ذبح عظیم

|
۱۳۹۲/۰۸/۱۹
|
۱۲:۴۰:۲۳
| کد خبر: ۱۴۷۷۲۷
ذبح عظیم
عبدالمجید فرایی

فریاد و آه شیعه، به گوش جهان رسید
آوای غم، به حضرت صاحب زمان رسید

اکنون محرم است، دل شیعه دردمند
ای دل بنال، لحظه یک امتحان رسید

طومار می‌نوشت، بیایید: آمدند
راه حجاز وا شد و یک کاروان رسید

بستند راه را، به عزیزان فاطمه(س)
کردند هلهله، که ز ره میهمان رسید

بستند راه آب، ننوشند کودکان
فریاد العطش، ز همه کودکان رسید

خشکید شیر سینه مادر، ز تشنگی
گویی: که تیغ تیز ستم، استخوان رسید

چون طالب حکومت ری بود ابن سعد
بیچاره خام گشته، به آن آرمان رسید

مهمان کشی برای عرب، ننگ و عار بود
در حیرتم چگونه به این داستان رسید

پستی نگاه کن، به ابولفضل(ع) با وفا
از بدترین آدم عالم، امان رسید

ذبح عظیم کوی منا، دشت کربلا
از خاک سر کشیده، به هفت آسمان رسید

کشتند، نور چشم محمد (ص)، حسین (ع) را
اخبار فاجعه، به زمین و زمان رسید

باد ستم وزید، به صحرای کربلا
در کارزار، نوبت پیر و جوان رسید

آتش زدند، خیمه آل رسول را
فصل اسارت همه بانوان رسید

بر نیزه بلند زدند، راس آفتاب
صوت بلند آیه، به سر ساربان رسید

در بارگاه پست‌ترین خلق روزگار
بر غنچه لبان حسین(ع) خیزران رسید

کوتاه کن سخت تهی از جان شود، بدن
شاعر، پیام شعر تو تا دل ستان رسید

مولا، گواه باش، (فرائی) ز فرط غم
در مجلس عزای تو، چون نوحه خوان رسید

نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر