه لیبرالیسم را بر مبنای حقوق بشر توجیه كرده است، بیان میكند كه اصل «استقلال اخلاقی» دلیلی است بر رد چنین سانسورهایی. طبق این اصل انسانها «حق دارند كه از وضع نامطلوب در توزیع خیرها و فرصتهای اجتماعی آسیب نبینند ... صرفاً بر این مبنا كه مقامات یا همشهریانشان فكر میكنند اعتقادات آنها در باره راه درست راهبری زندگیشان خطا یا ننگین است (Dworkin, 1981, p. 194). منظور او این است كه اگر این نوع آزادیها از شهروندان سلب شود، در حقیقت توزیع خیرها و فرصتهای اجتماعی آسیب میبیند و دچار وضع نامطلوبی میشویم و به همین جهت صاحبان قدرت حق ندارند به دلیل این كه انتخاب شهروندان نادرست است از آن ممانعت كنند. هر شهروندی آزاد است تا راه زندگی خویش را تعیین و انتخاب كند.
این جواب لیبرالیستها یك مبنای فلسفی دارد. نزد لیبرالیستها والاترین ارزش انسانی آزادی است. حدود آزادی را نیز خود آزادی تعیین میكند. یعنی حد آزادی نقض آزادی دیگران است و هیچ حد دیگری نمیتواند آزادی فردی را محدود كند. اما از دیدگاه اسلامی این مبنای كاملی نیست. آزادی در شرع اسلام یك ارزش محسوب میشود ولی آزادی علاوه بر حدی كه ذكر شد، محدود به حدود دیگری از جمله حدود الهی است. احكام الهی آزادی فردی انسانها را محدود و مشروط میكند. اسلام اصول ارزشی دیگری غیر از آزادی را نیز معتبر دانسته و در كنار آزادی فردی و گاهی فراتر از آن توصیه میكند.
مثلاً در بسیاری از موارد، عفت ارزشی والاتر از آزادی است، طوری كه برخی روابط آزادانه، خلاف عفت بوده و از نظر عقلایی و نیز از نظر اخلاق اسلامی مذموم است. در همه جوامع بشری به كسی كه رفتارهای خلاف عفت دارد یا از این راه كسب درامد میكند به دیده حقارت مینگرند. این امر نشان میدهد كه عقلا این نوع رفتارها را مذمت میكنند. در این مذمت فرقی بین جوامع دینی و غیردینی نیست؛ افرادی كه كارهای خلاف عفت را پیشه كرده و شغل خود قراردادهاند، حتی در كشورها و جوامع بیدین نیز در طبقه افراد پست قرار میگیرند.
در اسلام نیز این حكم عقلایی مورد تأكید قرار گرفته است. در روایت صحیحی از امام صادق علیه السلام نقل است كه امام علی علیه السلام میفرمودند:
«أفضَل العِبادَةِ العِفاف» : والاترین عبادت عفاف و پاكدامنی است.
طبق قران یكی از دلائلی كه كافران قیامت را انكار میكنند آن است كه مایلند راهشان باز و آزاد باشد تا هر چه میخواهند انجام دهند.
كَلّا بَل یُریدُ الانسانُ لِیَفجُرَ اَمامَهُ یَسئَلُ اَیّانَ یَومُ القیامَة (القیامة- 6-5)
(انسان شك در معاد ندارد) بلكه او مىخواهد (آزاد باشد و بدون ترس از دادگاه قیامت) در تمام عمر گناه كند! (از این رو) مىپرسد: «قیامت كى خواهد بود»! (ترجمه مكارم)
همچنین در قران كریم بر لزوم رعایت حدود الهی (عمدتاً در مباحث حقوق خانواده شامل احكامی از طلاق، ارث و ظهار) تأكید فراوانی شده است. كسانی كه از حدود الهی تجاوز كنند مستحق خلود در آتش جهنم شمرده میشوند.
وَ مَن یَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ یَتَعَدَّ حُدُودَهُ یُدْخِلْهُ نَارًا خَالِدًا فِیهَا وَ لَهُ عَذَابٌ مُّهِینٌ (النساء-14)
و هر كس از خدا و پیامبر او نافرمانى كند و از حدود مقرر او تجاوز نماید، وى را در آتشى درآورد كه همواره در آن خواهد بود و براى او عذابى خفّتآور است. (ترجمه فولادوند)
همچنین یكی از ویژگیهای مؤمنان مجاهد، نگهبانی و مراعات حدود الهی شمرده شده است.
وَ الحَْفِظُونَ لحُِدُودِ الله (التوبة-112) و پاسداران مقرّرات خدایند (ترجمه فولادوند)
از این تعبیرات مسلّم میدانیم كه انسان به اندازهای آزاد نیست كه حدود و مقرّرات الهی را زیر پا گذارد. از این ندارند چنین آزادیهایی را كه موجب نقض حدود الهی است، به شهروندان خود اعطا كنند.
همچنین در برخی روایات به غیرت به عنوان یكی از اوصاف الهی تأكید شده و مؤمنان به این صفت ترغیب شدهاند. این صفت از اوصاف ابراهیم نبی علیه السلام و رسول گرامی اسلام (ص) برشمرده شده است. (الكافی، ج 5، صص 535-536)
همچنین در قرآن كریم به مردان و زنان توصیه شده كه چشم خویش از محرمات بپوشانند:
قُل لِّلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّواْ مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَ یحَْفَظُواْ فُرُوجَهُمْ ذَالِكَ أَزْكىَ لهَُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرُ بِمَا یَصْنَعُونَ(*) وَ قُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَرِهِنَّ وَ یحَْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَ لْیَضْرِبْنَ بخُِمُرِهِنَّ عَلىَ جُیُوبهِِنَّ وَ لَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ...(النور،30-31)
به مردان با ایمان بگو: «دیده فرو نهند و پاكدامنى ورزند، كه این براى آنان پاكیزهتر است، زیرا خدا به آنچه مىكنند آگاه است.» (30) و به زنان با ایمان بگو: «دیدگان خود را [از هر نامحرمى] فرو بندند و پاكدامنى ورزند و زیورهاى خود را آشكار نگردانند مگر آنچه كه [طبعاً] از آن پیداست. و باید روسرى خود را بر گردنِ خویش [فرو] اندازند، و زیورهایشان را جز براى شوهرانشان یا ...آشكار نكنند ... (31)
از این آیات استفاده میشود كه نظر به نامحرم حرام است و حفظ خویشتن از نگاه نامحرمان نیز واجب است. همچنین در حدیث مناهی نبوی از نگاه كردن به عورت دیگران نهی شده است:
وَ نَهَى أَنْ یَنْظُرَ الرَّجُلُ إِلَى عَوْرَةِ أَخِیهِ الْمُسْلِمِ وَ قَالَ مَنْ تَأَمَّلَ عَوْرَةَ أَخِیهِ لَعَنَهُ سَبْعُونَ أَلْفَ مَلَكٍ وَ نَهَى الْمَرْأَةَ أَنْ تَنْظُرَ إِلَى عَوْرَةِ الْمَرْأَة (الامالی للصدوق، ص 425)
و (پیامبر نهی كرد) از نگاه مسلمان به عورت برادر مسلمانش. فرمود هر كه در عورت برادر خود تأمل كند هفتاد هزار فرشته او را لعن كنند، غدقن كرد كه زن به عورت زن نگاه كند (ترجمه كمرهای)
این نهی خطاب به دریافت كننده و ارسال كننده اطلاعات هر دو است. همچنین فردی كه اطلاعات در مورد او است را نیز شامل میشود. وقتی نگاه كردن حرام باشد، نشان دادن نیز به طریق اولی حرام است چون علاوه بر این، در آیه قران غض نظر و فرو بستن چشم و نیز حفظ عورت واجب شمرده شده است. در این مقام فرقی بین حكم زن و مرد نیست.
از همین جا روشن میشود كه در اسلام نشر آزاد اطلاعات اموری را كه موجب نقض حدود الهی شود، شامل نمیشود.
آنچه گفته شد مربوط به یكی از استثناهای نشر آزاد اطلاعات، یعنی هرزهنگاری بود. روحانیون محترم موظفند با توضیح و تبیین مسأله فیلترینگ و ضرورت آن توجیه کافی برای پیشگیری جوانان از هرزه نگاری و هرزه نمایی را فراهم کنند و مضرات و اثرات مخرب این رفتار را بر سلامت روانی و روحی آنان متذکر گردند.