قامت امام در قاب
به گزارش خبرنگار سینمایی برنا/
تدوین گزارشی با عنوان «قامت امام در قاب» و به عبارتی«امام و تصویر»، خود به خود نگرانیهایی برای نگارنده بوجود میآورد که به دام شعار و کلیشه نیفتد. سالهاست همزمان با رحلت حضرت امام (ره) این سوال مطرح میشود که چرا فیلم یا سریالی که حداقل بخشی از زندگی ایشان را تصویر کند، سراغ نداریم؟ این سوال وقتی جدیتر می شود که میبینیم سینمای جهان بیش از پیش سراغ شخصیتهای سیاسی و چهرههای مطرحشان میروند. از نمونههای آشنای چند سال اخیر میتوان «نطق پادشاه»، برشی از زندگی جرج ششم (آلبرت فردریک آرتور جرج)،«بانوی آهنین» با موضوع زندگی مارگارت تاچر (نخست وزیر بریتانیا) و نیز «دبلیو» بر اساس زندگی جرج دابلیو. بوش، رئیس جمهوری سابق آمریکا را نام برد. «نطق پادشاه» که به طور گسترده اکران جهانی داشت و از تلویزیون خودمان هم پخش شد، نمونهای عالی از قدرت مدیا در عصر حاضر برای معرفی یک شخصیت است. تصویر چنان قدرتی دارد که میتواند با چهرهای _ولو منفور_ حس همراهی برانگیزد و در عین حال اگر الفبای استفاده از آن را بلد نبود، تاثیری عکس دهد. از همین معبر میتوان نتیجه گرفت که داستانی کردن زندگی شخصیتی بزگ و چندلایه چون حضرت امام ، لوازمی نیاز دارد که در صورت مهیا نبودن، بهتر آن است که اصلا سراغ آن نرفت. تجربه تلخ فیلم سینمایی «فرزند صبح» هشدار دوبارهای است برای سازندگان و سفارش دهندگان تا بدون پشتوانه معنوی، مادی و دانش سینمایی درصدد ترسیم شخصیت ایشان نباشند. معنی این حرف مطلقا این نیست که نباید این شخصیت را واگذاشت و هرگز سراغ آن نرفت بلکه باید با اشراف کامل به این شخصیت و در شرایط مناسب اثری مناسب خلق کرد. سینما و تلویزیون ما همچنان در آرزو و حسرت «یک اثر» است....
اصطلاح ابتدایی مطلب یعنی «امام و تصویر» معنای دیگری را هم به ذهن متبادر میکند که دیدگاه و زاویه نگاه حضرت امام درباره تصویر ( سینما) چیست؟ این موضوع اگرچه سرفصل پرونده مفصلی است و در این مجال نمی گنجد، اما نیمچه تلنگری به این موضوع پر از لطف است. آن هم در شرایطی که سوء برداشت هایی از سینما هنچنان وجود دارد. بازخوانی خاطرات داریوش مهرجویی نیاز به تشریح بیشتر ندارد: درشرایط اوایل انقلاب سینما موضوع ملعونی بود و مردم تمام سینماها را آتش میزدند.چون میگفتند سینما محل ترویج فساد است. به همین دلیل تولید فیلم به صفر رسید و سینماها تعطیل شد. دراین وضعیت تلویزیون به طوراتفاقی «گاو» را نشان داد و مرحوم امام(ره) این فیلم را مشاهده كردند و در نطقی گفتند:« ما نمیگوییم سینما اساسا بد است. نظیر فیلم « گاو» میتواند فیلم فرهنگی و آموزندهای باشد و فكر و روح بیننده را تعالی دهد.» این حرف امام برای سینمای ایران بسیار تعیین كننده بود. نه تنها نظر من، بلكه نظر تمامی مورخین این است كه حضرت امام خمینی(ره) خطی مشی سینمای ایران را مشخص كرد كه چهگونه باشد، ایشان دلیل وجودی سینما را مشخص كرد كه عامل تعیینكننده مهمی بود. در آن زمان، همه مانده بودند كه چه كار كنند.
***
مروری برآثار تولید شده با زندگی و شخصیت حضرت امام (ره)
خشت اول
سینما و تلویزیون ما در ترسیم زندگی امام خمینی(ره) کارنامه ای بسیار ضعیف دارد. این اندک آثار هم یا درباره کودکی و یا درحاشیه زندگی ایشان ساخته شده اند.در این میان سهم آثار مستند بیشتر از تولیدات داستانی است.حساسیت ها درباره امام به حدی است که فیلمساز کاربلدی چون
«مصطفی عقاد» هم موفق به ساخت فیلم درباره وی نمیشود. این کارگردان سوریالاصل بارها با نامه و پیغامهای مختلف خواستار ساخت فیلمی درباره امام (ره) شد. او در نظر داشت چنین فیلمی را با بازی «شون کانری» هنرپیشه معروف اسکاتلندی بسازد که با مخالفت مسؤولان ایرانی مواجه شد. این کارگردان سال 1371 به ایران آمد اما درخواستش هرگز اجابت نشد، چرا که مسؤولان وقت معتقد بودند در آن سال، نه تحقیقات دقیق و کاملی درباره زندگی حضرت امام وجود دارد و نه ایران میتواند حین تحمل مشکلات اقتصادی سالهای پس از جنگ، هزینه سنگین ساخت این فیلم را بپردازد. پس از این البته عقاد بارها در گفتوگوهای خود از به سرانجام نرسیدن این پروژه ابراز تاسف کرده بود.
1) در میان آثار تولیدی فیلم – مجموعه مجتبی راعی بهترین اثری است که درباره امام تولید شده. سریال «سال سخت در خمین» که چند بار باز پخش شده به خاطر اقبال عمومی ، نسخه ای سینمایی آن با عنوان «صنوبر» هم ساخته شد که پس از اکران در جشنواره بیست و یکم فیلم فجر دیگر رنگ پرده ندید. داستان «سال سخت در خمین» مربوط به دوران نوجوانی امام خمینی و در برگیرنده مقاطع تاریخ مهم ایران است. حوادث و رویدادهای این سریال تقریبا همزمان با جنگ جهانی اول است که کشور به اشغال بیگانگان درآمده.مهدی همایونفر سریال «صنوبر» را تهیه کرده است و حسین محبوب، جهانگیر الماسی، محمود پاک نیت، پریوش نظریه، محمود جعفری، زهرا سعیدی، باقر صحرارودی، جعفر دهقان، مریم بوبانی و علی یعقوب زاده در آن بازی کرده اند. این سریال به خاطر تصویر بخشی از تاریخ معاصر ، فیلمنامه منسجم و روایت جذابش در اذهان باقی مانده.
2) «فرزند صبح » امید سینما برای خلق اثری درخور و جامع درباره کودکی حضرت امام بود. فیلمی که با حاشیه های فراوان و توقیف های چندباره ، بالاخره در جشنواره بیست و هشتم رونمایی شد و اعتراض گسترده طیف های مختلف فکری را برانگیخت. بهروز افخمی اما بعد از اکران فیلم در نشستی که بیشتر رنگ و بوی جدال داشت تا گفتمان مطبوعاتی ، خود در قامت معترض حاضر شد! او فیلم اکران شده را توهین به امام دانست و مقصرین آن را سفارش دهندگان و تهیه کننده عنوان کرد. افخمی همچنان معتقد است که فیلم نیاز به تدوین و دوبله مجدد دارد. فرزند صبح به زندگی امام در دوران کودکی و تا هفتسالگی میپردازد.در این فیلم عبدالرضا اکبری نقش امام در میانسالی را ایفا میکند و بازیگران دیگری همچون هدیه تهرانی،محمدعلی کشاورز،آتیلا پسیانی، محمدرضا شریفینیا، الیکا عبدالرزاقی، فرهاد قائمیان نقشهای دیگر را بازی میکنند.
3) بهروز افخمی در میانه تکمیل «فرزند صبح» فلیمی دیگر ساخت با عنوان «یازده دقیقه و سی ثانیه».این فیلم البته چندان ربطی به زندگی امام ندارد و برشی است از یک واقعه تاریخی. داستان این تله فیلم روایت یك گروه از تصویربرداران تلویزیون است كه برای ضبط پیام حضرت امام خمینی(ره) بعد از اولین حمله عراق به ایران و بمباران فرودگاه مهرآباد به جماران میروند تا با ضبط پیام امام آن را به اخبار شبانگاهی برسانند.ایده این داستان بر اساس خاطرهای از بهروز افخمی تهیه شده. او در همان زمان عضو گروه تصویربرداری از حضرت امام بوده و علت نامگذاری «یازده دقیقه و سی ثانیه» نیز اشاره به زمان شارژ باتریهای دوربین در آن مقطع دارد كه طی این مدت شارژ داشته اند. بهروز افخمی به همراه همكاران و دوست شهیدش مرتضی آوینی به این مأموریت میرفتند. نکته جالب این تله فیلم حضور دوباره عبدالرضا اکبری در نقش نقش حضرت امام (ره) است.افخمی در این باره چنین می گوید:گریم این فیلم با فرزند صبح فرق دارد در آنجا امام در 63 سالگی به نمایش در میآید كه تصویر متحركی از این مقطع زندگی ایشان وجود ندارد و گریم آن آسان بود اما در این فیلم ما با گریم سختتری رو به رو بودیم و به همین خاطر هم امكان شناسایی و مقایسه مستقیم از رو به رو برای بیننده وجود ندارد و چون داستان بیشتر حول پیام امام است تا خود ایشان تصاویری كه ایشان را در فیلم واضح نشان دهد وجود ندارد.
4) مستند«آفتاب و عشق مظلوم» در سال 68 کارگردانانی چون مجید مجیدی، جواد شمقدری، ناصر سروی، عطاءالله سلمانیان و عباس ناصری و به همت حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی به مدت ۸۰ دقیقه تولید شد. اما این مستند چیزی نبود که بشود نسلی که از امام فقط و فقط شنیده و چیزی ندیده را آگاه کرد، چرا که «آفتاب و عشق مظلوم» حکایت از تأثر مردم ایران در سوگ از دست دادن رهبر خویش و نمایش عزاداری آنان از مصلا، محل زیارت امام و مراسم تدفین تا شب هفت و محل اقامت او در جماران داشت.
5) صدا و سیما در نخستین حرکت برای معرفی چهره واقعی امام این بار با استعدادهای داخلی به سراغ خارجنشینان رفت تا نظر آنان را درباره امام جویا شود و این بین چه جایی بهتر از پاریس و شهرک نوفللوشاتو که امام در زمان تبعید در آنجا بسر میبرد. تلویزیون برای به سرانجام رساندن چنین پروژهای محمدمهدی عسگرپور را به عنوان تهیهکننده برگزید و رسول صدرعاملی که در زمان جنگ به عنوان خبرنگار بارها به حضور امام رفته بود را به عنوان کارگردان و البته گزارشگر این مستند گزارشی انتخاب کرد تا اثر بلند و سریال گونه «پرواز قرن» را تولید کند. این مجموعه اگرچه نیمنگاهی به زندگی امام در داخل کشور هم داشت اما عمده توجهش را معطوف به دیدگاه شخصیتهای خارجی به زندگی و اندیشههای امام کرده بود و برای به تصویر کشیدن چنین هدفی صدرعاملی در محل موقت زندگی امام در نوفللوشاتوی فرانسه حاضر شد و با همسایهها و افراد مرتبط با امام مصاحبه و اثری مستند از نگاه خارجیها به وی را ارائه کرد.
6) حزبالله لبنان هم با همین شیوه یعنی تکیه بر عکس و خاطرات اطرافیان امام، مجموعه مستند «روح الله» را به صورت ترکیبی تولید کرد. این اثر علاوه بر اینکه در قالب 12 لوح فشرده با نام «روحالله» عرضه شد ، روی آنتن سراسری هم رفت. لبنانیها در این اثر به دنبال معرفی زندگی امام نرفتند که نکند اطلاعات کمشان شخصیت امام را ناقص جلوه دهد، برای همین سراغ کارشناسان رفتند تا نقش امام را در وقایع مختلف بررسی کنند.
***
دیدگاه سینماگران درباره ساخت آثار تصویری با موضوع امام (ره)
دشواریهای یک امر غیر محال
داستانی کردن زندگی حضرت امام به دلیل حساسیت ها و بضاعت سینمای ما مشکلات و سختی های فراون دارد که کار فیلمساز را سخت می کند. مهدی سجاده چی دراین باره چنین می گوید: یکی از عمده ترین مشکلاتی که سد راه این قدام است حساسیت این موضوع باشد.زیرا وقایعی که در تاریخ معاصر ما و در دوران زندگی حضرت امام رخ داده است،کار را پیچیده می کند. این فیلمنامه نویس معتقد است: وقتی به زندگی یک شخصیت بزرگ تاریخی نگاه می کنیم ، به دلیل ناآگاهی درباره بخش هایی از زندگی یک شخصیت می توانیم با استفاده از قدرت تخیل داستانی جذاب خلق کنیم. اما درباره داستان زندگی امام، فیلنامه نویس ما نمی تواند از تخیل برای استفاده کند و این دست و پای فیلمنامه نویس را برای خلق اثری جذاب می بندد. او ادامه می دهد: علاوه بر این شخصیت امام آن قدر برای مردم اهمیت دارد که فیلمساز حتما باید اثری نزدیک به ذهن مردم بسازد.
هوشمندی و آگاهی لازم است
جمال شورجه هم چنین عقیده ای دارد. این کارگردان می گوید: با توجه به این که هنوز زمان چندانی از دوران زندگی امام سپری نشده است و زندگی ایشان بخشی از تاریخ معاصر ما محسوب می شود ، ساخت اثری درباره زندگی امام با دشواری ها و موانع متعددی روبر است. او بر این عقیده است که به خاطر همین موانع، آثار ساخته شده به شکل جسته و گسیخته و پرسش گونه زندگی امام را روایت کرده اند. شورجه می گوید: به نظر من پرداخت زندگی امام در عرصه تصویر باید هوشمندانه و آگاهانه انجام شود تا بتواند تمام واقعیت زندگی ایشان و ابعاد مختلف شخصیت امام را تصویر کند.
ترسیم زندگی سیاسی امام سخت تر است
علیرضا افخمی نکته دیگری را مطرح می کند. این نویسنده و کارگردان معتقد است تعریف کردن از حضرت امام برای نسلی که ایشان را ندیده اند،امری بسیار دشوار است و همین سختی است که ساخت اثری درباره زندگی ایشان را با دشواری هایی روبرو کرده است. او می گوید: برای ما که بزرگی و و عظمت امام را دیده ایم سخت است که آن را برای نسل جوان به تصویر بکشیم که افسانه گونه به نظر نیاید.افخمی نکته دیگری را هم مطرح می کند: حضرت امام در جریان زندگی سیاسی خود، اقداماتی انجام داده بودند که ممکن است امروز طرح آن ها با سوء تعبیرهایی مواجه شود. این همان مساله ای است که فیلمساز را را مجبور به مکتوم نگه داشتن بخش هایی از زندگی این شخصیت بزرگ می کند. برای همین است که زندگی شخصی امام برای فیلمسازان ما جذابیت بیشتری دارد و فیلمساز ترجیح می دهد برای این که با موانع کمتری برخورد کند، ابعد سیاسی ایشان را به تصویر نکشد.
نیاز به تحقیق و پژوهش مکتوب
سعید ابوطالب هم عقیده دارد: برای ساخت اثری با ارزش و تاثیرگذار درباره حضرت امام (ره) نیاز به تحقیق و پژوهش مکتوب است، عنصری که فقدانش به وضوح دیده میشود. این پژوهشها میتواند زمینه ساخت اثری باارزش در حوزه مستند یا سینمایی را فراهم کند. این مستند ساز می گوید: حضرت امام (ره) شخصیتی چند وجهی است و میتوان وی را از بعد معرفتی، سیاسی، جایگاه تاریخی و حتی زندگی شخصی بارها بازنگری و مطالعه کرد. در پرتو این مطالعات است که واقعیت این شخصیت بزرگ سیاسی مذهبی و تاثیری که بر نسل پس از خود و جهان اسلام گذاشت، روشن میشود.او تاکید می کند: در سینما و تلویزیون درباره امام راحل فیلمها و مجموعههایی ساخته شده و کارهای ماندنی و باارزش کم نیستند، اما میتوان از وجوه دیگر به این شخصیت پرداخت و راهها هم محدود نشده است. البته پرداختن به زندگی امام خمینی (ره) با مشکلاتی همراه است، نسلی که حیات ایشان را درک کرده هنوز زنده است و شاید برای این گروه دیدن یک بازیگر در قالب ایشان سخت باشد، اما در حوزه مستند با اتکا به همین تصاویر فراوان باقی مانده از ایشان میتوان کارهای مختلفی کرد.ابوطالب همچنین می گوید: بیشتر آثار تصویری که درباره حضرت امام ساخته شده از نبود تحقیق و پژوهش عمیق و جدی لطمه خورده و به آثاری ژورنالیستی تبدیل شدهاند. نمیتوان درباره شخصیتی این چنین عظیم صحبت کرد بدون آنکه به دانش، بینش و علم مسلط بود، بدون پشتوانه علمی عمیق نمیتوان اثری خلق کرد که به حقیقت روح بزرگ و مرتبه علمی ایشان نزدیک باشد.
سختیهای نقش امام
عبدالرضا اکبری که در فیلم سینمایی «فزرند صبح » و تله فیلم«یازده دقیقه و سی ثانیه» در نقش حضرت امام بازی کرده، معتقد است این نقش ها حساس ترین نقش های عمر بازیگری او تا کنون بوده:بازی كردن در نقشی كه شخصیت اجتماعی برجستهای بوده و همچنان حضور زندهای در جامعه دارد، كاری بشدت متفاوت بود. تفاوت این كار با دیگر نقشآفرینیهایم هم از نظر تكنیكی بود و هم از نظر فردی. در بخش تكنیكی اگر ظاهر این شخصیت و حسی كه پشت نگاهش وجود داشت، درست درنمیآمد ممكن بود با بازخورد منفی مخاطبان مواجه شود. از نظر فردی هم بایستی تمام تلاشم را میكردم تا بتوانم هر آنچه درباره رفتار امام خمینی(ره) لازم است را بدانم. امام شخصیتی است كه نسلهای مختلف همچنان با شرایط زندگی ایشان آشنا هستند و همین فراگیر بودن شخصیت، كار بازیگر را سخت میكرد یعنی كوچكترین اشتباهی در تصویرگری شخصیت سریع به چشم میآمد. در ابتدای كار هم من و هم بهروز افخمی بیش از هر چیز تلاش كردیم به لحاظ تصویری، چهرهای كاملا مبتنی بر حقیقت از امام خلق كنیم. این بازگیر نکته دیگری را هم مطرح می کند: البته در این میان یك سری تردیدهای سیاسی هم وجود داشت. مثلا اینكه آیا اصلا چنین فیلمی باید ساخته میشد و یا اینكه آیا لازم است كه حتما چهره امام خمینی(ره) نمایش داده شود؟ پاسخگویی به این سؤالات از حیطه من خارج بوده و نمیخواستم نگاه سیاسی به قضیه داشته باشم بنابراین تنها تلاش كردم نقشی كه به من محول شده بود را با آگاهی كامل ایفا كنم.
تهیه و تنظیم: رضا خسروی