جای خالی تکنولوژی در تولید کتاب
سرویس فرهنگی برنا
کتاب صوتی یا کتاب گویا نخستین بار و در پاسخ به نیاز نابینایان در آمریکا و در سال ۱۹۲۹ توسط دکتر روبرت اروین که خود نابینا بود، ارائه شد که به سرعت و به دلیل جذابیت مورد استقبال عموم مردم قرار گرفت. امروزه این کتابها، پدیدهای شناخته شده در میان کشورهای توسعه یافته هستند، اما در کشور ما...؟
یک جستوجوی ساده در شبکه اینترنت، این فرصت را به ما میدهد که امکان دانلود کتابهای صوتی با مضامین گوناگون، حرفهای یا غیر حرفهای را داشته باشیم. اما اگر سری به بازار فروش کتاب یعنی همان میدان انقلاب و کتابفروشیهایش بزنیم، شاهد ارائه کتابهای صوتی تنها در حوزه آموزش زبان خواهیم بود. کتابهایی که تنها به دلیل شکل آموزش زبانهای خارجی طرفداران بسیاری دارند و البته از سوی تولیدکنندگان نیز، به صورت انبوه روانه بازار میشوند. اما اگر تمایل به شنیدن یک قطعه شعر با صدای شاعر محبوبتان و یا یک داستان کوتاه کودکانه برای فرزندتان داشته باشید، احتمالا باید کتابفروشیهای بسیاری را زیر پا بگذارید و در نهایت نیز گزینههای محدودی را پیش روی خود ببینید که طبیعتا راضیکننده نیستند.
جای خالی تکنولوژی در تولید کتاب
این که چرا تا کنون تولید و انتشار کتابهای صوتی در کشور ما مورد توجه قرار نگرفته است، خود جای تامل دارد. اما میتوان درباره تولید این کالای فرهنگی از این پس، بحث کرد و به یاد ناشران آورد که در دنیای پیشرفته قرن بیست و یکم و در میان انبوه آثار صوتی و تصویری که مردم را محاصره کردهاند جای کتاب خالی است. جای کتاب خالی است نه به این دلیل که ما کتاب نمیخوانیم و یا تولید کتاب مشکل دارد بلکه به دلیل آنکه کتاب در میان کالاهای به روز شده با تکنولوژی، هنوز مغفول مانده و ما نتوانستهایم در عین پایداری به اصالت کتاب، خود را با تکنولوژی جدید خو دهیم.
سیدضیاءالدین شفیعی نویسنده در این باره معتقد است: دیگر کاغذ ابزار مناسب دنیای مدرن نیست و برای ارتباط باید ابزار مناسب روز یافت. اصرار برای تولید آثار مکتوب دقیقا مثل اصرار بر چاپ سنگی است. ما باید ابزار مناسب قرن بیست و یکم را به دست بگیریم، چراکه با مقاومت تنها مستهلک خواهیم شد و راه به جایی نمیبریم.
در مقابل، عدهای نیز اعتقاد دارند خواندن کتاب خود لطفی دیگر است و اگر قرار باشد کتاب
مهرداد انتظاری نویسنده و ناشری است که بر تولید آثار مکتوب و صوتی در کنار هم تاکید میکند و میگوید: مهمترین ویژگی کتابهای صوتی امکان استفاده در موقعیتها و مکانهای مختلف است. یک فرد به راحتی میتواند در هنگام کار، رانندگی، استراحت، پیش از خواب و ... از کتابهای صوتی استفاده کند و همین ویژگی به موفقیت چنین آثاری کمک میکند. البته کتاب خواندن لطفی دارد که این لطف و لذت هیچ گاه در شنیدن کتاب صوتی نیست اما برای داشتن هر 2 در کنار هم، میتوان تدبیری اندیشید که کتاب صوتی به همراه کتاب، منتشر شود و مخاطب هر 2 را با هم داشته باشد. این اتفاق در زمان کودکی نسل ما افتاده بود و کاستهای قصه همراه با کتاب منتشر میشدند.
تنها صداست که میماند...
البته تنها لطف تولید کتابهای صوتی این نیست که در کنار آثار مکتوب ارائه شوند و برآورده کننده نیاز ذائقههای مختلف باشند. یکی از مهمترین دستاوردهایی که تولید این گونه آثار دارند، ایجاد یک گنجینه صوتی از صدای شاعران و نویسندگانی است که جاودانه نیستند و دیر یا زود از کنار ما میروند. مثل تمام شاعران و نویسندگانی که تا همین سالهای نزدیک بودند و امروز حتی صدا و یا تصویری از آنها نداریم که خاطرهشان را زنده نگه داریم. و این مساله به طور حتم برای آیندگان نیز پیش خواهد آمد.
جعفر ابراهیمی (شاهد) در این باره اظهار میکند: شنیدن یک شعر یا داستان با صدای شاعر و نویسنده جذابیت بیشتری برای مخاطب دارد. در آینده نیز شنیدن صدای پیشینیان، برای آنهایی که میخواهند اثری را از گذشتگان خود بخوانند، مطمئنا جذاب و بسیار خوشایند خواهد بود؛ مثل امروز که ما بسیار علاقهمندیم اشعاری را با صدای شاعر بشنویم تا حس او را درک کنیم، اما چنین امکانی را به دلیل درگذشت شاعر نداریم.
سعید بیابانکی شاعر و طنزپرداز نیز نظری چون ابراهیمی دارد و معتقد است: تصور کنید اگر امروز صدای حافظ و سعدی را داشتیم چه خوب بود در حالی که ما حتی از شاعران معاصرمان که تا همین دهه قبل نیز زنده بودهاند، فایل صوتی نداریم. چند مورد پراکنده مثل صدای احمد شاملو، فروغ فرخزاد، هوشنگ ابتهاج و ... وجود دارد که کیفیت بالایی هم ندارند.
وی معتقد است برای ایجاد یک گنجینه تاریخی، نیازی به هنر خوانش و دکلمه نیست و برای این کار میتوان سراغ تمام شاعران و نویسندگان رفت اما برای تولید یک اثر هنری و ایجاد لذت در مخاطب، به سه ویژگی شعر خوب، شهرت شاعر و صدای خوب نیاز داریم.
تشویق به مطالعه با تولید آثار صوتی
اما این که تولید کتاب صوتی میتواند تاثیری بر روند مطالعه داشته باشد یا خیر نیز خود مساله دیگری است که باید با کارشناسی دقیق آن را بررسی کرد. همه این موارد همت میخواهد که تنها از سوی یک ناشر، یک نویسنده و یک شاعر برنمیآید بلکه اگر قرار است برای
مهرداد انتظاری معتقد است: صدا چیزی است که همیشه ماندگار خواهد بود و هیچ گاه زوال نخواهد داشت. هیچ کس جاودانه نیست و همه روزی از دنیا میروند. با تولید چنین آثاری میتوان گنجینهای از صدای نویسندگان و شاعران را داشت که در آینده بسیار مورد توجه قرار خواهند گرفت. تولید چنین آثاری هزینه زیادی ندارد و من معتقدم اگر ناشران، به صورت همهگیر دست به چنین اقدامی بزنند، حتما در بازار نیز موفق خواهند شد. ما ظرفیت تولید چنین آثاری را در کشور داریم، امکانات هم موجود است و به طور حتم با بازدهی خوبی نیز روبه رو خواهیم شد.
شفیعی نیز بر بعد اقتصادی تولید آثار صوتی صحه میگذارد و تاکید میکند: هزینه تولید ویدئو کتاب، 2 یا سه برابر هزینه تولید یک کتاب معمولی است اما این هزینه ارزش و برگشت سرمایه نیز دارد. من در طول مدتی که 2 ویدئو کتاب به بازار عرضه کردم، از استقبال مردم راضی بودهام. در داخل و خارج از کشور و به ویژه درکشورهای فارسیزبان استقبال گستردهای از این آثار شد و این اعتقاد را دارم اگر در آینده ابزار تازهای به دنیای مدرن اضافه شود، حتما آن را تجربه خواهم کرد.
همچنین بیابانکی در این باره تصریح میکند: یکی از دلایلی که شعر احمد شاملو شنیده شده، صدای وی است. اگر توجه کنیم میبینیم که مردم صدای شاملو را بیشتر شنیدهاند تا این که شعر او را بخوانند. در صدا، جذابیت وجود دارد و شاعر با شناخت حس و جنس کلمات، با تکیه بر واژههایی خاص، حس خود را به مخاطب القا میکند. کتاب صوتی، تشویق مردم به مطالعه و علاقهمند کردن آنها به کتاب را در پی خواهد داشت.
ابراهیمی نیز بر ضرورت ضبط صدای شاعران و نویسندگان تاکید میکند و میگوید: فایل صوتی در کنار کتاب، میتواند مخاطب را به مطالعه تشویق و علاقهمند کند و در واقع به خدمت کتاب درآید. چنین کاری را صدا و سیما و مرکزی چون انتشارات سروش باید انجام دهند و فایلهای صوتی را روانه بازار کنند. صدای شاعر و نویسنده هر چه که باشد، مخاطب آن را دوست خواهد داشت و مطمئنا با آن ارتباط برقرار میکند.
احمد عربلو نویسنده، نیز در این باره صحبت جالبی دارد و میگوید: کتاب صوتی کاربردهای بسیاری میتواند در جامعه داشته باشد، اما برای اقدام به تولید چنین آثاری باید شیوههای مختلف و چگونگی آن را بررسی و کارشناسی کرد. فکر میکنم اگر همت شود، تولید کتاب صوتی هزینه زیادی نخواهد داشت. در هر حال ممکن است تولید کتاب صوتی کمی بر وضعیت مطالعه تاثیر بگذارد و مردم ترجیح دهند کتاب را بشنوند اما به نظر من هیچ اشکالی ندارد گاهی هم به جای خواندن کتاب، به آن گوش دهیم.
تولید کتاب صوتی و نهاد متولی
به نظر عدهای
پس از صحبت با نویسندگان و شاعران و شنیدن اظهارنظرهای آنها درباره تولید و انتشار کتابهای صوتی به سراغ چند مسوول نیز رفتیم. مسوولانی که در نهادهای تولیدکننده مشغول فعالیت هستند و به حتم میتوانند در این زمینه، به عنوان پیشقدم وارد عرصه شوند.
محسن مومنی رییس حوزه هنری در این باره اظهار کرد: تولید کتاب صوتی یک ضرورت است چراکه امروزه بخشی از زندگی مردم در اتومبیلها و در جایی غیر از محیط مطالعه میگذرد. ما در حوزه هنری به این مساله فکر کردیم و امیدواریم تولید چنین آثاری را با خاطرات شروع کنیم اما مشکل آن جاست که اعتبارات حوزه هنری در مقایسه با سایر نهادهای فرهنگی بسیار کم است.
وی افزود: امیدواریم با توجه به این که دولت حمایت از فرهنگ را شعار خود قرار داده، وضعیت بودجه حوزه هنری بهتر شود تا طرحهای ناتمام از جمله تولید کتاب صوتی، به سرانجام رسد.
گویا چنین طرحی در دستور کار انجمن قلم ایران نیز قرار دارد چراکه راضیه تجار سخنگوی این انجمن، در این باره به خبرنگار ما گفت: پیش از این قصد داشتیم که کتاب صوتی تولید و منتشر کنیم اما به دلیل هزینه بالایی که این کار دارد، تصمیم گرفتیم با مشارکت یک نهاد دیگر دست به تولید بزنیم. بنا بر وجود همین مساله، در حال حاضر تولید کتاب صوتی آغاز نشده است، اما این برنامه در دستور کار انجمن قلم قرار دارد و طی طرحی در آینده حتما به آن شکل عملیاتی خواهیم داد.
با این تفاسیر به نظر میرسد نیاز به داشتن کتابهای صوتی در بازار و همچنین نیاز به آرشیوی غنی از صدا، امروزه در ذهن بسیاری از اهالی قلم افتاده است. چراکه در این میان شاعری چون شفیعی خود اقدام به تولید ویدئو کتاب میکند و شاعر دیگری چون ابراهیمیشاهد، صدای خود را برای خود، ضبط میکند که البته باید امیدوار بود او این گنجینه را همچنان حفظ کند.
البته تولید چنین آثاری هزینهبر و نیازمند صرف وقت است که اگر کمی حوصله و ذوق را هم چاشنی آن کنیم، میتوان امیدوار بود در آینده نزدیک، بازار کتاب، شاهد حضور صداهای شنیدنی باشد.