پیکره این سینما استوارتر از آنست که با نظرگاه های خردبینانه شکاف بردارد
او در ابتدای مقاله اش گفت:مدتی است که در برخی محافل و بین بعضی جریان ها، که نگاهی بدبینانه (اگر نگوییم بدخواهانه) به مناسبات و مجموعه سینمای ایران دارند، با توسل به برخی از انگاره های مورد احترام و اعتبار، سعی می شود که سهم این سینما در بازنمایی و تحلیل وقایع و موقعیت های مهم تاریخ کشور، همچون همین دفاع مقدس، اندک و ناچیز برشمرده شود و به تبع آن، با حملات غیرمنصفانه و بر اساس تحلیل های غیرواقع بینانه، اعتبار این سینما به خدشه گراید و همچون غنیمتی پربها که بی زحمت و با غوغاسالاری بهدستآمده است، مورد تصرف قرار گیرد.
اما پیکره این سینما در ارتباط با بسیاری از مسائل از جمله جنگ تحمیلی، استوارتر از آن است که به این نوع نظرگاه های خردبینانه، شکاف بردارد. قاعدتا این نکته بدان معنا نیست که نقاط ضعف و کانون های آسیب در سینمای ما نادیده انگاشته شوند که نخستین ضربه در هر فضایی از جمله سینما، از دریچه انکار ضعف ها وارد می آید؛ به ویژه آن که نگارنده خود منتقد فیلم و سینما است و ماهیتا استعدادش در جست و جوی نقاط ضعف فراوان است؛ اما در عین حال، چشم بستن بر نقاط ممتاز سینمای ایران در ارتباط با دفاع مقدس نیز اجحافی بزرگ به همه تلاش ها و بضاعت هایی است که در طول سی و سه چهار سال گذشته از جانب سینماگران، مدیران، منتقدان، و پژوهشگران این عرصه به عمل آمده است. در این مجال مختصر، قصد بر آن است که گوشه هایی از این بضاعت به اجمال مرور شود و جنبه هایی از سهمی که سینمای ایران در انعکاس و تبیین ابعاد مختلف جنگ هشت ساله داشته است، مورد اشاره قرار گیرد.
گونه شناسی: سینمای ایران چه در قبل و چه در بعد از انقلاب اسلامی، تجربه هایی ارزان و گران در باب آزمودن ژانرهای مختلف سینمایی انجام داده است که فارغ از ضعف ها و قوت های متناسب با عناصر تحلیلی سینما، با کمتر فضایی مواجه شده است که قابلیت بومی کردن گونه سینمایی اش را داشته باشد. به جرأت می توان مدعی شد که در این بین، تنها ژانری که از بین گونه های مطرح و معروف سینمایی روند بومی شدن به خود گرفته است، ژانر جنگی بوده است. اصولا تعبیر از سینمای جنگی به سینمای دفاع مقدس در ادبیات سینمایی ما، فارغ از وجوه ایدئولوژیکش، نشان از آن دارد که تصویر جنگ در سینمای ما، در کنار همه مختصات و مقتضیات ژانری، درآمیخته با ارزش ها و هنجارهایی است که تنها در فضای جبهه های ما قابل درک و جست و جو بود. نکاتی همچون شهادت طلبی، ایمان به غیب، تفکر بسیجی، اطاعت از ولایت، ایثارگری، محاسبات نامتعارف با اصول جنگی کلاسیک و آکادمیک، و...زمینه هایی بودند که رفته رفته در بافت ژانر جنگی سینمای ایران راه یافتند و در نتیجه زیرگونه ای نوین از این ژانر شکل گرفت که نمونه آن در هیچ یک از فضاهای جنگی/سینمایی کشورهای دیگر به چشم نمی خورد. در واقع سینمای ایران از جنگ تحمیلی، ژانر منحصر به فردی ایجاد کرد که در نوع خود بداعت ها و خلاقیت های مثال زدنی پرورش داد.
تنوع لحن و زیرگونه: نگاه سینمای ایران به عرصه جنگ، نگاهی تک بعدی و تک محوری نبوده است. در طی سی و چند سالی که از آغاز جنگ می گذرد، انواع زیرگونه های مربوط به ژانر جنگی در سینمای دفاع مقدس ما کار شده است. نمودهایی همچون عملیات (عملیات کرکوک، عبور، دکل)، اردوگاهی یا اسارت(مردی شبیه باران، نفوذی)، هوانوردی (حمله به اچ3، عقاب ها)، دریانوردی (جنگ نفت کش ها، موج مرده)، دیده بانی (دیده بان، ملکه) تبعات جنگ (گیلانه، بوی پیراهن یوسف، عروسی خوبان)، شخصیت های واقعی (شور شیرین، الماس بنفش، به کبودی یاس)، عزیمت (سفر به چزابه، هیوا) و...از این جمله هستند. در عین حال، تلفیق ژانر جنگی با سایر گونه ها و لحن های سینمایی از دیگر دستاوردهای سینمای ایران در این باب است که از آن جمله می توان به کمدی (لیلی با من است)، ملودرام (کیمیا، میم مثل مادر)، جاسوسی (نفوذی)، معناگرا (ساعت 25، مهاجر، نینوا)، کودک و نوجوان (پایان کودکی)، و...اشاره کرد.
در عین حال تنوع نگرش به خود مبحث جنگ هم نمود دیگری از منشوری بودن فضای سینمای جنگی ایران است. در نگاهی جریان شناسانه و تبارپژوهانه، می توان 3 گفتمان جنگی را در این ژانر سینمایی ایران تشخیص داد و به عبارت دیگر اگر بخواهیم موقعیت جنگ تحمیلی را در سینمای ایران به صورت كلی چارچوببندی كنیم، با پیكرهای 3 قسمتی مواجه میشویم: نخست فیلمهایی كه جنگ هشت ساله را در قالب دفاع از كشور انگاشتهاند و صرفاً تهاجم عراق به خاك ایران را بهعنوان پدیدهای ضد ملی بهعنوان سوژه برگزیدهاند و از همین رو تفاوت چندانی بین این فیلمها با فیلمهای مثلاً مربوط به دفاع جوامع تحت تجاوز در طی جنگهای اول و دوم جهانی ( مثل فیلم های میهنی سینمای شوروی یا سینمای چین با مضمون دفاع در برابر حمله ارتش ژاپن) به چشم نمیخورد.
عمدة آثار محمد بزرگنیا (مثل توفان و جنگ نفتكشها) در این رده جای میگیرند. در این فیلم ها نوع دیدگاه سیاسی یا مكتبی یا مذهبی فرد رزمنده چندان اهمیت ندارد و از همه مهم تر، ملیت او است كه حمیت و غیرت نسبت بدان، موتور محركه شخصیت های رزمنده می شود برای ورود به بحث جنگ.این نوع فیلم ها البته بعدی و لایه ای از هویت جنگ ایران و عراق را تبیین می كردند؛ اما ماجرا صرفا روی این محور استوار نبود و زمینه های عقیدتی و ایدئولوژیكش بسیار پررنگ تر از یك وطن دوستی متداول می نمود. در گفتمان دوم همین واقعیت مورد توجه قرار گرفت؛ یعنی جریانی از فیلمهایی كه جنگ تحمیلی را نه صرفاً در قالب یك تجاوز به خاك، بلكه در انگارهای كلیتر یعنی تجاوز به عقیدة یك ملت (ملت در گفتمان دینی، نه در گفتمان ناسیونالیستی) ارزیابی كردهاند.
از این بعد، حمله عراق به ایران قبل از آنكه بر مبنای توسعهطلبی ارضی عراق تفسیر گردد، بر اساس توطئهای جهت شكست انقلاب و جمهوری اسلامی ایران و نهایتاً تفكر سیاست دینی تبیین میشود. بنابراین، این جنگ یك نبرد ایدئولوژیك بود و نه صرفاً ژئوپلوتیك. عمدة آثار جمال شورجه یا آثار اولیه ابراهیمحاتمیكیا( فارغازتفاوتدرعمقوكیفیت نگاه شان) دراینحیطهجایمیگیرند،چراكهجنگراواجدیكهویتخاصمیدانستند؛هویتیكهبنیانشراتفكرشیعیوانقلابیحولمحورشخصیتكاریزماتیكرهبروقتانقلاباسلامیشكلدادهبودوعمدهرزمندگانجنگرانیزهمینافرادیتشكیلمیدادندكهبراساستكلیف شرعی خود و تقید به فرامین رهبرشان در عرصه جبهه حضور یافته بودند تا زمینه های كلی دیگر. اما درگفتمان سوم شخص فیلمساز به سراغ معضلات و آسیب هایی می رود كه در زیر خاكسترها و غبارهای جنگ پنهان مانده است و عمدتا با اتمام دوران جنگ و كنار رفتن غبارهای مقتضی دریچه دوربین سینما به سمت آنها تغییر جهت می دهد و یا زوم می كند.البته در سینمای جهان اغلب ایننوعفیلمها،ظاهریانسانیرابهخودمیگیرندتاجنگرابهعنوانیكپدیدةضدانسانیتقبیحكنندوازهمینروباعنوانسینمایضدجنگنامیدهمیشوند.امادرسینمایجنگیایران چنین رویكردی تقریبا در حد صفر بوده است و نگرش ها بیش از آن در پی محكومیت جنگ هشت ساله باشد به دنبال یك جور آسیب شناسی مصائب جنگ است كه این نیز باز بیشتر اختصاص به زمانه پس از جنگ دارد.
شاید بتوان عنوان «سینمای تبعات جنگ» را عبارت مناسب تری برای این گفتمان دانست؛ گفتمانی كه بیان انتقادی خود را متوجه نابسامانیهایی میداند كه در وضعیت جنگی در پشت جبهه شكل گرفته است. چالش این نوع سینما در سه محور جامعه، خانواده و سیاست با این نابسامانیها انجام میپذیرد. . در فیلم هایی از قبیل آشیانهمهر،باشوغریبهكوچك ، عروسی خوبان ، دندان مار ، دیوانهای از قفس پرید ، گاهی به آسمان نگاه كن ، سیاوش ، شیدا، مردی از جنس بلور ، شب برهنه ، فریاد ، قارچ سمی ، آژانس شیشهای ، لیلی با من است ، مزرعه پدری، متولد ماه مهر، موج مرده ، گیلانه ، میم مثل مادر ،طبلبزرگزیرپایچپ و...این ساحت ها كم و بیش جلوه دارند.
آمار: سینمای ایران همچنان در اوضاع ملتهب یکی دو سال نخست بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به سر می برد که با حمله عراق به ایران، جوی پرالتهاب تر به نام جنگ در مسیرش قرار گرفت. برای همین تقریبا از همان روزهای نخست شکل گیری سینمای بعد از انقلاب، سینمای جنگ نیز به تدریج پا گرفت و همپای سینمای انقلاب رشد کرد. مسیری که سینمای جنگ در روند سی و چند ساله اخیر طی کرده است، اگرچه در برخی مقاطع با فراز و نشیب هایی گاه ملایم و گاه تند رو به رو بوده است (که آن نیز دلائل مختلف داشته است: نوسان های ناشی از تغییر دولت ها، میزان بودجه های مقتضی، ظهور فضاهای جدید مضمونی و لزوم پردختن به آن هاو...)، اما در نسبتی معقول با کلیت سینمای ایران جای داشته است. طبق برآیند کلی نمودار زیر که بر اساس نسبت درصدی فیلم های جنگی با کل فیلم های تولیدی هر سال از سینمای ایران در مقطع 1360-1392 ترسیم شده است، تاکنون 10 درصد از تولیدان سینمای ایران، فیلم های جنگی بوده اند. در برابر اهمیت جنبه های دیگر همچون سینمای اجتماعی (که خود دربردارنده موضوعات پرشماری از قبیل اعتیاد، فقر، طلاق، ناهنجاری ها و بزهکاری ها، بیماری ها، و...است)، کودک و نوجوان، خانوادگی، سیاسی، تاریخی، مذهبی، و...به نظر می رسد که این حجم ده درصدی، تراکمی معقول و شایسته است و نشان می دهد که در طول سه دهه اخیر، بحث دفاع مقدس یکی از ده موضوع مهمی است که تولیدات این سینما را به خود اختصاص داده است.
درصد تولیدات فیلم های جنگی در سال های جنگ از روند بالایی بهره مند بوده است و بیشترین درصد تولیدات نیز در دوره میانی جنگ، یعنی سال 1363 با 26.5 درصد از کل تولیدات سینمایی سال انجام شده است. این روند با پایان جنگ و آغاز عصر موسوم به سازندگی، به دلیل پا به عرصه گذاشتن موضوعات جدیدتر تا حدی به شیب گرایید، ولی در عین حال در اواخر همین دوران یعنی در سال 1374، بار دیگر اوج گرفت و به درصد 25 رسید. دوران اصلاحات، همراه با فضای بازتری بود که گرایش بالای فیلمسازان به موضوعات اجتماعی و سیاسی و عاطفی را منجر شد و حتی در یک سال یعنیسال 1381،میزان تولیدفیلم جنگی به صفررسید،امااین به معنای فراموشی سینمای دفاع مقدس دراین دوران نبود و برآین دکلی آن روند معقول و متناسبی رادرتوجه به این عرصه نشان میدهد،اگرچه جو ملتهب جاری در جامعه،تأثیر خود را بر نوسان های تیز این نمودار نیز گذاشته است. در دوران اخیر، یعنی از سال 1384 تا 1392، به رغم برخی شعارها، کمترین حد از سینمای جنگی در تولیدات در قیاس با سه دوره قبلی شکل گرفت. با این حساب ، نمودار مربوط به فیلم های جنگی به تفکیک چهار دوران جنگ، سازندگی، اصلاحات و بنیادگرایان به شرح زیر است:
شایددر نگاهی ظاهربینانه،روندنموداری بالا،حمل بر شیب نزولی اهمیت سینمای دفاع مقدس درمناسبات سینمایی نشود. اما در نگرشی واقعبینانه و عمیقتر،و با در نظر گرفتن اقتضائاتی که در افزوده شد.موقعیت سینمای جنگ در فضای تولیدات سینمای ایران در طول سه دهه اخیر، موقعیتی منطقی (با توجه به همه مقدورات و مقدرات مقتضی) محسوب می شود. دوران جنگ با توجه به لزوم تهییج و حماسه آفرینی در بین مردم، قاعدتا روند تولید فیلم های جنگی در هر جامعه درگیر جنگی بالاتر از سایر مقاطع زمانی است و در زمان های بعد از اتمام جنگ، به همان نسبت که از میزان تولید فیلم جنگی کاسته می شود، به عمق کیفیت این رده ژانری افزوده می شود و این نکته ای است که به وضوح در مورد سینمای دفاع مقدس نیز به چشم می خورد، آن سان که میزان فیلم های ارزشمندتر سینمای دفاع مقدس در سال های بعد از پایان جنگ تحمیلی ساخته شد و این روند تا همین سال های اخیر نیز تداوم خود را حفظ کرده است. همان طور که بالاتر ذکر شد، این امتیاز به معنی نفی ضعف ها و آسیب ها نیست و می توان در مجالی مجزا، این مهم را نیز بررسی کرد.
همان طور که هشت سال دفاع در برابر تجاوز بیگانه به خاک ایران و مرزهای عقیدتی نظام، در فراگرد تاریخ، سیاست، فرهنگ، اقتصاد، و مسائل اجتماعی ایران تأثیری فراوان نهاده است و گستره زمانی سرنوشت سازی در فراگرد ایران و ایرانیان است، سینمای دفاع مقدس نیز بخشی تفکیک ناپذیر از مناسبات سینمایی ایران است و نه تنها وابسته به جناح و گروه و ایدئولوژی خاصی نیست، که فضایی کاملا عمومی و مردمی را در عرصه فرهنگ و هنر ایران ترسیم کرده است.
در پایان این مراسم نماهنگی با عنوان در ستایش دلاوری به نمایش در آمد.