بانوی مسلمان ترکیه در مصاحبه با برنا:

آزادی‌ که در ایران دارم هیچ وقت در ترکیه نداشتم

|
۱۳۹۲/۰۳/۲۰
|
۱۱:۳۷:۱۵
| کد خبر: ۱۲۵۲۴۳
آزادی‌ که در ایران دارم هیچ وقت در ترکیه نداشتم
دانشجوی دانشگاه جامعه‌الزهرا (س) قم گفت: آزادی‌های افراطی بنیان خانواده‌ها را سست کرده.

خبرگزاری برنا درراستای رسیدن به زاویه‌ای نو درمورد موضوع حجاب، با خانم مسلمانی که قبلاً در ترکیه زندگی می‌کرده مصاحبه‌ای انجام داده است. او چند سالی است که برای تحصیل به حوزه علمیه قم آمده و از وضعیت حجاب در ترکیه برایمان می‌گوید. برخی اظهارنظرات وی قابل‌تأمل است.

با توجه به اینکه ترکیه یک کشور اسلامی است، پوشش مردم چگونه است؟
درست است که ترکیه را یک کشور اسلامی می‌خوانند، اما هیچ کدام از اصول اسلام و معیارهای مسلمان بودن در آنجا رعایت نمی‌‎شود.

از ابتدا وضع به همین صورت بوده یا در چند سال اخیر این‌طور شده؟
قبلاً زنان چادر می‌پوشیدند و مردها هم پوشش روحانیون را داشتند؛ اما به مرور زمان و با اقدامات آتاتورک نوع پوشش مردم ترکیه به‌تدریج مانند غربیان شد.

لطفاً کمی بیش‌تر راجع به اقدامات آتاتورک برایمان توضیح بده.
آتاتورک که حکومتش با حکومت رضا‌شاه هم‌زمان بود، پوشش مردم را عوض کرد. اما فرق آتاتورک با شاه این بود که شاه به اجبار پوشش مردم را عوض کرد ولی آتاتورک به تدریج و با پیشنهاد شروع به تغییر سلایق مردم کرد. او در ابتدا می‌گفت که دوست دارد مردم، متمدن و مانند فرنگیانی باشند که او در سفرهایش دیده بود. این پیشنهادها به‌تدریج با استقبال مردم روبه‌رو و بعد از آن به قانون تبدیل شد. ناگفته نماند که در سال 1960 کودتایی در این خصوص رخ داد. هم‌اکنون نیز کار به جایی رسیده که تا چند سال گذشته، خانم‌ها حق استفاده از روسری را هم نداشتند؛ اما ظرف دو یا سه سال اخیر تنها می‌توانند با روسری وارد دانشگاه شوند که البته این هم بستگی به رئیس‌جمهور بعدی دارد که آیا اجازه این کار را بدهد یا نه.

برای خودت هم پیش آمده بود که با این اجبارها مواجه شوی؟
چند سال قبل که رفته بودم امتحان کنکور بدهم، آقایی جلوی من را گرفت و گفت باید روسری‎ام را دربیاورم. من هم خیلی ناراحت نشدم و با اینکه چهار سال خودم را آماده کرده بودم، حاضر نشدم کنکور بدهم.

فکر می‌کنی چه عواملی باعث شده این وضعیت در ترکیه باقی بماند؟
شبکه‌های تلویزیونی و ماهواره‌ای روی تفکرات مردم واقعاً اثر گذاشته. خانم‌های ما فکر می‌کنند که هرقدر بی‌بندوبارتر باشند، مدرن‌تر و متمدن‌تر هستند؛ اما نمی‌دانند که اول و آخر خودشان هستند که ضرر می‌کنند. این تبعیت از الگوهای غربی که برای ما آماده کرده‌اند تنها غربیان را به هدفشان می‌رساند و پول به کیسه‌ آن‌ها می‌ریزد.

می‌توانی نمونه‌ای از همین برنامه‌های تلویزیونی که روی تفکرات مردم اثر گذاشته را برایمان بگویی؟
برنامه‌ای درست کردند که خانم‌ها با لباس‌های مختلف وارد صحنه می‌شوند و چند نفر به طرز پوشش آن‌ها امتیاز می‌دهند. در یکی از برنامه‌ها یکی از امتیازدهندگان به خانم‌ها گفت که چرا به‌جز یک نفر از شما، همه سرشان پایین بود؟ خانم‌ها باید سرشان را بالا بگیرند و راه بروند. شما باید زیبایی‌هایی را که خدا به شما داده به همه نشان دهید. این حرف‌ها و توصیه‌ها خانواده‌های ما را به هم ریخته است.

به‌تدریج ایمان مردم را گرفتند. ابتدا با گرفتن حجاب و بعد از آن با گرفتن ایمان. این برنامه تا جایی پیش رفته که در ذهن مردم جا انداخته‌اند که خداوند مهربان است و به بنده‌اش ظلم نمی‌کند که او را مجبور کند حجاب داشته باشد.

سؤال بعدی من هم در همین راستاست. فکر می‌کنی این تغییر پوشش در جامعه چه تأثیری روی خانواده‌ها داشته؟
اول این را بگویم که یک نکته منفی وجود دارد که به عقیدهٔ من مسبب بسیاری از مشکلات خانوادگی است. خانم‌ها وقتی به بیرون از خانه می‌آیند خیلی آراسته، اما در خانه با لباس‌هایی کاملاً ساده و بدون آرایش هستند. مرد وقتی بیرون از خانه می‌رود خانم‌هایی کاملاً متفاوت با همسرش در خانه می‌بیند. خوب، این‌ها خیلی به زندگی‌شان لطمه وارد می‌کند. البته خود خانم‌ها هم از نگاه‌های نامتعارف شکایت دارند، اما باید بدانند که مقصر اصلی خودشان هستند.

بنبان خانواده‌های ترکیه واقعاً سست شده است. این آزادی‌های بیرون از کانون خانواده کار را به جایی کشانده که مردان بیرون از خانه در رابطه‌های نامشروع تمام انرژی‌شان را خرج می‌کنند و وقتی به خانه برمی‌گردند، مانند یک غربیه برخورد می‌کنند. زن و شوهر آن‌قدر از همه بیگانه می‌شوند که رابطه‌های زناشویی در خانه جایی ندارد و زن و شوهر مانند دو فرد غریبه با هم برخورد می‌کنند.

من قبلاً که برای تبلیغات به ترکیه می‌رفتم، بیش‌تر به بیان احکام می‌پرداختم؛ اما حالا مجبورم بیش‌تر درس‌های اخلاقی بدهم؛ چون بیش‌تر مشکلات خانواده‌ها ناشی از همین مسائل است.

وضعیت ایران را چگونه دیدی؟
من همیشه می‌گویم که وطن من ترکیه نیست، ایران است. آزادی‌ای که من در ایران دارم هیچ وقت در ترکیه نداشتم. اینجا داشتن یک خانوادهٔ مستحکم و موفق فرصت‌های بسیاری دارد.

یکی از بستگان در ترکیه زندگی می‌کرد و همیشه از ایران می ترسید. فکر می‌کرد اگر کمی از موهایش بیرون باشد، مجازات می‌شود. اما بعداً برای کاری مجبور شد به ایران بیاید؛ ما هم برای اصلاح تفکرش، او را به شهرهای مختلف بردیم. او واقعاً تعجب کرده بود و گفت آن‌قدر ایران را دوست دارم که می‌خواهم اینجا زندگی کنم.

باید بگویم با این‌که می‌گویند مردم ترکیه آزاد هستند، خانم‌های ترک همیشه می‌گویند حتی زمانی که پوشش آزاد دارند هم از نگاه‌های مردان راحت نیستند و فشاری را تحمل می‌کنند.

نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر
پرونده ویژه