آمریکا و غرب به اهمیت حضور ایران در «ژنو ۲» پی بردهاند
به گزارش خبرنگار بینالملل برنا، حسن هانیزاده کارشناس مسائل خاورمیانه، در گفتگو با این خبرگزاری، به ارزیابی سفر اخضر ابراهیمی به خاورمیانه برای ایجاد بستر لازم برای برگزاری کنفرانس ژنو 2 پرداخت. مشروح سخنان وی در ادامه آمده است:
سفر اخضر ابراهیمی به خاورمیانه و به ویژه تهران به منظور فراهم کردن مقدمات کنفرانس ژنو 2 را چگونه ارزیابی میکنید؟
در واقع سفر منطقهای اخضر ابراهیمی به منظور نزدیک کردن دیدگاههای کشورهای منطقه برای برگزاری کنفرانس ژنو 2 صورت گرفته است. با توجه به اینکه ظرف یک ماه آینده قرار است کنفرانس ژنو 2 برگزار شود، اما اختلاف نظراتی میان گروههای مخالفان و کشورهای تأثیرگذار در بحران سوریه وجود دارد که برگزاری کنفرانس ژنو 2 را در هالهای از ابهام قرار داده است.
در حال حاضر 30 گروه تروریستی مسلح از 83 میلیت جهان در درون سوریه علیه بشار اسد میجنگند، اما هیچ یک از این گروهها ارتباط سازماندهیشدهای با یکدیگر ندارند و فقط علیه دولت سوریه دست به اقدامات تخریبی میزنند. از سوی دیگر به نظر میرسد مخالفان حاضر نیستند در ژنو 2 شرکت کنند. گروههای خارجنشین مخالف اسد نیز ظاهراً به جمعبندی مشترکی درباره ژنو 2 نرسیدهاند. ضمن اینکه ارتش آزاد به این سمت و سو حرکت میکند که سلاحهای خود را به دولت تحویل دهد و در واقع ابتکار میدانی در سوریه در دست ارتش سوریه و دولت است. در واقع شکست گروههای مسلح در سوریه روز به روز تشدید شده و در حال عقبنشینی از مناطق مختلف این کشور هستند.
نظر شما درباره پیششرط غربیها برای حضور ایران در کنفرانس ژنو 2 و عدم پذیرش این پیششرط از سوی ایران چیست؟ آیا ابراهیمی برای دعوت رسمی از ایران برای حضور در کنفرانس ژنو 2 به تهران آمده است؟
در میان بازیگران صحنه سوریه، عربستان و قطر با حضور ایران در کنفرانس ژنو 2 مخالفت میکنند، اما آمریکا و غرب به این نتیجه رسیدهاند که بحران سوریه راه حل نظامی ندارند بلکه از طریق راه حل سیاسی و برگزاری کنفرانس ژنو 2 به نتیجه مطلوب دست خواهند یافت.
حضور ایران در ژنو 2 میتواند به پویایی کنفرانس کمک کرده و باعث شود این کنفرانس خروجی مناسبی داشته باشد. لذا اخضر ابراهیمی و غرب به این نتیجه رسیدند که ایران دارای طرح قابل قبولی است و حضور ایران در کنفرانس ژنو 2 بسیار مهم و تأثیرگذار خواهد بود. ایران در گذشته نیز طرح 4 مادهای خود را بر اساس مراجعه به آرای عمومی ارائه داده بود، ولی به نظر میرسد اکنون طرح ایران برای برونرفت از بحران سوریه در سطح بینالمللی مورد توجه واقع شده است.
آیا واقعا مسأله بحران سوریه مسأله رئیسجمهور است، یعنی بحران سوریه به موضوع ریاستجمهوری و برکناری اسد خلاصه میشود؟
برعکس. مسأله خروج اسد از چرخه قدرت در سوریه نه تنها کمکی به سوریه نمیکند بلکه شرایط آن را مشابه وضعیت فعلی سومالی میکند. به همین دلیل هرگونه فشار برای خارج کردن اسد از قدرت به جنگ داخلی طولانیمدت در سوریه منجر خواهد شد.
از سوی دیگر وجود 18 طایفه و جریان سیاسی گسترده در سوریه اجازه نمیدهد که گروههای غیر همسو با مردم در سوریه روی کار بیایند. تنها با مراجعه به آرای عمومی است که میتوان آینده این کشور را رقم زد. لذا بشار اسد نماینده تمامی گروههای سوری است و کنار گذاشتن او سوریه را به سمت و سوی شرایط حال سومالی و جنگ مشابه این کشور پیش خواهد برد.
به همین دلیل است که ایران تلاش میکند اسد در رأس قدرت در سوریه حفظ شود و با پذیرش بیانیه پایانی نشست ژنو 1 که به معنای پذیرش دولت انتقالی و سرنگونی بشار اسد است، مخالف است.