به بهانه سالروز در گذشت مردی از تبار پهلوانان/

قصه تلخ وشیرین زندگی احتشام الرعایا

|
۱۳۹۲/۱۱/۰۲
|
۱۷:۳۸:۵۸
| کد خبر: ۱۵۸۸۵۹
قصه تلخ وشیرین زندگی احتشام الرعایا
توصیف بزرگمردان کار ساده‌ای نیست، وسعت فکری می‌خواهد به گستره عظیم اندیشه سترگشان، اما یادآوری شان درس زندگی است برای آن‌ها که همزمان و همراهشان نبوده‌اند.

اگرچه ممکن است درگذشت و رحلت آزاد مردان حماسه ساز و بزرگانی که در زمان حیات پر برکت خویش، شهره و نام آور بوده اند، با گذشت ایام، از برخی خاطره ها و دیدگاه ها، دچار فراموشی و نسیان بشود، اما تاریخ هرگز این چنین بی رحمی را روا نمی دارد و اوراق طلایی اش را به نام و یادشان زینت می دهد.

به گزارش خبرگزاری برنا در استان کرمانشاه؛ دی ماه سال 1339 خورشیدی در تاریخ با عنوان به حق پیوست «احتشام الرعایای کرمانشاهی» ثبت شده است، اگرچه مزارش همچون بسیاری از بزرگان کرمانشاهی، اکنون در محدوده فضای سبز بیمارستان امام خمینی (ره) است و با جابه‌جایی آرامستان، وی همچون بسیاری دیگر از نیک خصلتان، نشانی از مزارش نیست. اما این خود سعادتی است که جسم فیزیکی اش را پوششی از گل و چمن و سبزینه ها در آغوش گرفته اند.

توصیف بزرگمردان کار ساده ای نیست، وسعت فکری می خواهد به گستره عظیم اندیشه سترگشان، اما یادآوری شان درس زندگی است برای آن‌ها که همزمان و همراهشان نبوده اند.

به انگیزه سالگشت رحلت غمبارش مروری کوتاه خواهیم داشت از «احتشام الرعایای کرمانشاهی» که گوشه ای از افتخارات تاریخ را به خویش اختصاص داده است.

احتشام الرعایا کیست؟
کرمعلی فرزند عباس خان که از نوادگان جمشید از بزرگان لارت «پشتکوه» بود در سال 1255 خورشیدی در محله سراب همت «حوالی میدان فردوسی کنونی» کرمانشاه در خانواده ای اصیل و صاحب نام چشم به جهان گشود. وی در جوانی و میانسالی از سرداران و فرماندهان بزرگ و شجاع و وطن دوست بود که فرماندهی تفنگچیان محلی چند هزار نفری متشکل از مردان شجاع ایل های بزرگ کرمانشاه از جمله کلهر، گوران، زنگنه، سنجابی، جاف، لک، لر و ... را بر عهده گرفت که وظیفه این سپاه عظیم محلی حفاظت و امنیت بخشیدن به مرزهای غربی کشور و دفاع از حیثیت و نوامیس مردم منطقه بود.

دیری نپایید به دلیل لیاقت و شایستگی در طول مدت فرماندهی، لقب «بگ» به وی داده شد، لقبی که حکومت وقت به امیران ارشد سپاه به عنوان پاداش شجاعت و ایثار اعطا می کرد.

در آن زمان در بین خوانین تعداد اندکی بودند که به عناوین مختلف از چپاول و تجاوز به جان و مال و زندگی رعایای خویش فروگذار نکرده و با چوب و فلک و در فقر و گرسنگی نگاه داشتن آن‌ها، به گونه ای برده داری می کردند.

اعمال و اندیشه های خیرخواهانه این بزرگمرد تاریخ در جهت کمک به رعایا و ویژگی‌های منحصر به فردش موجب شد که شاه قاجار لقب «احتشام الرعایا» را به او اعطا کند، چرا که به دلیل کمک های بی دریغ خود به رعایا نفوذ گسترده ای را در میان این قشر زحمتکش بی پناه پیدا کرده بود.

«احتشام» در زمان سرکوب آزادی خواهان مشروطه و به توپ بستن مجلس و به دنبال محاصره تبریز در زمره پشتیبانان اصلی و تأثیرگذار مشروطه خواهان قرار گرفت و در زمان محاصره تبریز و فتح تهران چند صد نفر از تفنگچیان را به یاری مشروطه خواهان فرستاد که در ماجرای فتح تهران و درگیری های آن تعدادی از تفنگچیان کرمانشاهی شهید شدند که دو تن از آنان از برادران همسر ایشان و از جوانان شجاع ایل کلهر بودند که در گورستان ابن بابویه شهر ری به خاک سپرده شدند.

قصه تلخ وشیرین زندگی احتشام الرعایا
گفتیم که در آن دوران بعضی از مالکان جبار املاک را با رعایا که در آنجا کار می کردند خرید و فروش می کردند، به عبارتی «رعیت» جزو ملک محسوب می شد. احتشام به دلیل شناخت کافی و حضور مستمری که به دلیل شغلی در جای جای کرمانشاهان وسیع آن زمان داشت، تلخ کامی فقر و رنجوری رعایا به کامش خوش نمی آمد و دیدن این صحنه ها روح آزادمنشی او را سخت می آزرد لذا با توجه به قدرت نفوذی که در حکومت محلی و میان مردم داشت با خرید املاک اینگونه مالکان، رعایا را از بند ستمکاری و استثمار بیروی می آورد و زندگی شیرینی را به آنها هدیه می کرد.

گفته می شود در تمامی طول زندگی اش هرگز به املاکی که خریداری کرده بود قدم نگذاشت که معتقد بود هیچگونه مالکیتی بر آن املاک نداشته و جزو دارائیش محسوب نمی شود.

احتشام الرعایا علاوه بر آنکه خود، تمام دارایی و اموالش را در راه آزادی و کمک به زندگی رعایا خرج می کرد؛ بلکه از بزرگان و دوستانی که داشت برای این انجام خیر کمک و همراهی می طلبید و کار به جایی رسید که تمام دارایی خود را در این راه هزینه کرده بود و تنها آنچه که برای او از پدر باقی‌مانده بود خانه ای در خیابان شهاب الدوله «حاج محمدتقی اصفهانی کنونی» که بقیه عمر پربرکت خویش را به همراه خانواده برادران و همسر و تنها پسرش علی اشرف به ساده زیستی گذران عمر کرد. همسر این بزگوار از کلانتر زنان و خان زادگان نجیب ایل کلهر بود.

زمانی که صدور شناسنامه با نام و نام خانوادگی اجباری شد، به دلیل ویژگی های فردی، «احتشام الرعایا» و بذل و بخشش و ترحم بسیار، نام خانوادگی رحیمی، برای ایشان، همسر و تنها فرزندش در اداره ثبت احوال کرمانشاهان به ثبت رسید.

پس از مرگ این بزرگمرد تاریخ «رحیم بودن» به اسنادی بر می خوریم که نمونه از آن «بنچاق دست نوشته قجری» است که نمادی از خرید هزاران هکتار زمین به همراه «رعایای» آنهاست که به همراهی یکی از دوستانش که از تجار بزرگ و خیرین تبریز بوده است در سال 1298 خوشیدی زمان خریداری آنها است. بدین ترتیب «رعایا» را که با زمین خرید و فروش می شدند، آزادی و استقلال بخشید اما از بازماندگانش هیچکدام خبری و نشانی از این اسناد نداشتند، چون هرگز به آن املاک قدمی نگذاشته و آنرا از خود نمی دانسته است. خداوند این شایستگی را به هر کس اعطا نمی کند.

نکته قابل توجه این است که برابر نوشته های «بنچاق قجری» زمین های خریداری شد توسط احتشام الرعایا مجموعاً 2200 تومان که با اسکنان «2قرانی» به فروشندگان پرداخت شده است.

نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر