وقتی ارزشها و اخلاق رنگ می بازد...
حتماًشما هم بارها در نشست های دوستانه ، خانوادگی و حتی در محافل مختلف اجتماعی شنیدید كه همه از بدی و بی وفایی روزگار گله می كنند از اینكه آدمها عوض شدند و قدیما این جوری نبودند، رحم و مروت بیشتر بود و اونایی كه پیرتر هستند هم با بیان خاطراتی از قدیما آهی می كشند و می گن مردم این جوری نبودند... معمولاً هر جامعه ای را انسانهای آن تشكیل می دهند پس تقصیر از گذشت زمان نیست بلكه این آدمها و رفتارهاشون است كه تغییر كرده و همین تغییرات موجب ناامنی ،از بین رفتن آرامش و سبك و سیاق زندگی مردم شده است.
بانگاهی ژرف تر می بینیم كه بسیاری از اخلاقیات و خلق وخوی های مثبت میان مردم كمرنگ تر شده و درعوض بسیاری از رفتارهای بدی كه زمانی مورد مذمت در میان مردم بود به صورت موجه و معقول جلوه می نماید. یا بقولی بسیاری از ارزش ها ضد ارزش و اخلاق های زشت و مورد اكراه از قبیل : دروغ ،خود پسندی ،خودخواهی ،خودنمایی ،تملق وچاپلوسی و .... كه مذموم و زشت تلقی می شد امروزه در بسیاری از افراد به عنوان رفتار عادی و روزمره اشان دیده می شود و به هیچ عنوان نیز آن را زشت و ناپسند نمی دانند.
باید گفت كه قبح بسیاری از رفتارهای ناپسند از میان رفته وعملا ًاز سوی افراد بسیار عادی و معمولی انگاشته می شود. حوادث و اتفاقهای ریز ودرشتی كه در جامعه می بینیم و می شنویم خود مؤید این مطلب می باشد
- خانمی كه با داشتن سه فرزند به عنوان یك دختر جوان خود را جا زده و با مرد جوانی ازدواج می كند!
- مرد متأهلی كه با داشتن زن و فرزند ، خودرا پسر جوان مجرد و عاشق دلسوخته ای می نماید و از دختری خواستگاری می كند!
- جوان دیپلمه ای كه خود را پزشك متخصص !! جا می زند و حتی مطبی هم دایر كرده و به مداوای بیماران می پردازد!!!
- خواستگار شیادی كه به منظور كلاهبرداری از تعداد بسیار زیادی از دختران خواستگاری كرده و به قصد فراهم كردن شرایط ازدواج از خانواده دختر كلاهبرداری می كند!- مرد گدایی كه بعد از بررسی معلوم می شود یك میلیادربوده است!قصد این را ندارم كه از میان مثالهایی كه در بالا بیان كردم بگویم كه كدام دروغ بدتربوده یا تاثیر كدام در جامعه بیشتر است. اما معتقدم كه متاسفانه با وجود شیوع دروغ ونداشتن صداقت روز به روز حس ناامنی و بدبینی در جامعه بیشتر می شود.
نكته مهم و قابل بررسی موضوع اعتماد است كه این اتفاقات باعث می شود حتی در میان روابط فردی میان مردم نیز این حس بدبینی و بی اعتمادی رسوخ نماید و كم كم موجبات بی مهری ، قهر و جنگ و جدل میان افراد بوجود آید. ازهمه اینها بدتر اینكه اعتماد وثبات تعهد افراد نسبت به یكدیگر زیر سوال می رود. شما تصوركنید اگر زنی متوجه شود كه شوهرش به دختری دلبسته و یا مردی نتواند به وفاداری زن خود شك كند ،مدیری نتواند به صداقت كارمند خود اعتماد كند ،فروشنده ای نتواند به شاگرد خوداعتماد كند و همینطور در میان افراد در جایگاه های مختلف مبحث اعتماد سلب شود چطور می توان انتظارداشت كه جامعه شاد و سالمی وجود داشته باشد.
آیا می توان از افراد چنین جامعه ای انتظار داشت تا فرزندان سالم ،پویا و خلاقی پرورش بدهند ؟بی سبب نیست كه امام حسن عسگری می فرمایند:تمام پلیدیها در خانه ای قرارداده شده وكلید آن دروغگویی است. حتما شما هم شنیدید كه طی سالهای اخیر بیماریهای جسمی وروحی و روانی رشد قابل ملاحظه ای میان مردم داشته . استرس و فشارهای روانی بیش از پیش بیماری های مختلف در مردم را موجب شده كه به تبع همین بیماریهای روحی و فشارهای عصبی و روانی منجر به ایجاد بیماریهای جسمی در افراد گشته است .
از این رو به نظرمی رسد ،مباحث اخلاقی و رفتاری در جامعه می بایست مورد توجه كارشناسان فن برای بررسی و تحقیق قرارگیرد.بی شك ادامه چنین روندی در میان افراد جامعه نه درست و نه درشان جایگاه كشور اسلامی مان می باشد پس لازم است با نگاه موشكافانه و علمی به بررسی موضوعات حوزه رفتاری در میان جامعه داشته باشیم . بی شك سرمایه گذاری در راستای فرهنگ سازی صحیح در جامعه هدردادن بودجه و وقت نیست بلكه سرمایه گذاری صحیحی در حوزه بهسازی نیروی انسانی درجامعه مان خواهدبود. در پایان با سخنی از امام صادق (ع) كلام خودرا به پایان می برم.هرگاه زمان ،زمان جور و ستم باشد و اهل زمانه اهل غدرو نیرنگ ،اعتماد و دلبستگی به هركسی عجزودرماندگی است.