علی عطشانی در نشست نقد فیلم «آقای الف»:

قرار نیست آقای الف را با آواتار مقایسه كنیم

|
۱۳۹۲/۰۳/۲۱
|
۲۲:۳۷:۲۹
| کد خبر: ۱۲۵۶۶۶
قرار نیست آقای الف را با آواتار مقایسه كنیم
علی عطشانی گفت: قرار نیست «آقای الف» را با آواتار مقایسه كنیم.

به گزارش خبرگزاری برنا،بعداز ظهر روز دوشنبه (بیست خرداد ماه) نمایش و نشست نقد و بررسی فیلم «آقای الف » در غالب چهلمین برنامه خانه فیلم فردوس با حضور علی عطشانی(كارگردان)،سعید شرفی كیا(تهیه كننده)،بابك محقق(طراح سه بعدی)،شاهین نجومی(بازیگر) و محمدرضا لطفی مجری و منتقد در فرهنگسرای فردوس برگزار شد.
در ابتدای این نشست كه با استقبال گسترده مخاطبان همراه بود محدرضا لطفی منتقد برنامه درباره این فیلم گفت: « آقای الف» فارغ از نقاط قوت و ضعف‌اش قابل تقدیر و محترم است.اساسا هر اثر هنری كه در یك مسیر و تجربه جدید قدم می‌گذارد باید مورد حمایت و دلگرمی قرار بگیرد.این‌كه سینمای ایران صاحب یك محصول سه بعدی بشود و فاصله آن با آغاز این تكنولوژی در قطبی مانند هالیوود اینقدر كم باشد یك امتیاز برای سینمای ما به حساب می‌آید و باید به آن افتخار كرد.اما در هرحال ذوق‌زدگی صرف هم چیز خوبی نیست و نباید ایرادات فیلم را در سایه سه بعدی بودن و این‌كه اولین فیلم است مخفی كرد.
«آقای الف» می‌توانست بهتر از این باشد،اما اگر این جسارت قابل تقدیر نبود همین هم نبود.
در ادامه این نشست و پس از نظر منتقد جلسه منصور سعید شرفی كیا عنوان كرد: روزی كه علی عطشانی ماجرای تولید این فیلم را برای من توضیح داد نگاهم به پروژه به شدت مثبت بود.اساسا من ورود به مقوله‌های نو و تجربه نشده را دوست دارم و به سمت‌ش می‌روم.به عنوان مثال در فیلم «پاداش سكوت» هم كه من تهیه‌كننده آن بودم برای اولین بار دوربین 35 را زیر آب بردیم.این نوع كارها جرات می‌خواهد و مضاف براین‌كه ما هیچ شناختی از فضای تولید یك كار سه بعدی نداشتیم.عمده زحمات این پروژه در امر تحقق یافتن این مهم بر عهده آقای محقق بود و او به ما این اطمینان را داد كه می‌توان به این موفقیت دست پیدا كرد.صحبت‌های او چنان گیرا بود كه حداقل من به عنوان تهیه‌كننده بر اساس اطمینان به حرف‌های او یاعلی گفتم.
پس از این توضیح شرفی كیا بیان داشت:معضلات یك فیلم سه بعدی تنها به تولید خلاصه نمی‌شود،بلكه در اكران تازه مشكلات دیگری سرباز می‌كنند.در كشور ما سالن برای      فیلم‌های دوبعدی هم كم است و تعداد زیادی فیلم هرساله پشت خط اكران می‌مانند،حالا تصور كنید كه یك فیلم سه بعدی می‌خواهد سالن پیدا كند و اكران شود.باز هم در این امر جا دارد از زحمات بابك محقق كه برای تجهیز سالن‌های نمایش دهنده این فیلم سنگ تمام گذاشت تشكر كنم.همچنین باید از فارابی هم كه تنها نهاد دولتی كه از جایی به بعد مارا مورد حمایت قرار دادند تشكر كنم.قبول كنید كه چنین پروژه‌ای باید با حمایت ارگان‌های دولتی و بودجه‌ای بالا در دستور تولید قرار بگیرد.اما ظاهرا دوستان مارا باور نداشتند و فكر می‌كردند كه چنین كاری هرگز به سرانجام نمی‌رسد و برای همین ما مجبور به ساخت این فیلم در بخش خصوصی شدیم.ضمن آن‌كه تمام دوربین‌ها و ابزارهای فنی و                 ویدئو پروجكشن‌های این فیلم صد در صد با امكانات خودمان می‌باشد و بومی است.
پس از منصور سعید شرفی كیا نوبت به علی عطشانی رسید كه وی در صحبت‌های خود گفت: من در ابتدا این توضیح را بدهم كه هدف من ساخت یك فیلم سه بعدی بود.این‌طور نبوده كه فیلمنامه‌ای داشته باشم كه مرا مجبور كند كه حتما به شكل سه بعدی آن را بگیرم.من در فیلم در امتداد شهر دو،سه سكانس را به شكل سه بعدی گرفتیم و در ان كار متوجه شدم كه این بستر فراهم است كه یك فیلم كاملا سه بعدی در سینمای ایران ساخته و تولید شود.برای این امر من شروع به تحقیق كردم كه چه كسانی در این زمینه دانش و آگاهی دارند.از كسانی كه فیلم مستند،كوتاه و یا حتی عكاسی سه بعدی كرده بودند دعوت كردم و با همه آن‌ها وارد مذاكره شدم تا اینكه در همین مسیر با آقای محقق آشنا شدم.ایشان نمونه كارهای خود را آوردند ومن دیدم كه نمونه‌هایشان كاملا مورد قبول من هست،مضاف براین‌كه امتیاز آقای محقق نسبت به سایر دوستان این بود كه دستگاه مورد نظر را خودشان طراحی و ساخته بودند،چیزی كه بقیه از آن محروم بودند و ما باید فكر دیگری برای تامین آن می‌كردیم.بر همین اساس آقای محقق به كار پیوستند.گام بعدی ما فیلمنامه بود كه به زعم من مرحله به شدت تعیین كننده‌ای داشت.از آن‌جایی كه فیلم سه بعدی هزینه زیادی دارد وما برای ساخت آن در مرحله آزمون و خطا بودیم باید خیلی هوشمندانه گام برمی‌داشتیم.این جمله را خیلی قبول دارم كه سنگ بزرگ علامت نزدن است و قبل از ما هم چند نفر تصمیم به ساخت فیلم سه بعدی داشتند،حتی هم زمان با ما سه گروه برای ساخت اولین فیلم سه بعدی تاریخ سینمای ایران بسیج شده بودند،اما آنها همان سنگ بزرگ را هدف قرار داده بودند كه فكر می‌كنم همین نكته هم باعث شد تا هیچ‌كدام از آنها به سرانجام نرسد.من خیلی خوب می‌دانستم كه اگر یك فیلمنامه جنگی یا اكشن را انتخاب كنم خیلی بهتر و جذاب‌تر می‌توانم سه بعدی كارم را به رخ بكشم.اما واقعیت این بود كه پول ما محدود بود و باید برای گام نخست فیلمنامه‌ای را انتخاب          می‌كردم كه هزینه پایینی داشته باشد و قابلیت سه بعدی شدن در ساختار رئال را داشته باشد.به شدت بر این باورم كه یك فیلم سه بعدی معمول به سرانجام رسیده،خیلی بهتر از یك فیلم سه بعدی مهیج و اكشن،اما نیمه كاره است.من با این فرمول جلو رفتم و الان هم چه كسی دوست داشته باشد و چه دوست نداشته باشد اولین فیلم سینمایی سه بعدی تاریخ سینمای ایران را من ساخته‌ام.این اولین بودن را خیلی با تاكید می‌گویم.چون یادمان نرود كه قرار نیست «آقای الف» را با آواتار مقایسه كنیم.«آقای الف» ثابت كرد كه سینمای ایران می‌تواند صاحب صنعت سه بعدی باشد.اولین را با اولین‌ها مقایسه كنید.به كشور سطح پایینی هم نرویم.سینمای بالیوود را مثال می‌زنم كه درآمد صنعت سینمایش پانزده برابر پول نفت ماست.استدعا می‌كنم اولین فیلم سه بعدی سینمای بالیوود را ببینید تا متوجه شوید كه ما ایرانی ها چه گلی كاشته ایم.آن هم بدون كوچكترین مشاركت خارجی.
در این فیلم حتی نمی‌دانستیم تصویری كه می‌گیریم به چه شكلی است،شاید خنده دار باشد اما سرصحنه آقای محقق دوتا مونیتور را كنار هم گذاشته بود كه ما با لوچ كردن چشم‌های‌مان آن را سه بعدی می‌دیدیم،البته مونیتور مخصوص سه بعدی بود تا ما همان جا پلان را به شكل سه بعدی نگاه كنیم،اما خب پول و بودجه نداشتیم كه آن را تهیه كنیم.حتی در تدوین هم ما دوبعدی تدوین كردیم و بعد محصول سه بعدی را در دفتر آقای محقق دیدم.این دست آوردهارا نباید نادیده گرفت.
پس از صحبت‌های علی عطشانی، بابك محقق طراح سه بعدی فیلم در پاسخ به این پرسش كه چه تفاوتی بین تولید و ساخت فیلم دو بعدی و سه بعدی وجود دارد؟گفت: پیش از پاسخ به این پرسش لازم است این توضیح را بدهم كه امكانات ساخت فیلم سه بعدی و تجهیزاتی كه من آن را فراهم كرده بود متعلق به امروز نیست.از پنج سال پیش امكان ساخت فیلم سه بعدی وجود داشت،اما عدم اعتماد مسولین باعث شد كه این اتفاق به تعویق بی افتد.من خودم پیش از «آقای الف» یك مستند با همین شیوه ساخته بودم و باید بگویم كه اساسا همه چیز یك فیلم دوبعدی با یك فیلم سه بعدی متفاوت است.از پیش تولید كار تا فیلمنامه و كارگردانی و میزانسن و انتخاب لنز گرفته تا تدوین و صداگذاری و حتی گریم در فیلم سه بعدی با فیلم‌های معمولی دو بعدی متفاوت است.به عنوان مثال در كارهای دو بعدی فیلمبردار با انتخاب لنز سعی می‌كند تا به صحنه عمق بدهد،اما این موضوع در سه بعدی به این شكل منتفی و متفاوت است.یا در گریم سه بعدی به شدت باید اعتدال رعایت شود و حواس سازنده به این باشد كه گریمی كه در دو بعدی دیده می‌شود با تصویر سه بعدی فرق می‌كند.من به جرات می‌گویم كه ما از لحاظ امكانات چیزی از هالیوود كم نداریم.دو چیز تفاوت ایجاد می‌كند. اول دانش است كه این دانش در عناصر مختلف مثل كارگردانی،نویسندگی،فیلمبرداری و....نیاز است و نكته بعدی به پروداكشن بر می‌گردد.سه بعدی قرار نیست معجزه بكند.دوستان نام فیلم «آواتار» را آوردند،من می‌خواهم بگویم كه «آواتار» حتی در نسخه دو بعدی هم فیلم بسیار خوبی است.همان مقدار ضعفی كه سینمای دو بعدی ما نسبت به فیلم‌های دو بعدی مثلا هالیوودی دارد،همان معضلات به سینمای سه بعدی منتقل می‌شود و این فرقی ندارد.سینمای ما فارغ از دو بعدی یا سه بعدی فقر پروداكشن دارد.همان فقر و معضلات وارد سینمای سه بعدی می‌شود،پس ضعف بر سر تكنولوژی سه بعدی نیست.این ضعف به خود سینمای ایران و پروداكشن آن باز می‌گردد.در ایران اگر فیلمی قرار شود سه بعدی كار شود بین ده تا بیست و پنج درصد افزایش سرمایه دارد و خوشحال هستم كه بگویم قطار فیلم سه بعدی در ایران متوقف نمی‌شود و به راه خود ادامه می‌دهد.

شاهین نجومی بازیگر این فیلم هم در راستا این نشست توضیح داد: من قبل از هرچیز باید از آقای عطشانی تشكر كنم كه این امكان و فرصت را در اختیار من قرار داد تا در این تجربه سهیم باشم.این فیلم اولین تجربه بازیگری من به حساب می‌آید و شاید تنها بازیگری در تاریخ سینمای ایران باشم كه اولین حضور جدی‌ام در اولین فیلم سه بعدی تاریخ سینمای ایران بوده،بر این باورم كه سینمای سه بعدی خیلی به زندگی نزدیك‌تر است و حس زندگی دارد.اساسا بازیگری در سه بعدی تفاوت‌های زیادی با فیلم دو بعدی دارد كه یكی از       مهم‌ترین آن‌ها كه بازیگر باید آن را رعایت كند میزانسن‌های بسیار دقیق آن است كه در حركت و ایست‌ها،به دلیل همان دقت بالایی كه می‌گویم بازیگر ذره‌ای نباید این طرف‌تر یا آن طرف‌تر برود.مضاف براین كه تنظیم دستگاه و آماده‌سازی آن برای هر پلان وقت گیر تر از كار معمولی است و همین در سكانس‌هایی كه راكوردهای حسی داشت كار را سخت        می‌كرد.من برای این فیلم دوماه قبل از شروع فیلمبرداری با آقای عطشانی شروع به تمرین كردم تا روزی كه فیلمبرداری تمام شد.این فیلم برای من تجربه به شدت شیرین و دلپذیری بود و همیشه در ذهنم ماندگار است.


این نشست در ساعت بیست و دو با تجلیل از مهمانان به پایان رسید.

نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر
پرونده ویژه