در کشتی به حقم نرسیده ام

نعمت پور:من و کریمی سرنوشت مشابهی داشتیم!

|
۱۳۹۳/۰۳/۰۹
|
۱۴:۰۷:۰۹
| کد خبر: ۱۹۱۶۲۷
نعمت پور:من و کریمی سرنوشت مشابهی داشتیم!
قهرمان کشتی جهان گفت: بچه های کشتی فرنگی باید در کنار کادر فنی جدید به آرامش برسند و بتوانند افتخارات گذشته را تکرار کنند.

طالب نعمت پور یکی از چهره های سرشناس و مطرح کشتی فرنگی کشورمان است که به اعتقاد خودش هنوز به آنچه شایستگی آن را دارد، دست پیدا نکرده است. نعمت پور هدفش را کسب مدال طلای المپیک قرار داده و خود را برای رسیدن به این هدف بزرگ آماده می کند. نعمت پور همیشه یکی از ستاره های کشتی فرنگی ایران بوده و خیلی ها امید زیادی به طلایی شدن او در المپیک برزیل دارند. کشتی گیر وزن 84 کیلوگرم تیم ملی با حضور در خبرگزاری برنا ناگفته های خود را به زبان آورد.

*اول از همه درباره شرایط فیزیکی ات صحبت کن؟ تمرینات خاصی انجام می دهی که شرایط جسمانی ات بسیار ایده آل است؟
تمرینات اختصاصی و اضافه بر برنامه را همه کشتی گیران انجام می دهند و من هم از این قاعده مستثنی نیستم.

*اما فیزیک تو مثل سنگین وزن ها و حتی میان وزن ها هم نیست. دلیل این ورزیدگی چیست؟
شاید بخشی از این ورزیدگی ژنتیکی و خانوادگی باشد.

*وقتی شما را روی تشک کشتی می بینم یاد سایتی اف روس می افتیم و به نظر می رسد کشیدگی دست ها و حرکات انفجاری ات تا حدودی شبیه او باشد.
به نظرم آرزوی هر ورزشکاری است که شاخصه های کشتی گیری مثل سایتی اف را داشته باشد. درباره بحث حرکات انفجاری باید بگویم که نقطه قوتم سرعت در نشان دادن عکس العمل است که به نظر خودم سرعتم بیشتر از بقیه کشتی گیران در 85 کیلو است. مثلاً برخی از هم وزن های خودم روی حرکات سرعتی با من مشکل دارند. وقتی می بینیم که در کشتی با یک کشتی گیر برابر هستم درگیری را زیاد می کنم تا بتوانم سریعتر فن بزنم.

*چه کسی در کشتی الگوی تو بوده؟
الگوهای زیادی داشته ام اما بیشتر از همه علیرضا دبیر الگوی من بوده و سعی کرده ام مثل او کشتی بگیرم.

*یکی از ویژگی های کشتی گرفتن تو با اینکه سنگین وزن هستی این است که کار فنی انجام می دهی و مدام به دنبال فن زدن هستی. دلیل این موضوع چیست؟
از نونهالی که کشتی را آغاز کردم پایه و اساس کشتی من همین بوده است. هر چه از دوران پایه یاد گرفته ام را با خودم به بزرگسالی آورده ام. پی ریزی کشتی من از ابتدا روی مسائل فنی بوده و سعی می کنم علاوه بر تکیه قدرت بدنی و آمادگی ام از لحاظ فنی هم درگیر شوم.

*یعنی خودت هم بر روی فنی کشتی گرفتن تاکید می کنی؟
بله همین طور است. در اردوهای تیم ملی با بچه های کشتی فرنگی همیشه بحث فنی در تمرینات داریم. تکنیک کارهایی مثل حمید سوریان، امید نوروزی، حبیب الله اخلاقی و فرشاد علیزاده در اردوها هستند که هم در خاک و هم سرپا کشتی می گیرند.
 

*یکی از بحث هایی که همیشه درباره تو مطرح می شود این است که خیلی دیر چهره شدی. دلیل این موضوع چیست؟ نباید زودتر از این ها مدال جهانی می گرفتی و مطرح می شدی؟
نمی دانم تا چه حد از زندگی ورزشی من خبر دارید اما همه اتفاقاتی که ممکن است در زندگی ورزشی یک ورزشکار پیش بیاید برای من اتفاق افتاد. وقتی کشتی را به صورت حرفه ای شروع کردم 18 ساله بودم و در جوانان کشتی گرفتم. آن زمان کسی نبود که من را مدیریت کند و خودم مدیر خودم بودم و به همین دلیل به محض ورود به دنیای حرفه ای کشتی به خاطر یک اشتباه دو سال محروم شدم. وقتی برگشتم حدود 22 سالم بود و دو سال سرباز بودم بعد از سربازی هم برگشتم و اتفاقاً بازگشت خوبی هم داشتم. آن زمان مدال جهانی کم داشتیم و طهماسبی یک برنز جهانی داشت. با وجود اینکه در رقابت های جهانی و در جام تختی و پتروف اول شدم و طهماسبی نتوانست عنوانی کسب کند، در سال 2007 او به مسابقات جهانی رفت با این حال تمام مسیر را طی کردم و و در سال 2008 در جام تختی که ملاک المپیک بود و در آسیایی و جام جهانی کشتی گرفتم اما باز هم در مسابقات انتخابی به دلیل مدال جهانی طهماسبی او به مسابقات بعدی اعزام شد. تا اینجا 6 سال از دوران ورزشی ام گذشت و در سال 2009 در انتخابی اول شدم و با حبیب الله اخلاقی و بابک قربانی کشتی گرفتم به مسابقات آسیایی اعزام شدم و طلاگرفتم. متاسفانه در فاصله دو ماه مانده به جام جهانی جراحی روی پایم انجام دادم و جام جهانی 2009 را به همین ترتیب از دست دادم. بعد از جراحی برگشتم و در مسابقات جهانی سال 2010 مسکو در دور اول به حریف رژیم صهیونیستی خوردم و باز هم نشد که مدال بگیرم. در سال 2011 باز هم نشد که به تیم ملی بروم و خستگی این مسیر من را اذیت کرد و از نظر روحی ضربه خوردم و خسته شدم. یک جام با اخلاقی رفتم که او مرا شکست داد و به تیم ملی رفت. بازگشت من در سال 2012 با مسابقات کسب سهمیه بود که نتوانستم سهمیه المپیک بگیرم و به خاطر ناداوری به المپیک نرفتم. بعد از دو ماه به مسابقات جام جهانی اعزام شدم و توانستم هر 5 کشتی را ببرم که آنجا یکی از چهره های مطرح جام جهانی من شناخته شدم اما به محض ورود به ایران و دو ماه مانده به المپیک حبیب الله اخلاقی فیکس شد و من ذخیره شدم و به همین ترتیب تصمیم گرفتم اردو را ترک کنم. در آن مدت به کارهای دانشگاهی و درسی ام رسیدم اما باز هم ناامید نشدم و در سال 2013 از مسابقات دانشجویان جهان شروع کردم که طلا گرفتم. در طول مسیر تمام هدف من کسب طلای قهرمانی جهان بود در بوداپست هم به حقم نرسیدم.

*سرگذشتت ما را یاد بازیکنی مثل علی کریمی می اندازد که در ابتدای فوتبالش چهره شده و در 20 سالگی به دلیل دعوا با داور سه سال محروم شد. چرا باید استعدادهای ورزش ایران در ابتدای شکوفایی شان با محرومیت روبرو شوند و کسی مثل خودت دیر به حقش برسد.
مثال خوبی زدید و حالا که فکر می کنم، می بینیم سرنوشت ما چقدر شبیه به هم بوده است. نگویید که من به حقم رسیده ام چون این اتفاق نیفتاده و واقعاً اذیت می شوم که کسی می گوید به حقت رسیده ای. متاسفانه استعدادهای ایرانی خیلی هرز می روند و نداشتن مربی بادانش در باشگاه یکی از دلایل این اتفاقات است. جوان 18 ساله وقتی وارد تیم ملی می شود بدون داشتن مدیربرنامه مسیرش را انتخاب می کند و گاهی هم ممکن است اشتباه برود. باید مربی در باشگاه باشد تا چراغ راه شاگردش شود. اگر خود من مربی خوبی در دوران جوانی ام بالای سرم بود شاید تا الان حقم را از ورزش گرفته بودم. اگر هم دلیل این اتفاقات ضعف مدیریتی است باید این خلاء پر شود که من نمی خواهم به این موضوع ورود پیدا کنم. من این اتفاقات بد را در دوران ورزشی ام تجربه کرده ام و از نزدیک لمس کرده ام. به نظر من باید وقتی جوانی وارد ورزش حرفه ای می شود یک فردی که قبلاً راه او را رفته راهنمایی اش کند تا راه برایش هموار شود.

*یکی از گره های زندگی ورزشی ات نرفتن به المپیک بوده این موضوع را قبول داری؟
من دو المپیک را از دست دادم که در المپیک آخر این نظر شخصی بنا بود که اخلاقی به المپیک برود و می تواند مثمرثمرتر باشد. من هم به این تصمیم احترام گذاشتم و بدون هیچ صحبتی و برای اینکه تیم ملی را وارد حاشیه نکنم اردو را ترک کردم چون نمی خواستم بقیه دوستان درگیر این قضیه شوند. شاید قسمت این بوده به المپیک نروم اما خسته نیستم با اینکه کار سختی دارم که به المپیک برزیل برسم اما بزرگترین قله برایم مدال طلای المپیک است. در برنامه های من این است که طلای برزیل را کسب کنم و در این راه مسیر بازی های آسیایی و جهانی را باید بگذرانم. بازی های آسیایی برای کشورمان اهمیت دارد و رقابت های جهانی هم برای فدراسیون. در مسیر المپیک برزیل چند قله است که باید آنها را هم فتح کنم.

*در بین مسیر پر فراز و نشیبی که برایمان تعریف کردی در دوره ای که از کشتی گرفتن در ایران دلسرد شده بودی پیشنهادی هم از کشور آذربایجان به دستت رسید و آن را رد کردی درباره این پیشنهاد صحبت کن.
بله بعد از المپیک این پیشنهاد به دست من رسید اما هیچ علاقه ای به قبول کردن آن نداشتم. بحثم این بود که اگر نمی توانم در کشور خودم حقم را بگیرم پس جای دیگر هم نخواهم توانست. از یک طرف بحث ملی و اجتماعی است و از طرف دیگر اینکه با اینکه همیشه کمبود بوده تا همین جا هم که رسیده ایم برای ما هزینه شده است. بهتر است بگویم به کم خودمان قانع هستم تا زیاد همسایه. خدا را شکر که به آذربایجان نرفتم و مسیر خوبی را در کشورم با تمام کمبودها و بی توجهی ها ادامه دادم. مردم ایران ورزشکاران را دوست دارند و ورزشکاران هم با جان و دل برای این مملکت کشتی می گیرند.

*بحث پیشنهاد آذربایجان به کشتی گیران ایرانی یک اپیدمی بوده که با سامان طهماسبی شروع و به تو ختم شد. به نظرت دلیل در پیش گرفتن این سیاست چیست؟
کشور آذربایجان سیاست های خاص خودش را دارد. به جای اینکه بیایند از دوران نوجوانی سرمایه گذاری کنند و 15 سال برایش زحمت بکشند با کمترین هزینه قهرمان یک کشور را می گیرند و با این سیاست هم کشور رقیب را تضعیف می کنند و هم یک قهرمان را به خدمت می گیرند. به نظر من رفتن ورزشکاران خوب نیست اما در رفتن مربیان به کشورهای دیگر مشکلی نمی بینم.
 

*طی سه سال اخیر یکی از قربانی های سیستم انتخابی بودی. در این میان لطمه دیدی و فکر می کنی انجام مسابقات انتخابی بین نفر اول یک وزن و نفر پشت سری او کار درستی است؟
صددرصد با سیستم انتخابی موافق هستم چون ورزشکاری که در یک شهرستان دور دست کشتی می گیرد و زحمت می کشد هم باید دیده شود و با کشتی گیری که در تهران زیرنظر سرمربی تیم ملی تمرین می کند فرقی ندارد. از این نظر مشکلی ندارم و همیشه هم در انتخابی ها حضور داشته ام اما باید گاهی هم به سرمربی تیم ملی اختیاراتی داده شود چون کشتی گیرانی هستند که در مسابقات داخلی بهتر از خارجی عمل می کنند و بالعکس. گاهی هم یک کشتی گیر در مسابقات انتخابی خوب عمل می کند اما در فاصله دو ماه مانده به مسابقات اصلی آمادگی ندارد. بحث این است که کادر فنی باید آخرین تصمیم را بگیرد و من با مسابقات انتخابی در چارچوبی که سرمربی تیم ملی اختیارات داشته باشد، موافقم.
 

*از صحبت هایت مشخص است که با رویکرد بنا موافق هستی با اینکه خودت به رغم گاهی در مسابقات انتخابی برنده می شدی اما فرد دیگری اعزام می شد. نکته اینجاست که وقتی حمیدسوریان 6 مدال طلا دارد خیلی سخت است از کنار اسم او بگذری و نفر دیگری را به مسابقات ببری.
در میادین مختلف بین المللی سطح بچه ها مشخص شده است. نفرات پشت سر سوریان در تورنمنت های درجه دو نتوانسته اند خودشان را نشان دهند و حداقل خواسته های مربیان را برآورده کنند. به نظر من باید شرایط به گونه ای باشد که چهره ای مثل سوریان از وزن کم کردن و طی کردن مسیر انتخابی خسته نشود و از طرفی شرایط هم جوری باشد که نفر دوم احساس نکند سوریان مستقیم دوبنده تیم ملی را به تن می کند. در واقع همه ما در تلاش هستیم که برای کشورمان افتخار بیافرینیم. همه هدف ما این است که باعث خوشحالی مردم شویم وگرنه کشتی برای ورزشکاران بحث مالی ندارد و تنها چیزی که باعث می شود ورزشکاران با دل و جان در این رشته کار کنند، عشق به مردم است. آدمی که عاشق نباشد نمی تواند سختی ها را تحمل کند. ما در مسیر قهرمانی کشتی جوانی مان را گذاشته ایم و انتظار داریم داستان مسابقات انتخابی جوری مدیریت و تدبیر شود که کسی ضرر نکند.

*درباره فینال سال 2013 صحبت کنید جایی که مقابل سامان طهماسبی قرار گرفتی. رفیق و رقیبت...
وقتی که در آن مسابقات به فینال رسیدم و فهمیدم سامان همه به فینال رسیده است احساس عجیبی به من دست داد. گاهی اتفاقاتی می افتد که باعث می شود یک کشتی گیر با تمام توان نتواند روی تشک قرار بگیرد اما در کشتی مقابل سامان من با تمام وجود روی تشک رفتم و نگذاشتم کوچکترین روزنه ای باقی بماند که باعث نقره گرفتن من شود. بحث ملی بود و برای من اهمیت زیادی داشت که طلا بگیرد. چون نمی خواستم طلا را آذربایجان بگیرد و برایم مهم بود که حقانیت خودم را هم ثابت کنم. آن مبارزه پنجمین دیدار رو در روی من و سامان بود. خدا را شکر که با دعای خیر مردم و تلاش خودم توانستم در آن رقابت ها طلا بگیرم.

*بعد از آن کشتی با سامان صحبت کردی؟
هم قبل و هم بعد از کشتی با سامان حرف زدم. وقتی او ایران بود ما دوستان صمیمی بودیم اما رفاقت جای خود و کشتی هم جای خود. با اینکه من بعد از آن مبارزه و گرفتن مدال طلا خیلی خوشحال بودم اما وقتی سامان را دیدم ناراحت شدم. ما ارتباط عاطفی نزدیکی با یکدیگر داشتیم و سعی کردم خوشحالی ام جوری باشد که او از من رنجیده نشود. سریع سامان را بغل کردم که احساس کند دوستش طلا گرفته و خیلی ناراحت نشود.

*کلاً نسل فعلی کشتی فرنگی ما نسلی است که بچه ها خیلی با هم صمیمی هستند و این صمیمیت حتماً در مسابقات هم به کمک شما می آید.
دقیقاً همین طور است. روابط بین بچه های کشتی فرنگی واقعاً بردارانه است. ما مثل یک خانواده شده ایم و اکثر بچه ها از جوانان با هم بودند و الان 12 سال از آن سال ها می گذرد. ما بیشتر از آن که کنار خانواده مان باشیم در اردو و کنار هم تیمی ها هستیم. خیلی وقت ها شده شب عید هم خانه خودمان هم نرفته ایم و در خانه کشتی سفره هفت سین پهن کرده ایم. همین مسائل باعث می شود ارتباط عاطفی بین بچه ها پیش بیاید و با هم صمیمی شوند با اینکه کشتی یک ورزش انفرادی است اما بچه های ما واقعاً صمیمی هستند و همین صمیمیت روی علمکرد تیم هم تاثیر می گذارد.

*همیشه در کشتی هایت بدون حرف و حدیث برنده می شوی اما امسال مقابل حریف روس صلابت همیشگی را نداشتی دلیل این موضوع چه بود؟ حریفت قوی بود یا آمادگی تو خیلی زیاد نبود؟
امسال در بین بچه های کشتی فرنگی اخلاقی و علی یاری کاملاً آماده بودند و آمادگی بقیه صددرصد نبود. برخی مشکلات برایمان پیش آمد که مجبور شدیم یک هفته اردو را ترک کنیم آن یک هفته دقیقاً زمانی بود که باید با بهترین برنامه ریزی خودمان را برای جام جهانی آماده می کردیم. تمرینات ما بعد از بازگشت به اردو هم به صورت نسبی برگزار شد اما حریفانمان شرایط بدنی بسیار خوبی داشت و همین هم باعث می شد بدن ما آماده دیده نشود. داوری هم در جام جهانی ما را خیلی اذیت کرد و می دانستیم که قرار است از طرف داوران اذیت شویم. قبل از شروع جام جهانی خادم گفته بود فکر نکنید چون میزبان هستید داوری به نفع ما خواهد بود. روس ها داورها را چیده اند و ما هم باید هم با داور کشتی بگیریم و هم با حریف. با اینکه کلاً داوری به نفع روسیه بود و آنها با تیم اول خود که خیلی قدرتمند است در مسابقات شرکت کرده بودند و برنامه ریزی خوبی داشتند خوشبختانه با حمایت تماشاگران توانستیم قهرمان شویم.

*قبول داری توقعات از کشتی فرنگی خیلی بالا رفته است؟
قبول دارم و باید هم همین طور باشد. توقع مردم از رشته ای که رنکینگ ایران را در المپیک بالا می برد و کل بار ورزش کشور را بر دوش می کشد باید هم بالا باشد. خصوصاً از کشتی فرنگی چون ما توانستیم سه طلا درالمپیک بگیریم و امیدواریم بچه ها تا زمانیکه توانایی دارند توقعات مردم را برآورده کنند.

*درباره کشتی آخرت در جام جهانی صحبت کن؟
کشتی عجیبی بود. گوش من پیش تماشاگران بود. وقتی یک را گفتند من روی تشک بودم و در اصل دو ثانیه باقی مانده بود و تماشاگران یک ثانیه جلوتر بودند و من هم فکر کردم کشتی تمام شده و از تشک خارج شدم که کشتی گیر روس آمد و کمرم را گرفت ولی خدا را شکر تایم به پایان رسیده بود. اشتباه بزرگی کردم و باز هم از مردم عذرخواهی می کنم چون بحث تیمی بود و اگر می باختیم روسیه از ما جلو می افتاد. اگر شکستم فرعی بود آن را هضم می کردم اما قول می دهم دیگراز این اشتباهات تکرار نکنم.

*به موازات تواقعاتی که از کشتی فرنگی وجود دارد چقدر حمایت شده اید و امکانات در اختیار شما قرار گرفته است؟
از بس که در سال های اخیر بچه ها گلایه کرده اند دیگر من دوست ندارم وارد این بحث ها شوم. در صحبت هایم گفتم که بچه ها به خاطر عشق و علاقه جوانی شان را برای کشتی گذاشته اند و نفع مالی نبرده اند. در سال های اخیر نه تنها برای کشتی گیران بلکه برای همه ورزشکاران برنامه ریزی خوبی انجام نشده و مسئولان به سادگی از کنار قهرمانی ها گذشتند احساس می کنم تنها جایی که ورزشکاران خصوصاً کشتی گیران بدون چشم داشت و با جان و دل کشتی می گیرند ایران است. حداقل اگر رسانه ها به ما نمی پردازند بیایند به مردم آگاهی بدهند که جوانانی هستند که فقط به عشق افتخارآفرینی فقط برای ایران دشوارترین شرایط را تحمل می کنند.

*جدایی بنا هم از کشتی فرنگی قطعی شد. در این باره چه صحبتی داری؟
بنا زحمت زیادی برای کشتی فرنگی ایران کشید و من شاهد بودم که چطور شبانه روزی در خانه کشتی به فکر بچه ها بود و برای آنها تلاش می کرد. فکر می کنم خودش هم دیگر تمایلی به ادامه کار نداشت و الان آنچه اهمیت دارد این است که بچه ها در کنار کادر فنی جدید به آرامش برسند و بتوانند افتخارات گذشته را تکرار کنند.

*به عنوان آخرین سوال درباره جوان کوهدشتی که او را از پای چوبه دار نجات دادی صحبت کن.
من از این قضیه بی اطلاع بودم تا روزی که غلام محمدی من را در جریان این اتفاق قرار داد. احساس کردم چون این حادثه در شهر ما رخ داده می توانم کاری انجام بدهم با تحقیقاتی که انجام دادم متوجه شدم که خانواده مقتول را می شناسم به همین دلیل دو روز از قبل حکم قصاص در کنار حمید سوریان، غلام محمدی، بابک اسدی و معتمدین شهر به خانه مقتول رفتیم و از آنجایی که قتل کاملاً سهوی و غیر عمد بوده از آنها تقاضای بخشش کردیم تا این جوان به دل جامعه برگردد. خانواده مقتول هم محبت کردن دو منت سر ما گذاشتند و آن را جوان را بخشیدند.

نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر
پرونده ویژه