الیزا: از لیون فرانسه تا ایران با بنزی قدیمی سفر کردیم
ایران سرزمینی است با طبیعت دل انگیز که سپیده دمش را می توان از پس کوه های البرز دید و دامن غروب آفتابش را از خلیج همیشگی فارس برچید.
آنجایی که مرزهایش به روی هر غیر ایرانی نیز گشوده می شود و این فضا را برای ما معنا می کند که گویا تغییرات بسیاری را در جامعه سیاسی، فرهنگی یا حتی توریستی شاهد هستیم.
اتومبیل بنز قدیمی و سفری بزرگ که در گوشه ای از خیابان متوقف شده است، بهانه بسیار خوبی است برای اینکه سرکی در آن بکشیم و ببینیم از کجا آمده است و آمدنش بهر چه بود؟
چهار جوان فرانسوی نظر ما را به خوبی به خود جلب می کند. الیزا، 27 ساله، امیلیا 26 ساله، آدریا 28 و تواتی، 24 ساله همان چهار جوان هستند. اسب سفر خود را زین کرده اند و از شهر لیون واقع در جنوب فرانسه کشورهای مختلف را درنوردیدهاند و به سمت ایران رهسپار شده اند.

آدریا سلام ما را پاسخ می دهد ولی به خاطر جراحی دندانش، گفتگو را به سمت الیزا هدایت می کند. الیزا،27 ساله ومدرس زبان فرانسه برای خارجیان مقیم در کشور فرانسه است. وی در مورد انگیزه این سفر طولانی از فرانسه به ایران می گوید: ما تصمیم گرفتیم که به مدت یک سال و نیم سفر کنیم. تمام کارهای خود را تعطیل کردیم و بعد به آسیای مرکزی و ایران آمدیم و در سپتامبر 2015 به کشورمان باز خواهیم گشت.
وی در پاسخ به اینکه آیا این کار شغل آنهاست یا تفریح می گوید: ما برای تفریح این سفرها را انجام می دهیم. به کشورهایی سفر می کنیم که تا به حال نرفته ایم و از نزدیک با مناظر و طبیعت آنها آشنا می شویم.
مناطق بسیاری را در ایران دیده اند و سفر کرده اند. جاهایی که شاید ما به دلایل مختلف از رفتن به آنجا سرباز زده ایم. فکر می کنیم که ره توشه سفر بستن، همیشه باید هزینه هایی زیادی را دربربگیرد اما این چهار جوان فرانسوی نظری دیگر دارند.
آنها می گویند: ماکو، مرند، تهران، تبریز، کندوان، کاشان، اصفهان جاهایی بوده که ما بعد از ورود به مرز ایران به آنجا سفر کرده ایم. از تهران به سمت مشهد، ترکمنستان، ازبکستان، قرقیزستان خواهیم رفت و دوباره به ایران برمی گردیم و ترکیه و به کشور خود بازمی گردیم. شاید فکر کنید که این سفر بسیار سخت است ولی ما هیچ مشکلی نداریم و هزینه چندانی هم ندارد.
وی در ادامه گفت: ما غذای خود را در ماشین درست می کنیم و همین جا می خوریم. در این ماشین زندگی می کنیم. مثل الان.
و به قوطی کنسروی اشاره می کند که تواتی در دست دارد و با تکه ای نان، محتویات آن را می خورد.
اما واقعا چه چیزی باعث این سفرهای طولانی است؟ الیزا می گوید: ما بسیار سفر می کنیم و آن را دوست داریم. معمولا برای حدود دو ماه سفر می کنیم. کار می کنیم و پول های خود را برای سفرهای بلند تر و طولانی تر پس انداز می کنیم. بعد اگر زمان طولانی تری برای سفر نیاز داشته باشیم، به کشورهای بیشتر می رویم.
چرا؟ آدریا ادامه می دهد: برای اینکه در مورد تاریخ و رفتارهای مردم آنجا بدانیم. طبیعت این کشورها را بشناسیم. البته ما نیاز داریم که دوباره به کشورمان برگردیم و کار کنیم و به سفرهای خود ادامه دهیم.
شاید جالب باشد که از یک غیرایرانی در خصوص تبلیغات ایران در کشورهای دیگر بپرسیم. الیزا لبخند می زند و می گوید: پروپاگاندای منفی در مورد ایران وجود ندارد. هیچ کسی در مورد ایران بد نمی گوید و همه ایران را دوست دارند.
و این لحظه ای است که باید با چهار جوان فرانسوی خداحافظی کرد و آنها را به جاده های زیبای ایران سپرد. سفر ادامه دارد ولی فکری در ذهن من متبادر می شود که جذابیت های ایران را هر ایرانی به طور کامل دیده است؟ چه مکان هایی است که به آنجا سفر نکرده ایم و زیر ذره بین توریست های خارجی رد شده است؟