به‌بهانه در گذشت فهیمه رحیمی، نویسنده رمان‌های عشقی- عاطفی

نویسنده‌ای که بود، نویسنده‌ای که نبود...

|
۱۳۹۲/۰۳/۲۸
|
۱۴:۴۴:۱۳
| کد خبر: ۱۲۶۶۵۵
نویسنده‌ای که بود، نویسنده‌ای که نبود...
آثار رحیمی چه در فرم و چه در محتوا خالی از هرگونه پرداخت ساختارگرایانه است و هیچ وقت نمی‌توان در رمان‌های او جریان فنی یا تکنیکی خلاقانه و بدیع یافت.

صبح امروز در بیمارستان مهر تهران درگذشت. نویسنده‌ای که سال‌ها مخاطبانی عام از قشری خاص را با نوشته‌های خود همراه کرد. قشری که اغلب از زنان خانه‌دار و مردان شکست‌ عشقی خورده فراتر نمی‌رفت. اولین کتاب رحیمی با عنوان «بازگشت به خوشبختی» در ۱۳۶۹ منتشر شد. این کتاب با حمایت برادران شهبازی (نشر پگاه و نشر چکاوک) چاپ شد که تا سال‌ها نقش مهمی را در انتشار کتاب‌های او ایفا کرد.

استقبال خوب از این رمان باعث تثبیت جایگاه رحیمی به‌عنوان نویسنده‌ای عامه‌پسند شد. به گفته خودش، نگارش هر کتاب برای او به طور متوسط ۶ ماه زمان می‌برد و اغلب سوژه‌هایش را از رخدادهای واقعی الهام می‌گرفت. برای نمونه، ماجرای کتاب‌های «کوچه‌باغ یادها» و «بازگشت به خوشبختی»، براساس رویدادها و شخصیت‌های حقیقی نوشته شده‌اند.

مرحوم رحیمی راجع به شیوه داستان نویسی‌اش حرف‌های عجیبی زده است. مثلاً در جایی گفته: شخصیت‌های داستان‌های من، خودشان سرنوشتشان را تعیین می‌کنند و در جایی دیگر گفته: من داستانی دارم که سه بار نوشته شده و سه بار قهرمان خودش خواسته که به این حالت زندگی کند.

گرچه این تعابیر به گوش مخاطب عام خوش می‌آید و در ذهن او تصویری کاریزماتیک و جذاب از رمان‌نویس محبوبش ساخته می‌شود، ولی واقعیت این است که فهیمه رحیمی هیچ گاه نتوانست به ادبیات معاصر ایران نکته تازه‌ای اضافه کند. اغلب رمان‌های او صرفاً روایت یک سری حوادث به‌هم‌پیوسته هستند که در سطح زندگی همه آدم‌ها اتفاق می‌افتد. آثار رحیمی چه در فرم و چه در محتوا خالی از هرگونه پرداخت ساختارگرایانه است و هیچ وقت نمی‌توان در رمان‌های او جریان فنی یا تکنیکی خلاقانه و بدیع یافت که بشود نامش را تبلور یک قلم خاص در عرصه‌ رمان‌نویسی گذاشت که مخصوص فهیمه رحیمی است و جز او کسی قادر به این نوع نگارش نیست.

این در حالی است که رحیمی همیشه از نبود یک جو سالم برای نقد آثار ادبی عامه‌پسند ابراز نارضایتی می‌کرد و می‌گفت: به نظر من هر کتابی خواننده خودش را دارد. من اگر عامه‌نویسم، این کار را به هیچ وجه حقیر نمی‌دانم. فکر نمی‌کنم کسی که خیلی جدی می‌نویسد از من برتر است... هدف من این است که نسل جوان را کتابخوان کنم. همه جا هم گفته‌ام که خودم را نویسنده نمی‌دانم؛ من مادری هستم که دوست دارم نسل جوانم کتاب بخواند، کتاب ایرانی بخواند.

شاید این تعبیر فهیمه رحیمی از خودش، بهترین توصیف باشد. گرچه نباید این مسئله را نادیده بگیریم که مخاطب، هرقدر هم که عام باشد، باز هم مخاطب است؛ مخصوصاً در جوامعی شبیه به جامعه ما. گرچه مرحومه فهیمه رحیمی را نمی‌توان در فهرست نویسندگان تأثیرگذار و ماندگار تاریخ رمان‌نویسی ایران جای داد، ولی پرمخاطب بودن او حقیقتی غیرقابل‌انکار است و همین برای احترام به حضور او در عرصه رمان‌نویسی کافی است.

یادش گرامی...

برخی آثار:

«ابلیس کوچک»، «اتوبوس»، «آریانا»، «اشک و ستاره«، «باران»، «بازگشت به خوشبختی»، «بانوی جنگل»، «پاییز را فراموش کن»، «پریا»، «پنجره»، «تاوان عشق»، «حرم دل»، «خلوت شب‌های تنهایی»، «خیال تو»، «روزهای سرد برفی»، «زخم‌خوردگان تقدیر»، «سال‌هایی که بی تو گذشت»، «شیدایی»، «عشق و خرافات»، «کوچه‌باغ یادها»، «ماندانا»، «هنگامه»، «همیشه با تو».

نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر