در دادگاه خانواده شهید محلاتی چه میگذرد؟/۴۶
همسرم برای رسیدن به بانوی جدید، من را ناشزه خوانده!
همسرم مدعی شده من ناشزهام و به این خاطر میخواهد از من جدا شود. او رفتن من به خانه مادر پیرم را بهانه این ادعا قرار داده، در حالیکه...
به گزارش خبرنگار اجتماعی برنا، به همراه مادرش به دادگاه خانواده شماره یک محلاتی آمده بود. غم سنگینی در چهره اش نمایان بود، معلوم بود حامی خوبی برای مادر پیرش است. جلو رفتم، از او پرسیدم چرا به این دادگاه مراجعه کرده است، که در پاسخ گفت: طلاق.
از او پرسیدم که چرا در این سن جوانی به این نتیجه رسیده که پاسخ داد: من 2 سال پیش با همسرم ازدواج کرده و به زیر یک سقف رفتیم. در این مدت همه تلاش خود را کردم تا همسری محبوب و محجوب برای او باشم. تا 6 ماه گذشته همانگونه که هدفم بود، شرایط بسیار خوب و معقول پیش می رفت، اما از 6 ماه گذشته اتفاقاتی رخ داد که الان من را در این جا می بینید.
پریسا در ادامه با بیان این مطلب که همسرش 26 سال سن دارد، خاطر نشان کرد: زمانی که هادی مرا به همسری پذیرفت، اعتقاداتش خیلی شبیه به من و به دنبال زندگی آرام، بی دغدغه و دور از خیانت بود. البته اینطور ادعا می کرد، هر چند در ابتدا همین گونه بود، اما تقریبا از یک سال گذشته که محل کارش تغییر کرد و در یک شرکت خصوصی مشغول به کار شد، رفتارش نیز تغییر کرد. به هر تقدیر از همان زمان بود که مرا همسر ایده آل خود ندانست.
زن جوان در ادامه می گوید: تقریباً یکی دو ماه که از حضورش در این شرکت می گذشت، متوجه شدم با خانمی که در همان شرکت مشغول به کار است، ارتباط برقرار کرده، اما میزان این ارتباط را هنوز هم نمی دانم. به هر تقدیر سعی کردم به روی همسرم نیاورم تا شاید خودش بعد از مدتی از کارش پشیمان شود. اما این اتفاق تا جایی ادامه یافت که 6 ماه گذشته احضاریه به درب منزل آمد و متوجه شدم درخواست طلاق داده است. وقتی در دادگاه حاضر شدم، فکر نمی کردم دلیل او تا این حد دور از عقل باشد. اما او مدعی شده بود من ناشزه ام و به این خاطر می خواهد از من جدا شود. او رفتن من به خانه مادر پیرم را بهانه این ادعای خود قرار داده بود، در حالیکه همیشه با رضایت او از خانه خارج می شدم.
این خانم در پایان گفت: وقتی این ناملایمت ها را دیدم و خیانت همسرم را که در ابتدا برایم شک بود، باور کردم، به این نتیجه رسیدم تا هر طور که ممکن است، بایستم و حق و حقوقم را بگیرم. خودش هم می دانست ادعایی که کرده، بی مورد است و برای خلاصی از من و رسیدن به بانوی جدید راضی شده تا مهریه ام که یک دانگ از خانه اش است، به همراه 114 سکه بهار آزادی را به صورت اقساط بپردازد.
از او پرسیدم که چرا در این سن جوانی به این نتیجه رسیده که پاسخ داد: من 2 سال پیش با همسرم ازدواج کرده و به زیر یک سقف رفتیم. در این مدت همه تلاش خود را کردم تا همسری محبوب و محجوب برای او باشم. تا 6 ماه گذشته همانگونه که هدفم بود، شرایط بسیار خوب و معقول پیش می رفت، اما از 6 ماه گذشته اتفاقاتی رخ داد که الان من را در این جا می بینید.
پریسا در ادامه با بیان این مطلب که همسرش 26 سال سن دارد، خاطر نشان کرد: زمانی که هادی مرا به همسری پذیرفت، اعتقاداتش خیلی شبیه به من و به دنبال زندگی آرام، بی دغدغه و دور از خیانت بود. البته اینطور ادعا می کرد، هر چند در ابتدا همین گونه بود، اما تقریبا از یک سال گذشته که محل کارش تغییر کرد و در یک شرکت خصوصی مشغول به کار شد، رفتارش نیز تغییر کرد. به هر تقدیر از همان زمان بود که مرا همسر ایده آل خود ندانست.
زن جوان در ادامه می گوید: تقریباً یکی دو ماه که از حضورش در این شرکت می گذشت، متوجه شدم با خانمی که در همان شرکت مشغول به کار است، ارتباط برقرار کرده، اما میزان این ارتباط را هنوز هم نمی دانم. به هر تقدیر سعی کردم به روی همسرم نیاورم تا شاید خودش بعد از مدتی از کارش پشیمان شود. اما این اتفاق تا جایی ادامه یافت که 6 ماه گذشته احضاریه به درب منزل آمد و متوجه شدم درخواست طلاق داده است. وقتی در دادگاه حاضر شدم، فکر نمی کردم دلیل او تا این حد دور از عقل باشد. اما او مدعی شده بود من ناشزه ام و به این خاطر می خواهد از من جدا شود. او رفتن من به خانه مادر پیرم را بهانه این ادعای خود قرار داده بود، در حالیکه همیشه با رضایت او از خانه خارج می شدم.
این خانم در پایان گفت: وقتی این ناملایمت ها را دیدم و خیانت همسرم را که در ابتدا برایم شک بود، باور کردم، به این نتیجه رسیدم تا هر طور که ممکن است، بایستم و حق و حقوقم را بگیرم. خودش هم می دانست ادعایی که کرده، بی مورد است و برای خلاصی از من و رسیدن به بانوی جدید راضی شده تا مهریه ام که یک دانگ از خانه اش است، به همراه 114 سکه بهار آزادی را به صورت اقساط بپردازد.
نظر شما