آقای روحانی! کلید کافهها هم دست شماست؟
وقتی هیچ فضایی برای برگزاری گردهماییهای ادبی و هنری نباشد، وقتی فعالان حوزه ادبیات و هنر همیشه با بحران بی جایی مواجه باشند، وقتی برای برگزاری یک جلسه شعرخوانی ساده، حتی خانواده شاعران هم حاضر به همکاری با آنها نباشند، تنها راه حلی که به فکر این قشر میرسد، پناه بردن به پارکها و فضاهای خلوت گوشه و کنار شهر است.
از زمانی که کافههای کوچک پا گرفتند، چراغهای تازهای در ذهن اهالی ادبیات روشن شد و این فضا را محیطی امن و بیدغدغه برای نشستهای دوستانه و غیر رسمی خودشان دیدند. این جریان تا جایی پیشرفت که برخی کافهها تبدیل به پاتوق دایمی نویسندهها و شاعران شدند. حتی گروههای تیاتری هم برای برگزاری جلسات روخوانی نمایشنامه، کافههایی را نشان میکردند و در آنجا دور هم جمع میشدند. این روند نوظهور آنقدر طرفدار پیدا کرد که از یک مقطع زمانی به بعد حتی شاهد برگزاری کلاسها و کارگاههای آموزشی مختلف شعر و داستان در کافهها بودیم.
قاعدتا در چنین فضایی احتمال بروز موارد تخلف و فعالیتهای خارج از محدوده ادبیات و فرهنگ هم رخ میدهد. اتفاقی که باعث شد نهادهای مربوطه اقدام به تعطیلی کافههایی بکنند که در آنها جلسات غیر متعارف و غیر مجاز در لوای جلسات ادبی و هنری برگزار میشد.
این اتفاق لطمه دوباره و البته مایوس کنندهتری به بدنه ادبیات وارد کرد و باعث دلزدگی اساتید این حوزه و متفرق شدن جوانهای مستعدی شد که به پاتوقهای مشابه دل بسته بودند. در نهایت هم دوباره بساط نشستهای سالم و سازنده در حوزه ادبیات و هنر یا کلا برچیده شد یا در خیابانها و پارکها پهن شد.
این اتفاق در شرایطی رخ داد که برخی از این کارگاههای کافهای، کارکردی در حد یک باشگاه ورزشی پایه برای پرورش استعدادهای نوجوانان را داشتند. موقعیت و فرصتی که علاقهمندان به هنر و ادبیات در آن استعدادها و تواناییهایشان را محک بزنند و پرورش بدهند. چه بسا در صورت تداوم این نوع پاتوقها، چهرههای جدید و آیندهداری به جامعه فرهنگ و هنر کشور معرفی میشدند.
باید بپذیریم که برخورد شلاقی با جریانات فرهنگی و هنری خودجوش، اثرات مخرب و جبران ناپذیری به این بخش وارد میکند. به نظر میرسد اگر در مواجهه با چنین جریانات نوظهوری باید با تدبیر بیشتری رفتار شود. کارگاهها و کلاسهای کافهای به خودی خود رخداد بد و ضد فرهنگیای نیست. بلکه باید با ساماندهی همراه باشد تا بتواند به ارتقای سطح ادبیات و هنر جامعه کمک کند.
فراموش نکنیم برپایی پاتوقهای فرهنگی-هنری کوچک، اقدام خودجوشی است که هیچ هزینهای را به کشور و بخش فرهنگی وارد نمیکند. صرف اینکه چند نویسنده و شاعر در یک مکان عمومی مثل کافه دور هم جمع بشوند، پیشامد خطرناکی نیست. خطر آنجاست که این جمع از هم دور بمانند و جلسات سالم و پر محتوایشان با تعطیلی روبهرو شود و هر کدام در خلوت اتاق خود مشغول به کاری باشند که شاید از حد استعدادشان بسیار پایینتر و بیبهرهتر است.
در دولت جدید امید آن میرود که فکری به حال این پاتوقهای سالم و پر فایده فرهنگی بشود. جریانی که در پیشرفتهترین کشورهای دنیا، همین الان در حال رخدادن است و نتایجی که از دل آن بیرون میآید، گاهی در حد کشف یک نابغه در زمینه شعر و داستان بروز میکند.
شاید کلیدی که در دستان رییس جمهور منتخب است، به قفل کافهها بنشیند و شاهد احیای دوباره پاتوقهای ادبی و هنری در کافهها باشیم.