در مجتمع قضایی شهید محلاتی چه می‌گذرد؟/۴۵

تجربه زندگی با زن معتاد برایم سنگین تمام شد

|
۱۳۹۰/۰۷/۱۰
|
۱۴:۳۳:۰۷
| کد خبر: ۷۹۸۷۰
تجربه زندگی با زن معتاد برایم سنگین تمام شد
به خاطر وابستگی که به هم داشتیم، چندین بار برای مدت طولانی او را رها کردم تا از این منجلاب نجات یابد، اما غافل از اینکه تنها علاقه او در دنیا به مواد مخدر بود.
به گزارش خبرنگار اجتماعی برنا، مردی با موهای جوگندمی و اندامی ورزیده روی نیمکت در حیاط دادگاه شماره یک نشسته و در حال پرکردن برگه دادخواست بود. نزد او رفتم، عینک دودی اش را از چشم برداشت، ابتدا خودم را معرفی کردم و  بعد علت حضورش را جویا شدم که در پاسخ گفت: ما تفاهم نداریم، اصلا با هم زندگی نکردیم که طعم تفاهم را چشیده باشیم. 13 سال پیش با ندا ازدواج کردم و از او یک پسر 11 ساله دارم، اما به هر تقدیر در این مدت طعم شیرین زندگی را نتوانستیم بچشیم.

وی در ادامه می گوید: خانم من معتاد است و من هر چه سعی کردم او را از دام این غول خانه خراب کن، نجات دهم ، نشد. در حال حاضر اعتیاد، ظاهر او را نیز آلوده کرده و زیبایی او را پشت چهره سیاهش پنهان کرده است.

احمد. د در ادامه با اشاره به این مطلب که همسرم قصد اصلاح ندارد، گفت: در این مدت هر زمان سعی مرا برای اصلاح خود می دید، به دامن مادرش پناه می برد و مادرش با اینکه زن با تجربه ای است، به علت دلسوزی های بی مورد از او حمایت می کرد. نه پدری داشت و نه برادری که برای او بزرگی کنند و من را هیچگونه به حساب نمی آورد، به خاطر وابستگی که به هم داشتیم، چندین بار برای مدت طولانی او را رها کردم تا از این منجلاب نجات یابد، اما غافل از اینکه تنها علاقه او در دنیا به مواد مخدر بود.

وی در ادامه در پاسخ به این سوال که اعتیاد همسرتان از چه زمانی آغاز شده است، می گوید: به گفته خود ندا، اعتیادش از زمان مجردی آغاز شد. البته بسیار محدود، اما من قبل از به دنیا آمدن فرزندمان متوجه این مطلب شدم. معقتد بودم با آمدن سهیل، وضع بهتر می شود و او به خاطر پسرش مواد مخدر را کنار می گذارد. اما افسوس که به یک سال و نیم هم نکشید که او مجدد به کار خود ادامه داد و به این خاطر سهیل را از شیر مادر محروم کرد و من را نیز بار دیگر در شیب تند زندگی رها کرد.

احمد در پایان گفت: در حال حاضر دیگر امیدی به ادامه زندگی با او ندارم، شش ماه است پسرم را از او جدا کردم و با خودم زندگی می کند. درخواست جدایی از او را به دادگاه داده ام. حاضرم تمام حق و حقوقش را که مهریه ای 124 سکه ای است، پرداخت کنم و از او که عشق جوانی ام بود، جدا شوم، عشقی که هیچ وقت با دل من راه نیامد.
نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر