یادداشت های سفر به نیویورک،موریتانی و سودان/۳

اختصاصی برنا//کریستین امانپور،وندن هاول و چهره های برجسته رسانه های آمریکا مبهوت احمدی نژاد

|
۱۳۹۰/۰۷/۱۴
|
۲۰:۵۰:۱۳
| کد خبر: ۸۰۶۵۵
اختصاصی برنا//کریستین امانپور،وندن هاول و چهره های برجسته رسانه های آمریکا مبهوت احمدی نژاد
مدیر نشست چهره های برجسته و مدیران رسانه ای آمریکا اعلام کرد که زمان مقرر به پایان رسیده و دقایق زیادی هم از اتمام آن گذشته است اما دکتر احمدی نژاد گفت...

امانپور که از ای بی سی آمده بود سوالش را خیلی هیجانی پرسید،فکر کردم احمدی نژاد چه جوابی خواهد داد،رئیس جمهور خیلی راحت حرف زد،احساس کردم امانپور نتوانست پاسخ دلخواهش را بگیرد،حدسم درست بود،امانپور حالت سردرگمی داشت در ادامه نشست چهره ها و مدیران برجسته رسانه های آمریکا با رئیس جمهور کشورمان.




چند نفر دیگر هم سوال خود را پرسیدند و نوبت رسید به وندن هاول از روزنامه نی شن.  به نظر من سوال وندن هاول یک سوال معمولی نبود،او می خواست با استناد به حضور خبرنگارش در سفری چند روزه به ایران،وجود کشمکش میان مسوولین کشورمان را جا بیندازد،البته سوال بقیه شرکت کنندگان در نشست هم سوالاتی بدون پشتوانه نبود و خیلی راحت می شد تشخیص داد که جریانی سهمگین پشت هر سوال است.
دکتر،سوال وندن هاول را شنید و از او پرسید:
-شما به من بگویید آیا در آمریکا میان مدیران کشور کشمکش نیست؟
هاول می خواست از پاسخ دادن شانه خالی کند،چندین دوربین تلویزیونی روی او زوم شده بود.دکتر دوباره سوالش را تکرار کرد.هاول چاره ای جز پاسخ دادن نداشت،با چهره ای مظطرب و انگار تحت فشار سرش را به نشانه تائید تکان داد و وجود کشمکش را در میان حاکمان آمریکا تائید کرد.دکتر که پاسخش را گرفته بود راحت و معمولی آن چه را که هاول با بزرگنمایی کشمکش میان مسوولین جمهوری اسلامی قلمدادکرده بود تشریح کرد و توضیح داد آن گونه که هاول می گوید کشمکشی نیست،طوری که خود هاول هم فهمید تیرش به سنگ خورده است.
پاسخ دکتر احمدی نژاد به هاول تمام شده بود اما مترجم هنوز داشت حرف دکتر را توی گوشی ترجمه می کرد.احمدی نژاد مثل بیشتر لحظات نشست رسانه ای متبسم بود،مترجم که حرفش تمام شد هاول سرش را آورد بالا،در قیافه اش می خواندی که سخت شکست خورده است،با لبخندی اجباری برای احمدی نژاد سر تکان داد تا مثلا بابت پاسخی که شنیده تشکر کند،هنوز تکان سرش تمام نشده بود که دکتر لبخندش را عمیق تر کرد و رو به وندن هاول گفت:
-خانم خبرنگار شما خیلی باهوشند که با یک سفر چند روزه فهمیده اند در ایران جنگ قدرت وجود دارد...  
وندن هاول و بقیه متفکر و کنجکاو از طریق گوشی ترجمه حرفهای احمدی نژاد را می شنیدند و انگار خوب می دانستند که حرف های همراه با چاشنی خنده آقای رئیس جمهور مطلب دندان گیری دارد،دکتر همچنان خندان بود،مترجم که حرفش را تمام کرد بیشتر آمریکایی ها خندیدند.



کریستین امانپور پس از آن که سوالش را پرسیده و جواب موردنظرش را نگرفته بود انگار دیگر دل در گرو نشست نداشت،گهگاه دیدم برای یکی دو نفر از همکاران آمریکایی اش با تغییر چهره قیافه ای غیر جدی و از سر شوخی ارائه کرد و گاهی هم با تلفن همراهش ور می رفت...ندانستم اس ام اس بازی می کند یا کار دیگری؟
 جلسه به دقایق انتهایی خود رسیده بود اما گرم و صمیمی ادامه داشت که امانپور از جا برخاست و با عجله رفت،وقتی می رفت احساس کردم اگر روزی روزگاری او در عرصه رسانه برای خودش اسم و رسم کوچکی دست و پا کرده بود اما دیگر خبری  از آن اسم و رسم کوچک هم نیست نیمچه اعتبار حرفه ای اش هم فرو ریخته است.

مدیر نشست چهره های برجسته و مدیران رسانه ای آمریکا با دکتر احمدی نژاد اعلام کرد از زمان تعیین شده هم دقایق زیادی گذشته و آقای رئیس جمهور باید به بقیه برنامه ها برسند.یکی از زنان شرکت کنندگان در نشست با حرکت دست و صورت اصرار داشت سوالی را بپرسد.دکتر،او را نگاه کرد و با احترام سری تکان داد و به مدیر جلسه گفت:
-ایشان زحمت کشیدند آمدند ایران،ایشان هم سوال شان را بپرسند.

مترجم که حرف را توی گوشی تمام کرد همان زن که مورد احترام واقع شده بود چقدر قیافه اش قدرشناسانه بود در برابر رئیس جمهور ایران اسلامی.
                                                                             
ادامه دارد.....

عکس‌ها از سایت president.ir 

نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر
پرونده ویژه