اژدهایی به نام اسکوچیچ!
حضور فردی غیربومی و حتی غیر ایرانی نگرانی هایی را برای بسیاری از هواداران و حتی پیشکسوتان ملوان بوجود آورده بود و در ادامه، نتایج بد و بازیهای دور از انتظار ملوان باعث شده بود کمتر هوادارای به امید طلوع روزهای خوش به بازیهای پیش روی ملوان بنگرد اما نتایج کسب شده توسط ملوان تحت هدایت دراگان توانست در کوتاهترین زمان ممکن بدبین ترین هوادار ملوان را نیز مجاب کند که این انتخاب به سود ملوان بوده است. به خاطر دارم در اولین نشست مطبوعاتی آقای اسکوچیچ در باشگاه ملوان در حالی که همه در ابتدا ایشان را « دراگون » به معنای اژدها میخواندند با جمله ای جالب ضمن اینکه همه را متوجه اشتباهشان در تلفظ نام خویش نمود بلکه نشان داد از چه انگیزه ای برای ادامه کار برخوردار است. دراگان گفت « من دراگان هستم نه دراگون، اما بسیار قوی تر از دراگون هستم! » و ادامه داد که ملوان برایش چالش بسیار مهمی است که برای موفقیت در آن انرژی بسیاری خواهد گذاشت.
علیرغم همه تازگی ها و برخی تفاوت در نوع رفتار، نحوه تمرینات و حتی مدیریت برخورد با بازیکنان و رسانه ها دراگان نشان داد که به کاری که می کند اشراف داشته و با بضاعت ملوان توانسته است به خوبی از عهده کار بر بیاید و احتمالاً با توجه به مشخص شدن وضعیت مالی ملوان و امکان رفع نواقص و نقاط ضعف می توان با امیدی دو چندان به فصل بعد نگریست و آرزوهای بزرگتری را با این تیم محبوب جستجو کرد اما شرط اول این آماده سازی ، مشخص شدن وضعیت نیمکت و تمدید قرارداد کادر فنی است. به هر حال تثبیت ملوان و گرفتن نمره قبولی کادر فنی باعث شده عقد قرارداد که در فصل پیش به سرعت انجام پذیرفت این بار با کندی پیش برود چرا که حال دراگان از یک مربی خارجی ناشناس بدل به یک مربی نام آشنا و صاحب عنوان شده است و طبیعی است که عقد قرارداد با وی به راحتی ابتدای فصل پیش نباشد.
این کوچکترین حق یک فرد است که در مورد وضعیت کاری و شغلی خود با وسواس و دقت نظر فراوانی برخورد کند و در عقد قرارداد به شرایطی که مد نظرش است توجه داشته باشد. این مساله عجیبی نیست و وقوع آن کاملاً قابل پیش بینی بود اما مساله ای که شاید اینجا کمی مستتر مانده ذکر این نکته است که در این پروسه فقط دراگان نبوده که به ملوان کمک کرده است و ملوان هم بر اساس توان خود به دراگان برای کسب این شرایط خوب شغلی کمک کرده است. شاید اگر دراگان در هر تیم دیگری عضویت داشت با نتایجی که در ده هفته ابتدایی بدست آورد مجبور می شد دوباره به کشور خود بازگردد اما هیات مدیره ملوان به هر دلیل ترجیح داد به وی فرصت کافی برای نشان دادن توانایی های خود بدهد تا شاید با ترفند اولتیماتوم بتواند به شرایط ملوان کمک کند و انصافاً هم این تدبیر بزرگترین قدم مدیریتی برای بوجود آمدن شرایط فعلی بود و این چیزی نیست که به راحتی بتوان آن را فراموش کرد. ملوان هم علیرغم همه نداری ها باز هم نقش پررنگی برای مطرح کردن نام اسکوچیچ بعنوان یک مربی موفق داشته است و وی را که بدلیل بیماری از دنیای فوتبال دور شده بود را به مربیگری بازگرداند تا دوباره اسکوچیچ بتواند چالشی جدید در تیمی جدید را تجربه کند. شاید اینها در دنیای حرفه ای فوتبال امروز مساله قابل بحثی نباشد اما شاید بد نباشد دراگان دوست داشتنی به این قِسم قضیه هم نگاهی داشته باشد و بدین موضوع فکر کند که شاید ملوان دین کوچکی برای او بوجود آورده باشد و در مساله تمدید قرارداد و اعلام شرایط به این قضیه نگاهی ویژه داشته باشد. البته تاکید می شود که این یک قرارداد حرفه ای است که شرایط خاص خود را دارد اما این خواسته که مطمئناً تقاضای همه هواداران ملوان است و توقع داشتن از دراگان که برای تمدید قرارداد، به ملوان بعنوان یک فرصت و سکوی پرتاب دوباره نگاه نماید حداقل انتظاری است که از نظر اخلاقی میتوان از مربی اخلاق مدار ملوان داشت و من امیدوارم آقای اسکوچیج راهی که با ملوان آغاز کرده است را به همین راحتی و در میانه راه رها ننماید.
به هر حال تا چند روز آینده تکلیف نیمکت ملوان مشخص شده و برنامه های ملوان برای فصل آتی شرایط جدی تری را تجربه خواهد کرد و بسیار امیدواریم که همچنان کادر فعلی به کار خود ادامه داده و مراحل تمدید قرارداد به خوبی طی شود و این معامله دو سر برد به روزهای خوش آینده منتهی شود. به امید روزهای سپید برای قوهای دوست داشتنی.