صنفهای هنری در فضای بیاعتمادی فعالیت میکنند
بنفشه جهانگیری نقاش جوانی است که این روزها شاهد نقاشیهای او در نمایشگاه نقاشی گروهی با عنوان «زنان نقاش ایران» در خانه هنرمندان هستیم. عنوان اثری از او در این نمایشگاه «شهید» است كه یک كار فیگوراتیو با ابعاد 100*100 سانتیمتر است. ضمن آنكه در آن از عنصر پرچم و فیگور انسان استفاده شده است. در این اثر، نگاه مینیمالیستی (كمینهگرا) به رنگ وجود دارد؛ ضمن اینكه از رنگهای پرچم ایران و رنگ سفید در وسعت بیشتر استفاده شده است. جهانگیری تا به امروز در بیش از 20 نمایشگاه گروهی، جشنواره و بیینال (دوسالانه) در كشورهایی همچون ایران، عراق، لهستان، بلژیک و یونان شركت كرده است. گفتوگوی خبرنگار تجسمی ما را با این هنرمند میخوانید.
خانم جهانگیری، شنیده شد در نمایشگاههای زیادی حتی خارج از کشور هم شرکت میکنید. از نگاهتان به این مشارکت بگویید؟
نخستین نمایشگاه را در گالری افرند برگزار کردم و آخرینش را در گالری ماه. هر سال در نمایشگاههای گروهی، مسابقات، جشنوارهها و دوسالانهها شرکت میکنم؛ زیرا معتقدم مشارکت در رویدادهای گروهی امکان مقایسه و بهروز بودن را بهوجود میآورد. به همین دلیل، از آنها استقبال میکنم. از اوایل شروع به کار انجمن هنرمندان نقاش وارد انجمن شدم و یک دوره فعال را در آنجا گذراندم و همچنان به همکاری و عضویت در آن ادامه دادهام. متأسفانه در ایران، انجمنها و صنفهای هنری، قدرت اجرایی و توان مالی کمی دارند و در فضای بیاعتمادی و عدم حمایت نهادهای دولتی، فقط با تکیه بر نیروی اعضایشان، به حمایت خود ادامه میدهند.
درمورد سبک کارتان در نقاشی توضیح دهید؟
سبکها و تکنیکهای مختلفی را در کارم تجربه کردهام. در ابتدا بیشتر رنگهای تیره، خاکستریهای رنگی و فیگور انسانی در کارهایم دیده میشد، بعد یک دوره چند ساله بیشتر بهسمت آبستره گرایش پیدا کردم و آثاری با الهام از حشرات ولی با نگاه آبستره کار کردم. بعد آرام آرام دوباره به سمت نقاشی فیگوراتیو بازگشتم. یک مجموعه پرتره از زنان کرد کار کردم که سعیام بر این بود که تضاد چهرههای سخت و رنج کشیده زنان را با لباسهای رنگین و تزئینات شاد طبیعت و اطرافشان نشان دهم. مجموعه کارهای اخیرم، با سوژه پرچم و رنگهای محدود به پرچم کار شده که در حال حاضر در یک تور گروهی نمایشگاهی در اروپا به نمایش در میآید.
بین کارهایتان وجه مشترکی هم وجود دارد؟
فکر میکنم وجه مشترک تمام کارهایم توجه به فضای منفی ترکیببندیهایم است. یعنی به همان میزان که فضای مثبت و سوژه اصلی برایم اهمیت دارد، گاهی حتی بیشتر فضای منفی اطراف آن برایم چالشبرانگیز است. معمولاً با استفاده از رنگ سفید بافتدار، فضاهای منفی مورد نظرم را میسازم.
از طرف دیگر، بافت، یکی دیگر از وجوه مشترک کارهایم است. معمولاً سطح نقاشیهایم صاف نیست، بافتها و مواد مختلف را برای رسیدن به نتیجه دلخواهم تجربه میکنم.
عکاسی برای شما یک شغل محسوب میشود یا یک سرگرمی؟
عکاسی یکی از سرگرمیهای دائمی زندگیام بوده است که کم کم بهعنوان یک شاخه کاری به آن وارد شدم. در ابتدا از دوره دانشگاه نگاه جدیتری به آن پیدا کردم و بعد در چند فیلم کوتاه و مستند برای دوستانم عکاسی کردم. اما مهمترین پروژه کاریام که باعث شد عکاسی برایم به یک زمینه کاری جدید تبدیل شود، همکاری در پروژه «شایی» به کارگردانی و تهیهکنندگی کاوه معینفر (همسرم) بود. امکانات، اطمینان و اعتماد به نفس که در این پروژه کسب کردم، باعث شد که مجموعه بسیار بزرگی شامل 13000 قطعه نگاتیو از مناطق مختلف کردنشین ایران تهیه کنم که آرشیو بسیار گرانبهایی از گوشهای از زندگی و آداب و رسوم و قوم شناسی مردم ایران است. بعد از آن، علاوهبر عکاسی مستند، عکاسی صنعتی و پرتره را برای چند شرکت گرافیکی، تبلیغاتی تجربه کردهام که تا امروز ادامه داشته است.
شنیده شده در کار طراحی صحنه و لباس هم فعالیت دارید؟
بله. علاوهبر نقاشی و عکاسی که دو زمینه اصلی کاری محسوب میشوند، طراحی صحنه و لباس، طراحی گرافیک و نقاشی دیجیتال را هم دنبال کردهام. همیشه آماده یادگیری و پیگیر امکانات نوین هستم. فکر میکنم در دنیای امروز که مرزهای بین هنرها کمرنگ شده است، هنرمند باید تکنولوژی و امکانات مختلف رشتهها و زمینههای گوناگون را بشناسد و مرزهای هنرش را دورتر ببرد و جهانش را گسترش دهد.
/گفتو گو از سپیده حیدرآبادی/