علم و کتل؛ باشد یا نباشد؟

|
۱۳۹۲/۰۸/۲۵
|
۱۵:۵۹:۵۵
| کد خبر: ۱۴۸۱۹۰
علم و کتل؛ باشد یا نباشد؟
سید جمال الدین حسینی

استفاده علم و کتل در مراسم‌های عزاداری محرم موضوعی چالشی است. دیدگاه‌های مختلفی در این زمینه وجود دارد. یک دیدگاه نظرش بر این است که این‌ها عامل ایجاد خرافه است. دیدگاه دیگر معتقد است حدف این نمادها باعث بی‌رونق شدن عزاداری می‌شود و این چیز مطلوبی نیست.

اگر بخواهیم نظام فرهنگی را تعریف کنیم بخش عمده آن از طریق ساخت نماد، استفاده نمادین و آئین‌ها و مناسک شکل می‌گیرد. نمادها در ساخت فرهنگی هم بسیار اهمیت دارند. از طرف دیگر ارتباطات میان فرهنگ‌ها از طریق نمادها در یک مجموعه رفتارهای نمادین به نام آئین شکل می‌گیرد. یکی از بارزترین اشکال نمادین فرهنگ ما در آئین‌ها و مناسک عزاداری اباعبدالله حسین (ع) قابل مشاهده است.

در حقیقت نوع برخورد ما با این نمادها و آئین‌ها باید از دقت نظر بالایی برخوردار باشد. چرا که نمادها در عین اینکه می‌توانند زائیده درونی و نماد یک فرهنگ باشند و زمینه ارتباط با فرهنگ جامعه را فراهم کنند، می‌توانند اثرات معکوسی در تغییرات درونی فرهنگی بگذارند. آن چیزی را که در برخورد با مقوله ای به نام آئین‌های عزاداری ایام محرم و صفر باید مورد توجه قرار دهیم این است که مباحث خرافی و خارج از دایره دین و یا ضد دین در آن وارد نشود. بعضی آئین‌ها و مناسک اصولاً ساخته دین اند؛ یعنی کاملاً از دین اقتباس شده اند و بعضی از اینها اینقدر قویند که به تعبیر خداوند «شعائر الله» می‌شوند: "ان الصفا و المروة من شعائر الله" و شعائر الله آن نمادهایی هستند که خود خدا برگزیده و انتخاب کرده و مصداقش مراسم حج، نماز خواندن و نماز جماعت است. اکثر عبادات ما الزام آورند و دین هم آنها را مشخص کرده به گونه ای که حتی اگر عملی خارج از این آئین‌ها انجام بشود مورد قبول قرار نمی‌گیرد و به عنوان رفتار دینی تلقی نمی‌شود. برخی از آئین‌ها از دین برداشت شده اند و بعضی نیز ترکیبی اند؛ یعنی دین یک آئین مختصری را مشخص کرده و حول و حوش این موضوع آئین‌هایی به فراخور فرهنگ‌ها به آن اضافه شده است مثل آئین ازدواج.

بعضی از آئین‌ها هستند که از روح دینی نشأت می‌گیرند اما هیچ جا بر لزومشان تاکید نشده. این‌ها تکلیفی نیستند و به عبارتی آئین هایی که تکلیفی نیستند بعضی وقتها مورد اقبال دین هستند و مورد ترویج دینی قرار می‌گیرند مثل آئین های محرم، عاشورا و تاسوعا و گاهی وقتها هم ممکن است مورد تائید نباشد، هر چند با مبانی عقیدتی و دینی ما مخالفتی ندارند. اما دسته ای هستند که به عنوان بدعت شناخته می‌شوند و بعضاً آئین ها و مناسک مخرب و غلطی هستند که ما به عنوان بدعت می‌شناسیم.



معمولا نمادسازی سیر طبیعی دارد ولی افراد هوشمند توجه ویژه‌ای به این نماد سازی دارند و اگر به این نمادسازی توجه نشود تلاش فرهنگی کم ثمر می‌شود. حس، حال و روح عاطفی از طریق نمادها و آئین هاست که شکل می گیرد. مسئولیت بزرگ نمادسازی معمولاً به عهده هنرمندان است. نمادها نشان دهنده فرهنگ و اعتقادند. مثلاً کسی که تصویر کربلا را در خانه اش استفاده می کند، نمادی از عشق خود به امام حسین را نشان می دهد. نمادها بخشی از هویت ما هستند و نشان می دهند که ما چه کسانی هستیم و فرد این‌گونه هویت خودش را آشکار می‌کند.

بت یک نماد بود که در اسلام حذف شد و واقعا ً خرافه بود. تمام دین ما پر از نماد است؛ مثلا حجاب. حجاب از یک بعد جزو تکالیف دینی است و از منظر نمادی است از عفاف. نمادها گاهی پرمعنا و بخشی از تمدن می‌شوند.

در خصوص مواردی مثل تاسوعا و عاشورا اساسا آئین‌های مورد تایید و تاکید هستند اما غیرالزام آورند و اگر کسی هم بخواهد اینها را به عنوان آئین‌های الزام آور تلقی کند یا به اصطلاح فقهی واجب در نظر بگیرد، دچار بدعت شده است که در فتوای علما و فقها بر همین موضوع تاکید شده است. اما این موضوع نباید باعث شود ما از اهمیت نمادها و آئین‌ها در موضوع ترویج فرهنگ و تبلیغ دینی غفلت کنیم؛ به این معنا که نباید فکر بکنیم چون این آئین‌ها الزام آور نیستند، پس مخرب هستند و اهمیتی ندارند. بلکه برای اینکه بخواهیم آنها را حذف کنیم باید دلایل محکم تری پیدا کنیم .

آئین‌ها و نمادهایی که در حوزه عاشورا شکل می‌گیرد و معمولاً هم در امتزاجی با فرهنگ‌های بومی قرار دارد، به طور کلی مورد تایید و حتی ترویج و تبلیغ اند و حذف آنها هزینه فرهنگی خواهد داشت مگر مواردی که خارج از حوزه دین تلقی شود. در حوزه علم و کتل باید گفت کارکرد فرهنگی اینها خیلی بیشتر از این است که بخواهیم حذف کنیم و نمی‌شود برخوردی که مثلاً با قمه زنی انجام می‌دهیم با این نمادها هم داشته باشیم. اساساً یکی از عوامل مهم که باعث می‌شود یک موضوع مانند عزاداری امام حسین (ع) در اجتماع جانی بگیرد و در حوزه فرهنگ ریشه بدواند و در طول زمان به نسلهای آینده منتقل شود، آئین سازی و نمادسازی آنها است. حذف نمادها به معنای حذف آئین خواهد بود. این که ما بخواهیم مراسم‌های عزاداری را از موارد اینچنینی مثل علم و کتل خالی بکنیم قطعاً لطمه فرهنگی خواهیم دید.


نمی‌توانیم بپذیریم که مثلاً علم و کتل شباهت نسبتاً ظاهری با صلیب مسیحیان دارد و یک نماد مسیحی است در حالی اصلاً شباهتی هم وجود ندارد، بلکه وجود این نمادها باعث می‌شود که واقعاً آئینی شکل بگیرد که این آئین‌ها باعث تمایز فرهنگی ما با بقیه خواهد بود و نقش هویت بخشی را برای ما خواهد داشت. ضمن اینکه با هیچ اصل دینی هم منافات ندارد.

البته لازم به ذکر است گاهی وقتها با مراسم‌هایی برخورد می‌کنیم که علم و کتل ندارد اما شور و هیجانش شاید مضاعف تر هم باشد؛ مثل مراسم حسینیه اعظم زنجان. در این مراسم آنچه اتفاق افتاده این است که مراسم سازی با یک سری نمادهای دیگری انجام شده و البته این مورد خاص تدبیری زیبا برای حذف قمه زنی در بزرگترین مرکز قمه زنی کشور بوده که از شیوه آئین‌سازی استفاده شده است. در مراسم حسینیه اعظم زنجان الان حتی زنجیر زنی هم دیده نمی‌شود، ولی خلأ نمادین پر شده است؛ به گونه ای که هیجان و شور در یک مراسم مذهبی آن هم برای عزاداری امام حسین(ع) در بالاترین شکل دیده می‌شود.

اما علم و کتل مثل قمه زنی نیست و حتی تبرک جستن به آنها خارج از معنویت دینی و تقدس دینی هم نیست؛ چرا که اتصال این نمادها به عزاداری سید الشهدا(ع) است. همه می‌دانیم که داستان حضرت یوسف و شفا یافتن حضرت یعقوب توسط پیراهن پیامبر الهی مصداق بارز از تبرک جویی در قرآن است. در خصوص تبرک جویی به این نمادها، باید ببینیم مردم چه تفسیری از علم و کتل می‌کنند. همانگونه که هنگام ورود به حرم اباعبدالله الحسین (ع) از بابت تبرک، تیمن و تقرب و از نظر تقدس مکانی به واسطه وجود با عظمت امام حسین (ع) از درب ورودی، از ستونها و ضریح تبرک می‌گیریم، از آنچه در عزاداری حضرت هم هست به نوعی تعظیم و احترام می‌کنیم. حسینه از آن جهت مکان مقدسی است که ذکر اباعبدالله حسین (ع) در آن گفته می‌شود و نمادهایی که در این راستا استفاده می‌شود از همین ویژگی برخوردارند.


باید مراقب بود به بهانه خرافه زدایی، آئین‌ها و نمادهای فرهنگی و دینی خود را از بین نبریم. نمادها و آئین‌ها نقش تار و پود را در فرهنگ بازی می‌کنند.

سید جمال الدین حسینی

نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر
پرونده ویژه