ورزش، فرهنگ و هویت ملی در نگاه استادان/۲

متن و بستر اجتماعی، تعیین کننده هویت ملی است

|
۱۳۹۳/۰۴/۰۳
|
۱۴:۵۳:۴۰
| کد خبر: ۱۹۷۵۱۶
متن و بستر اجتماعی، تعیین کننده هویت ملی است
مطمئنا عنصر جهان وطنی تعیین می کند که تا چه اندازه ما ابعاد مختلف هویتی مان سنتی، مدرن و پسامدرن است.

دومین نشست خبری ورزش، فرهنگ و هویت ملی با حضور جمعی از اساتید و صاحب‌نظران در ساختمان شماره 2 وزارت ورزش و جوانان برگزار شد.

به گزارش سرویس وزارت جوانان خبرگزاری برنا، در این میزگرد که به منظور آشنایی هر چه بیشتر با مقوله ورزش، فرهنگ و هویت ملی برگزار شد، دکتر محمود شهابی، دکتر نعمت الله فاضلی و دکتر محمد سعید ذکایی حضور داشتند.

شاخص ترکیبی توسعه ملاک رتبه بندی کشورهاست

من خواهان آن هستم که بگویم در بحث هویتی ملی از یک طرف تاکید بیش از حد، روی اینکه ورزش قهرمانی و حضور ایران در رویدادهای بزرگ بین المللی بتواند رتبه ما را در نزد افکار عمومی چه در بین نخبگان و چه در بین مردم عادی تغییر بدهد یک مقدار اسطوره سازانه غیر واقعی و افسانه پردازانه است. ببنیید من معتقدم که آن چه که جایگاه کشورها را در نظام بین الملل مشخص می کند ترکیبی است از شاخص های مختلف سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی؛ یک شاخص ترکیبی وجود دارد به تعبیر متدولوژیست ها که این شاخص ها تعیین کننده جایگاه هر کشور در آن سلسه مراتب است. مشهور است که چرا آمریکایی ها هر جا ورود پیدا می کنند، برای آنها فرش قرمز و رنگارنگ گسترده می شود. این تبعیض مثبتی که نسبت به آمریکایی ها در کشورهای مختلف وجود دارد، حتی در کشورهایی که فرهنگ رسمی و گفتمان رسمی با آمریکا سر ناسازگاری دارد مثلا در خود ایران ما ناشی از همان شاخص ترکیبی توسعه است که گفتم. به نظر می رسد که یک رتبه بندی وجود دارد که مبنای آن میزان توسعه یافتگی است با شاخص های مختلف آن از قبیل شاخص های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی. 

احساس غرور ناشی از موفقیت در میادین ورزشی، موقتی است
 
می خواهم بگویم که لزوما تشابه ارزشی نیست که تعیین کننده می شود که ما به سمت و سویی حرکت بکنیم و دولت و دشمنان خود را در عرف جامعه خصوصا بر مبنای تشابه ارزشی انتخاب نمی کنیم. اگر اینگونه بود ما اکنون باید مثبت ترین نگرش ها را نسبت به مهاجران افغان در تهران می داشتیم؛ این در حالی است که این نگرش را نداریم. در حالی که در کشور ما نسبت به توریست های آمریکایی و اروپایی دیدگاه مثبتی وجود دارد. بنابراین از یک طرف می خواهم این تاکیدی را که ما روی این رویدادهای بزرگ ورزشی انجام می دهیم را خنثی کنم. البته نمی خواهم بگویم که حضور ما در صحنه های بین المللی از جمله جام جهانی نمی تواند تا حد زیادی تصویر بازنمایی شده از ما در سطح جهان تعدیل بکند. اما یادمان باشد که این مسائل موقت است و آن چیزی که نهایتاً تعیین کننده خواهد بود چه در داخل و چه در خارج و ... این است که ما تا چه اندازه مکانیسم دگرسازی، غیر سازی و کنارگذاری های مان در حال عمل کردن است و چقدر این ماشین طرد و کنارگذاری کار می کند؟ تا کی قرار است به حرکت خود ادامه دهد؟ از طرف دیگری به صورت متناقضی ما بر روی رویدادهای ورزشی بدون اصرار بر اصلاح ساختارهای مختلف تاکید کنیم.
 
جوانان ما انواع محرومیت های ساختاری را تحمل می کنند

بنابراین من می خواهم بگویم آن چه که محمل این آرمان،یعنی تقویت غرور ملی، تقویت هویت ملی در عرصه بین المللی است، جایگاه ماست در این رتبه بندی بین المللی. اگر این رتبه تغییر نکند، این نگرش ها خیلی به کندی نسبت به ما تغییر پیدا می کند. به خصوص این که دستگاه تبلیغاتی آن ها هم در حال کارکردن و فعالیت بوده و متوقف نشده است. در داخل هم این تصور و انتظاری که از جوان داریم در زمینه احساس غرور ملی به نظر می رسد از همین ناحیه تهدید، تعدیل و باز تعریف قرار می گیرد. به لحاظ ساختاری جوانان ما همزمان انواع حاشیه نشینی ها را تحمل می کنند، انواع کنارگذاری های عرفی و قانونی و مادی و ساختاری را تحمل می کنند. در عرصه بهداشت، آموزش، مسکن، اشتغال و ... همه اینها یک طرف بحث است. یک طرف دیگر نکته ای است که دوستان روی آن تاکید نکرده اند و آن بحث جهان وطنی و هویت چهل تکه است؛ من بنا دارم که روی این نکته تاکید بکنم من در جایی دیگری نیز بر روی این موضوع تاکید کرده ام. 

هیچ همپوشانی بین غرور ملی و هویت ملی وجود ندارد

هیچ کدام از مفاهیمی که ما در مورد آن صحبت می کنیم یعنی امر ورزش، هویت جوانی و هویت ملی یک معنای واحدی از آنها وجود ندارد. اصلاً من می خواهم بگویم که هیچ همپوشانی بین غرور ملی و هویت ملی وجود ندارد. همچنان که اشاره شد به بحث ایرانیان مقیم خارج شما به این افراد نگاه کنید. وقتی تیم ملی ما در هر رشته ای وارد آن کشور می شود صرف نظر از واگرایی ها و هم گرایی ها سیاسی، این افراد تیم های ملی ایران را تشویق می کنند. بنابراین ما نمی توانیم این حمایت را به حساب نوعی طرفداری سیاسی بگذاریم. این قضیه فرق می کند و آن را تنها می توان با مفهوم جهان وطنی تحلیل کرد در این باره نگاه«Glocalizatian» که رابرستون و دیگران مطرح می کنند مفید خواهد بود. یعنی اینکه افراد در هر جایی که زندگی می کنند، عناصری از نیازهای متفاوت خود را با همدیگر تلفیق می کنند. بنابراین اجازه دهید که من از چند مفهوم انسان شناسی فوتبال مطالعات فرهنگی و ورزشی استفاده کنم و توضیح بدهم که چرا من معتقدم هم در حوزه هویت ملی و هم در حوزه هویت فردی، ما نمی توانیم ساده سازی کنیم و خیلی راحت مصادره به مطلوب انجام دهیم.

فوتبال منبع تشکیل اجتماعات تخیلی است

من معتقدم فوتبال منبع تشکیل اجتماعات تخیلی به تعبیر بندیکت اندرسون است. یا به تعبیر یکی دیگر از جامعه شناسان منشا قبایل نو و قبایل جدید است که در آن هویت ها سیال بوده و شما نمی توانید یک مفهوم را در آن جا به صورت ذات گرایانه دنبال کنید. در این نگاه هیچ چیز منجمد، ثابت و ایستا نیست. در چنین شرایطی این اجتماعات تخیلی که برای آدم ها، گشاینده دریچه ای است به سوی شکل گیری جهان وطنی اکنون در جامعه ما شکل گرفته است. هم اکنون بچه های دبستانی و پیش دبستانی بیشترین اطلاعات را در مورد ورزش در جهان دارند؛ خصوصا در زمینه فوتبال با گروه های مرجع دور دست ارتباط برقرار می کنند. من از یک طرف می خواهم بگویم که خوب است که ما در مورد ورزشی قهرمانی و نسبت آن با هویت ملی صحبت بکنیم ولی یادمان باشد که روندهای کلی تر در جامعه در حال شکل گیری است که به طور مشخص می توان آن را تجربه جهان وطنی ایرانی نامید.
 
در شرایط جهانی شدن، هویت ملی در معنای کلان روایت آن قابل شکل گیری نیست 

بنابراین ما در شرایطی زندگی می کنیم، در شرایطی که جهانی شدن و رسانه های فرامرزی امکان اینکه آدم ها به تعبیر آقای آنرز بدون اینکه پایشان را از مرزهای جغرافیایی خود بیرون بگذارند، در داخل کشور خود جهان وطن می شوند. ما در چنین شرایطی زندگی می کنیم و در این شرایط هویت ملی در معنای کلان روایت آن، قابل شکل گیری نیست و شما نمی توانید یک تعریف واحد از هویت فرهنگی ملی را مبنا قرار دهید و براساس آن بگویید که جوانان ما در فرایند ورزشی قهرمانی اینگونه احساس تعلق می کنند، این یک بحث است که من دوست دارم اگر دوستان درباره آن مخالف یا موافق هستند، وارد بحث شوند.

همه فوتبال در حال حاضر هویت است

یکی دیگر از بحث های مورد تاکید من، بحث شکل گیری فرهنگ هواداری است که هم در ابعاد بین المللی قابل بحث است و هم در ابعاد محلی. به تعبیر آقای سب بلاتر در سال 2008 همه فوتبال در حال حاضر هویت است. بنابراین ما همزمان هم راجع به هویت فردی صحبت می کنیم که عنصر منحصر به فردی بودن را توضیح می دهد از طرفی دیگر تشابه و همگنی را که وجه دوم هویت است. بنابراین هم این مفاهیم و هم مفهوم فرهنگ هواداری که در آن صحبت کردیم، فرهنگ های هواداری خصوصاً در حال حاضر و درجامعه ما لزوماً به کاراکترهای ملی و فوتبالیست های ملی اشاره نمی کند. در این باره در انگلستان تحقیقی صورت گرفته بود با این موضوع که جوانان این کشور تا چه حد با فوتبالیست های انگلیسی احساس قرابت می کنند و خود را با آن همذات پنداری می کنند نتایج تحقیق نشان داد اتفاقاً برعکس وقتی از آنها سوال شده است که به کدام فوتبالیست ها احساس قرابت می کنید از زین الدین زیدان، یا فان پرسی بازیکن هلندی که تازه مسلمان است یاد می کنند.
 
متن و بستر اجتماعی، تعیین کننده هویت ملی است

بنابراین می خواهم بگویم که آدم ها براساس سیاست هویت خود و براساس زمینه و بستری که در آن زندگی می کنند اینکه در معرض تبعیض نژادی هستند یا نیستند و بسیاری از عوامل دیگر که هم به text (متن) و هم به contex بستر مربوط می شود، توضیح می دهد ما درمورد هویت ملی در چه وضعیتی به سر می بریم، دست به انتخاب می زنند. بنابراین هم مفهوم مورد توجه انسان شناس ها یعنی بحث اجتماعات تخیلی و آن چه که در مطالعات فرهنگی جوانان تحت عنوان قبایل نو داریم و هم فاصله گرفتن از مفهوم خرده فرهنگ ها و توجه به سیاست هویت های شناور که در حال حاضر دیده ایم، شود ما را به این نکته می رساند که یک تلقی واحد، ثابت و ایستا از مقوله فرهنگ ملی نداشته باشیم و مطمئنا عنصر جهان وطنی تعیین می کند که تا چه اندازه ما ابعاد مختلف هویتی مان سنتی، مدرن و پسامدرن است.

گزارش ادامه دارد...

نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر
پرونده ویژه