حسین کیانی برای تئاتر نوشت؛ ««مرغِ عزائیم و عروسی»

|
۱۳۹۹/۰۷/۲۸
|
۱۱:۱۴:۳۱
| کد خبر: ۱۰۷۵۰۳۹
حسین کیانی برای تئاتر نوشت؛ ««مرغِ عزائیم و عروسی»
حسین کیانی نویسنده، کارگردان و مدرس تئاتر در یادداشتی اهالی تئاتر را «مرغ عزا و عروسی» خواند.

به گزارش گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری برنا، نه اشتباه نکنید، تقصیر هیچکس نیست، هیچکس الا خودمان که خام دلانه و ناشیانه تصور کردیم که می‌شود روی هنر تئاتر به عنوان یک حرفه و پیشه حساب باز کرد و به اصطلاح، از آن نانِ بخور و نمیری درآورد. که می‌شود آینده‌ای هرچند اندازه‌ی کف یک دست با آن ساخت و روزگار پیری و کوری را بدون نیاز به دیگری با آن سرکرد و سر از این دنیا به سلامت به گور بُرد.

هر چقدر عاقلانی که در این سالها، تئاتر را رها کردند به سمت هنرهای تصویری و پول ساز رفتند با رفتار و گفتارشان به ما نشان دادند و توی گوش ما خواندند که؛ "روزی که برف سرخ ببارد ز آسمان، بخت سیاه اهل تیاتر سبز می شود." فایده نداشت که نداشت و فقط باید این مرضِ بی‌پدر مادر -کرونا- می‌آمد و به ما می‌فهماند -که فهماند- که تئاتر برای آدم شغل نمی‌شود و فکر نان دیگری کنید که خربزه‌ی تئاتر در مملکتِ ما، آب هم نیست. منتهی ولی برای بعضی‌ها مثل ما که بیشتر از بیست و چند سال از عمرشان را روی صحنه و پشت صحنه و پشت میز نوشتن نمایشنامه و روی صندلی کارگردانی صرف کرده‌اند دیگر خیلی دیر شده که بخواهند باشلتاق بازی‌های این مرَضِ خارجی به خود بیایند و کار دیگری پیشه کنند، آن قدر دیر همچون مشقِ تنبورِ یک بابایی در چهل سالگی که استادی‌اش را در گور، جشن خواهد گرفت.

 

به هر حال از ما که گذشت و در صدر مطلب هم گفتم که گله‌ای از کسی نیست الاخودمان. اما برای نسل جدیدالورود و تازه کار می‌گویم که یک جو عقل خود را به کار بیندازید و این هنر شریف را به عنوان حرفه و شغل نگاه نکنید، هر خلاقیتی دارید به کار بیندازید که در کنار این هنر -اگر آنقدر دوستش دارید که نمی‌توانید رهایش کنید- حتمن و حتمن و حتمن یک کاری که آب باریکه‌ای به شما برساند برای خود دست و پا کنید و اگر هم دیوانه ی این هنر نیستید که از همین حالا رهایش کنید و بروید پی‌بختتان جای دیگری بگردید. باور کنید هیچ کس بیست و چند سال پیش این حرفها را به این صراحت و سادگی به ما نگفت که اگر گفته بود الان دلمان نمی‌لرزید که این هفته کرونا چه می‌کند و هفته‌ی بعد قرار است چه بشود و وضعیت تعطیلی سالنهای تئاتر بالاخره قرار است به کجا بکشد. ولی دلمان می‌لزرد و سخت به دردآمده است و کسی هم گوشش بدهکارِ نارضایتی‌هایمان نیست که نیست، چونکه کسی، تئاترِ ما را به حساب چیزی نیاورده و نمی‌آورد و خودمان را هم آدم حساب نکرده و نمی‌کند.

ما مرغِ عزا و عروسی هستیم، به هر طرف که می‌رویم جز وحشتمان نمی‌افزاید و کارمان ز دور چرخ به سامان نمی رسد.

یاحق»

 

نظر شما
جوان سال
جوان سال
پیشنهاد سردبیر
جوان سال
جوان سال
جوان سال
پرونده ویژه
جوان سال
بانک سپه
رایتل
اکت
بلیط هواپیما
بازرگانی برنا
دندونت
آژانس عکس برنا
تشریفات شایسته
بانک سپه
رایتل
اکت
بلیط هواپیما
بازرگانی برنا
دندونت
آژانس عکس برنا
تشریفات شایسته
بانک سپه
رایتل
اکت
بلیط هواپیما
بازرگانی برنا
دندونت
آژانس عکس برنا
تشریفات شایسته