مرگ مفاجا بی.آ.تی (شعر)
بسم رب النون و القلم
امروز صبح رفتم اگر تا بی. آر. تی
قسمت نشد سفر بکنم با بی. آر. تی
یکهو دو دل شدم..چه کنم؟ وقت من کم است
با خط یازده بروم یا بی. آر. تی؟
بس نکته غیر حسن بباید که تاکسی (1)
گیرت بیاید و نروی با بی. آر. تی
هر کس به شیوه ای به مسیرش رسیده است
مامان سوار ون شده، بابا بی. آر. تی
هر جا که می رویم صفی پیش روی ماست
بازرا روز، مترو و حتی بی. آر. تی
شاه و گدا سوار برآنند، جان تو
هم ما بی. آر. تی و هم آنها بی. آر. تی(2)
حتی اگر مربی کشتی بیــاد تو
فیتیله پیچ می کند او را بی. آر. تی
اخبار گفته است طی چند ماه بعد
رد می شود ز کوه و ز دریا بی. آر. تی
مرگ سخیف، مردن زیر قطارهاست
اما بدان که مرگ مفاجا بی. آر. تی...
بسیار مانده قافیه اما قبول کن
یک روز می رود ته درّه بی. آر. تی!
بعد التحریر:
اگر می خواهید بپرسید تنهایی گفتم؟!
باید بگویم نه. میلاد حمزه خانی و امیر حسین شاکری هم کمک کرده اند. هر دو تاشان هم "بی.آر.تی" سوار قهارند!
پ.ن:
1- خواجه هم در حد توان از این مصرع استفاده کرده
2- لف و نشر بیت مشوش است.!.