نگذاریم نخبگان کشورمان توسط بیگانگان دزدیده شوند

|
۱۳۹۰/۰۷/۱۵
|
۱۲:۳۴:۱۰
| کد خبر: ۸۰۴۸۶
نگذاریم نخبگان کشورمان توسط بیگانگان دزدیده شوند
سیده رویا حسینی
سیده رویا حسینی، مجری شبکه 2 سیما و استاد دانشگاه در خصوص علل و عوامل فرار مغزها از کشور و راهکارهای پیشگیری از این مساله، گفت: پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، روند ادامه تحصیل و رسیدن به سطوح تحصیلی بالاتر به‌ویژه برای بانوان، شکل تازه تری به خود گرفت. پس از پایان جنگ و مسایل و مشکلاتی که جنگ در پی داشت و بازگشت جوانان از جبهه ها یکی از مسایل بسیار مهم، بازسازی فرهنگی کشور بود که ادامه تحصیل را در خود جای داد.

توجه ویژه زنان و مردان نسبت به ادامه تحصیل باعث شد که موج گرایش به دانشگاه ها پدید آید. برای رسیدن به یک زندگی بهتر و رسیدن به سطح علمی بالاتر و حتی در سطح فرهنگ عامه نیز، داشتن تحصیلات دانشگاهی یکی از مزیت های مهم و ارزشمند شد که همه به آن توجه می کردند.

در چند دهه اخیر با پدیده ای به نام فرار مغزها مواجه شدیم که تنها مختص کشور ما نیست. یک سری کشورهای درحال توسعه این پدیده را به خود دیدند که جوانانی را که با سرمایه های آن کشور تحصیل می کنند و با سیستم آموزش و پرورش آن کشور آموزش می بینند، برای رسیدن به سطح علمی مناسب به خاطر داشتن یک سری امکانات جذب کشورهای غیر کنند.

در کشور ایران، باتوجه به سابقه تاریخی فرهنگی که همیشه دانشمندان و نخبگان بسیار زیادی داشته است، متوجه می شویم که بسیاری از این افراد ترجیح می دهند به جای اینکه در کشور خود باشند، در کشورهای دیگر فعالیت کنند. یکی از دلایل عمده این مسئله، آن است که افراد به شغل مناسبی که مربوط به تحصیلاتشان است، گمارده نمی شوند و این امر سرخوردگی و ناامیدی در افراد را در پی دارد.

در بسیاری از ادارات تخصصی مثل اداره برق، سازمان آب و یا اداراتی که نیاز به پرسنل تخصصی در بخش های مدیریتی دارند، مشاهده می شود افرادی مشغول هستند که توانمندی و تحصیلات لازم را در این حوزه ندارند. به این شکل می شود که وقتی افراد در یک رشته خاص درس می خوانند، هیچ آینده روشنی را برای رشته مورد علاقه شان پیدا نمی کنند.

اینجاست که زنگ خطر به صدا در می آید و افراد جذب محیط هایی می شوند که از آن سوی آب ها با در اختیار گذاشتن امکانات مناسب به لحاظ اقتصادی و مالی دعوت می شوند و در رشته مورد علاقه خود مشغول به کار می شوند و آنچه را که در مورد آن دانش داشته اند در آنجا به کار می گیرند.

به‌طور مثال، دانشجویی که در رشته الکترونیک نفر اول دانشگاه است و دوست دارد در یک بخش خصوصی یا دولتی در این حوزه کار کند. بخش خصوصی به دلیل شرایط ویژه خود که مدیران را خودش انتخاب می کند و بخش دولتی به دلیل عدم ساماندهی مناسب در گرفتن پرسنل و نیروها دچار مشکلات خیلی عمده ای است. بنابراین فرد چون آینده ای ندارد، ترجیح می دهد با اولین پیشنهاد از طریق اینترنت پذیرش کشورهای دیگر شود و با توجه به هزینه هایی هم که آنها پشتیبانی می کنند، کشور را ترک کند.

حسینی معتقد است: خُرده گرفتن به افرادی که کشور را ترک می کنند، صحیح نیست. زیرا تمام افرادی که از هوش سرآمد و بالایی برخوردارند و نخبه هستند، اگر امکانات لازم برایشان فراهم شود، ترجیح می دهند که در کشور خود کار کنند و در کنار خانواده بمانند. با یک بررسی کلی مشاهده می کنیم که همه این افراد به نوعی علاقمند هستند که به خاطر داشتن سطح متوسطی از زندگی و فرار از بیکاری کشور را ترک کنند. شاید خیلی از افراد با تحصیلات بالا و رشته های تخصصی مشاهده شوند، ولی شغل مناسبی پیدا نکرده اند. وقتی فرد شغل مناسب پیدا نمی کند، از این جهت است که نتوانسته در رشته مورد علاقه اش کار کند، وگرنه شاید بتواند در یک شرکت کار دفتری و اداری انجام دهد.

یکی دیگر از دلایل مهم، عدم وجود فضای آزمایشگاهی و پژوهشی در کشور است. یک فرد نخبه و یک فردی که به عنوان مغز در کشور از او نامبرده می شود، نیازمند پژوهش و تحقیق بوده و علاقمند است که اگر اختراعی انجام می دهد، آن اختراع مورد توجه قرار گیرد و به تولید برسد. ولی وقتی مورد توجه قرار نمی گیرد و کشورهای دیگر به این تحقیقات احترام می گذارند و هزینه های خوبی بابت این پروژه ها می دهند، نکته مهمی را در بر دارد.

متاسفانه دانشگاه ها هزینه های خیلی کمی را در این خصوص درنظر گرفته اند. یک فرد برای اینکه پژوهش و تحقیق خود را به ثبت برساند، دائم باید در ادارات پاسکاری شود و در آخر دچار دلزدگی پژوهشی شده و در نهایت آنها را به کشورهای دیگر تقدیم می کند. مثل اینکه فرزندی را پرورش داده ایم و اکنون که زمان بهره برداری از اوست، آن را تحویل شخصی دیگر می دهیم.

نکته بعدی که قابل توجه است؛ افزایش رسانه ها و مولتی مدیاها و تبادل اطلاعات در چند ثانیه و چند دقیقه است که باعث می شود افراد بتوانند سفارش ها و یا تاییدهایی از کشورهای دیگر با امکانات خیلی بهتر بگیرند.

مشکل نظام آموزشی ما این است که آموزش و پرورش و خانواده ها زحمت می کشند و فقط با یک ایمیل، جوانان جذب کشورهای دیگر می شوند و فقط دلیل آن نبودن این امکانات در کشور ماست و هیچ وقت هم قبول ندارند که داشتن امکانات اجتماعی بهتر در کشورهای دیگر اشخاص را به آن سمت می کشد.

این افراد به تنها چیزی که علاقه دارند، داشتن فضای بهتر پژوهشی و تحقیقاتی است. آنها لازم دارند که دیده شوند و به لحاظ شغلی و بیمه ای تامین شوند.

مهمترین راهکار و مساله ای که در ایران باید مطرح شود، شناسایی نخبه ها است. متاسفانه بعد از آمدن مدارس غیرانتفاعی به خاطر اینکه مدارس سطح بازدهی خود را بالا ببرند، به بعضی از دانش آموزان نمره های اضافه دادند و معدل ها و نمرات مثل گذشته واقعی نبود. شناسایی افراد برجسته و دادن فرصت های آموزشی به افراد برجسته بخصوص در مناطق محروم و شهرستان ها می تواند خیلی موثر باشد.

تشویق و پرداخت هزینه های دانشگاهی و تحصیلی افراد ممتاز، و مهم تر از همه اینکه سازمان های دولتی باید بخشی از استخدام هایشان را برای افراد نخبه و مغز کشور بگذارند. باید به این افراد امکانات داده شود و فضاهای پژوهشی و تحقیقی در دانشگاه ها زیاد شود.

امکاناتی که کشورهای دیگر تامین کرده اند دو مورد است؛ یکی دادن فرصت های تحقیقاتی است و دیگری دادن بیمه و شغل مناسب در قالب اقامت دائم. اگر این دو مورد برای فرزندان ایران تامین شود از درصد خیلی زیادی از فرار مغزها جلوگیری می شود.

از فردی که سرآمد و باهوش است، نمی توان انتظار داشت که پس از فارغ التحصیل شدن در خانه بنشیند و یا اگر جایی هم مشغول می شود در ازای آن همه تفکر، هوش و خلاقیت حداقل حقوق دولتی را بگیرد. در تمامی بخش ها و همه سازمان ها باید افراد با توجه به تخصص شان به کار گرفته شوند و به جای مدیرانی که هیچ آشنایی با بخش ها و زیربخش های کاری خود ندارند، از افرادی استفاده شود که در این رشته ها دانش دارند.

در جنگ یک سری افراد باارزش از قشر پزشکان، متخصصان و خلبانان متخصص را از دست داده ایم، حیف است اکنون که صحبت از جنگ نرم در میان است، بگذاریم باز هم افرادی را که برای این مرز و بوم مفید هستند، توسط بیگانگان دزدیده شوند.


نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر
پرونده ویژه