معرفی کتاب

«نان داغ، کباب داغ» روایت‌هایی مضحک از دربار سلاطین قاجار

|
۱۴۰۰/۱۱/۰۲
|
۰۵:۰۱:۰۰
| کد خبر: ۱۲۸۸۷۴۱
«نان داغ، کباب داغ» روایت‌هایی مضحک از دربار سلاطین قاجار
رضا بهرام‌پور یکی از پژوهشگران حوزه تاریخ است که کتاب «آب دوغ‌خیار» او بسیار مورد توجه خوانندگان قرار گرفت و کتاب «نان داغ، کباب داغ» نیز با همان رویکرد اثر دیگری از این نویسنده است.

به گزارش گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری برنا، «نان داغ، کباب داغ» دنباله‌ای است بر کتاب «آب دوغ‌خیار» که در واقع تلاشی است ماجراجویانه به منظور ایجاد علاقه و انگیزه در قشر کتابخوان تا تاریخ را جدی‌تر دنبال کنند.

ما «ایرانیان» صرفاً آموخته‌ایم با به خاطر سپردن چند سطر توضیح، آن هم توضیحات آب‌دوغ‌خیاری و ارائه‌ی آن با رسم شکل و نمودار به اساتید مربوطه، سروته قضیه‌ی آموزش، تسلط و وقوف بر علم «تاریخ» را هم آوریم که عملاً پس از گذار از مرحله‌ی تحصیل، به غیر از یادآوری چند اسم، عبارت و عدد چیز زیادی عایدمان نمی‌شود.

اشتباه بزرگ ما این است که تصور می‌کنیم آن‌چه در گذشته به وقوع پیوسته است، تمام شده و دیگر نخواهد توانست حال و آینده‌مان را تحت تأثیر قرار دهد؛ غافل از این‌که تاریخ زنده است، نمرده و نخواهد مُرد! تاریخ را باید خواند؛ سطر به سطر و واو به واو. تاریخ را باید جدی گرفت؛ چون که با هیچ بنی‌بشری سر شوخی ندارد و دشنه در دست در کمین جوامع و افراد فراموش‌کار و کم‌توجه نشسته است!

در مقدمه این کتاب آمده است:

عباس میرزا: « قائم مقام! قحط الرجال است! »

قائم مقام: « خیر قربان! قحط الرجل است! »

همین دو جمله برای پی بردن به شرایط و اوضاع عمومی ملک و ملت در عصر پادشاهی سلاطین قاجار کافی و وافی به نظر می رسد، دو جمله ای که به هنگام مکاتبه ی دو تن از معدود بیدارانِ عهد خواب و خاموشیِ مطلق ایرانیان، از عمق وجود شان برخاسته و اینک پس از گذشت سالیان دراز بر ذهن و جان ما نقش می بندد. آن چه قاجار با ما [ و مملکت تاریخی ما ] کردند، هنوز جای زخمش باقی است و هیچ درمانی نیز تابه حال نتوانسته از دردها و آلامش بکاهد.

شاید بتوان این را از بدشانسی دودمان قاجار دانست که هنگامه ی سلطنت و کامرانی شان با عصر طلایی ترقی و توسعه ی همه جانبه ی مغرب زمین تلاقی نموده و ما، خواه ناخواه با مطالعه ی سیر حوادث و وقایع آن دور و زمانه اقدام به مقایسه و وزن کشی عملکرد سران خویش با سابقه و کارنامه ی « آن ورِ آبی ها » می نماییم، اما قطعاً نمی توان در ذات بی لیاقتی و بی کفایتی مردان و زنان حاضر در بطن قدرت و حاکمیت قجر تردید روا داشت، چه نخواستند [ یا نتوانستند ] چشمان خویش را بر حقایق بگشایند و لجوجانه و مصرانه سعی در پیاده سازی سبک و شیوه ی حیات و معاش دِمده ی پیشینیان شان داشتند.

صِرف طولانی بودن مدت زمان حکومت و کشورداری خود گواه بر کارآمدی، لیاقت، توان و آگاهی بالا نیست، زیرا می شود [ و خودِ تاریخ گواه این است که ] با فریب کاری، نیرنگ بازی، ظاهرالصلاحی، تفرقه اندازی، زبان بازی و حتی ارعاب و تحمیل فشار بر زیردستان، برای مدتی مدید در صدر نشست، اما نه می شود محبوب قلوب شد و نه می توان کارنامه ای قابل دفاع از خویش بر جای گذاشت و این دقیقاً شرح حال پادشاهان قاجاری است!

بخش‌هایی از کتاب:

آغامحمد خان قاجار پیش از رسیدن به سلطنت، سالیان سال مهمان اجباری دربار کریم خان زند بوده است. درواقع کریم خان که از هوش و نبوغ سرشار وی مطلع بود، او را طرف مشورت خویش در اورات مهم و حساس ممکلتی قرار می داد. می گویند در این دوران آغامحمد خان عمه ای داشته است که وی همسر یکی از روحانیون شیراز بوده و...

انتهای پیام //

نظر شما
جوان سال
جوان سال
پیشنهاد سردبیر
جوان سال
جوان سال
جوان سال
پرونده ویژه
جوان سال
بانک سپه
رایتل
اکت
بلیط هواپیما
بازرگانی برنا
دندونت
آژانس عکس برنا
تشریفات شایسته
بانک سپه
رایتل
اکت
بلیط هواپیما
بازرگانی برنا
دندونت
آژانس عکس برنا
تشریفات شایسته
بانک سپه
رایتل
اکت
بلیط هواپیما
بازرگانی برنا
دندونت
آژانس عکس برنا
تشریفات شایسته