روزهای بدی را در تئاتر سپری میکنیم
به گزارش خبرنگار تئاتر برنا، محمد چرمشیر در مراسم اعلام اسامی برگزیدگان جشنواره نمایشنامهخوانی «شنبههای مولوی» در میان دانشجویان حاضر شد دغدغههای خود درباره نمایشنامهنویسی را با جوانان درمیان گذاشت.
چرمشیر در ابتدای این مراسم گفت: زمانی که که قرار شد برای صحبت با شما به این جا بیایم ابتدا با خود فکر کردم به تالار مولوی میروم یعنی محلی که بنیانهای تئاتر روشنفکری ما برای سالها در این محل شکل گرفته است که امیدوارم با حضور آقای اسدی و مساعدتهای مدیران این روند همچنان ادامه پیدا کند.
وی ادامه داد: من نمایشنامهنویس هستم و هیچ کار دیگری بلد نیستم ضمن اینکه بعد از سی و چند سال همچنان نمیدانم نمایشنامهنویس خوبی هستم یا خیر.
چرمشیر با تاکید براینکه من هیچگاه تئاتر را جایگاه رقابت خوب و بد بودن ندیدم، اظهار کرد: من نمایشنامهنویسی را جایگاهی دیدم که به واسطه آن میتوانم بر اندیشه ملی و یا اندیشه جهانی تاثیر بگذارم اما اینکه چقدر در این زمینه حداقل در سرزمین خود توانایی داشتم را نمیدانم.
وی در ادامه افزود: من از این ساعت دیگر معلم هیچ دانشگاهی نیستم و به همین خاطر لحظات غمانگیزی را سپری میکنم که همین الان و اینجا هم من را تحت تاثیر قرار میدهد.
این نویسنده با اشاره به اینکه روزهای بدی را در تئاتر سپری میکنیم؛ گفت: اینکه بگوییم مدیران و کجسلیقگی آنها موجب شده است نتوانیم آثار خوبی ارائه کنیم و یا اینکه امکانات مهیا نیست دیگر حرفهای کهنهای هستند. من با اینها کاری ندارم چون چیزهایی نیست که بتوانیم با صحبت کردن آنها را حل کنیم و شاید مدیران هم نیاز به کمی زمان دارند تا خود را با خواستهای هنرمندان و جوانان تطبیق دهند چون روزی این اتفاق قطعا باید بیفتد، جوانان رشد میکنند و خواستههای آنها به نسبت گذشته تغییر کرده است و چارهای جز تن دادن به خواست آنها وجود ندارد.
وی تصریح کرد: روی صحبت من با خودمان است و طرح این سوال که با همه این شرایط چه باید بکنیم؟ امشب در بیانیه جوانان حلقه تئاتر دانشگاهی هم به بخشی از مواردی که علاقه دارم بیان کنم اشاره شده بود و نکته بسیار مهم این است که ما با بیتوجهی درحال جفا کردن به خود هستیم.
چرمشیر با تاکید براینکه نمایشنامهنویسی یک علم است و تنها با استعداد ذاتی سر و کار ندارد، عنوان کرد: ما وارد جرگه علمی شدهایم و قطعا باید به لوازم این جرگه و فضایی که در آن به سر میبریم مسلح باشیم. خیلی گلایه آمیز میگویم اگر الان به صحبتهای میان دو دندانپزشک گوش کنید خواهید دید بخش مهمی از صحبتهای آنها را ادبیات و اصطلاحات تخصصی پزشکی شکل میدهد درحالی که ما در میان نمایشنامهنویسان جوان چنین چیزی را شاهد نیستیم، ما وقتی امروز در رابطه با تئاتر صحبت میکنیم فراموش میکنیم درباره یک علم سخن میگوییم.
وی ضمن عنوان این مطلب که تاریخ این مملکت گواه است در دوران معاصر بیتوجهیهای زیادی به علم صورت گرفت و به همین دلیل اتفاق علمی بزرگی در کشور نیفتاده است، اظهار داشت: ما گاهی فراموش میکنیم تمام افرادی که نام و آوازهای به دست آوردند حاصل زحمات و کوششهای آنها بود که موجب شد به جایگاهی دست پیدا کنند اما امروز شرایط به گونهای شده است که ما گمان میکنیم به صرف داشتن استعدادی ذاتی به جهانی بالاتر متصل هستیم پس نیازی به کسب علم نداریم و گمان میکنیم صحنههای تئاتر مملکت با قدمهای ما زائیده میشود و اگر روزی برویم تئاتر تمام خواهد شد.
نویسنده نمایش نامه رقص با مادیانها گفت: در هر جشنوارهای بالغ بر ۹۰۰ نمایشنامه به دبیرخانهها میرسد در اختتامیه شنبههای مولوی هم اعلام شد که ۱۵۰ اثر به دبیرخانه رسیده که از میان آنها ۳۲ نمایشنامه امکان حضور در مرحله نهایی را پیدا کرد باقی این افراد کجا هستند؟ یعنی نویسندگانی که متن آنها به مرحله نهایی راه پیدا نکرد اینها چه میکنند؟
وی افزود: از صحبتها درباره احمال کاریهای مدیران و برخوردهای سلیقهای داوران به بگذریم تا کجا میشود گفت متن من تنها به دلیل برخوردهایی از این دست کنار گذاشته شده است؟ ما باید توجه داشته باشیم که سرانه مطالعه در کشور صفر است به خصوص این آمار در میان دانشجویان هم بسیار پایین است و ما خریدار اخبار و اطلاعات حرفه خود نیستیم.
این هنرمند اضافه کرد: در عمدهترین شرایط به دلیل زبان نتوانستهایم جایگاه خود را در تئاتر جهان پیدا کنیم و حتی تلاشی هم برای این کار انجام ندادهایم. تلاشی برای رابطه با دنیا انجام ندادهایم و فکر میکنیم نویسنده معاصر همچنان ساموئل بکت است.
وی ادامه داد: اما کشورهای دیگر تجربیاتی به عرصه تئاتر آوردهاند که ما با آن بیگانه هستیم و از کهکشان دور افتادیم، جهان راه خود را میرود و ما تلاش نمیکنیم به آنها برسیم و تا بلکه با مطالعه آثار آنها بتوانیم جایگاه خود را پیدا کنیم.