فریده شهبازی؛ بانویی که هنر را به سبک زندگی خود تبدیل کرد
به گزارش گروه فرهنگی و هنری برنا، مراسم بزرگداشت فریده شهبازی - تصویرگر و طراح گرافیک پیشکسوت- ۱۱ آبان ۱۴۰۵ با حضور جمعی از تصویرگران و علاقهمندان به هنر در خانه هنرمندان ایران برگزار شد.
در این مراسم هدا حدادی -تصویرگر- گفت: «امروز ۸۴ روز از درگذشت فریده شهبازی تصویرگر و یار و یاور انجمن تصویرگران میگذرد. روز ۱۹ مرداد وقتی صفحه انجمن را باز کردم، ابتدا فکر کردم نشستی با حضور ایشان برگزار خواهد شد، اما وقتی خبر را خواندم اصلا باور نمیکردم.»
حدادی در ادامه به شیوه اطلاعرسانی خبر درگذشت شهبازی از سوی دخترش اشاره کرد و آن را نشانهای از تعلق خاطر عمیق این هنرمند به انجمن و همکارانش دانست. به گفته او، ماهنی تذهیبی در شرایط دشوار فقدان مادر، تصمیم گرفته بود تا انجمن تصویرگران از نخستین مجموعههایی باشد که این خبر را دریافت میکند.
ماهنی تذهیبی نیز درباره دلیل اطلاعرسانی به انجمن تصویرگران گفت: «بعد از رفتن مادرم، وقتی در بیمارستان بودیم و هنوز در شوک آن اتفاق به سر میبردیم، به این فکر کردم که در قبال مادرم یعنی فریده شهبازی مسئولیتهایی دارم. یکی از این مسئولیتها این بود که دوستان و همکارانش را در جریان قرار دهم. انجمن تصویرگران برای مادرم جایگاه ویژهای داشت و فکر میکردم دوستان و همکارانش حق دارند از این اتفاق باخبر شوند.»
سپس حدادی با اشاره به آغاز فعالیت حرفهای فریده شهبازی در سال ۱۳۵۲ گفت: «باید به این نکته توجه کنیم که فریده در چه دورهای وارد فضای حرفهای گرافیک شد. آن زمان، گرافیک بیشتر فضایی مردانه داشت و آتلیهها و دفاتر طراحی عمدتاً در اختیار مردان بودند. یکی از استادانم خاطرهای تعریف میکرد و میگفت در آن سالها تنها زنی که در آتلیههای گرافیک رفتوآمد داشت، فروغ فرخزاد بود که برای طراحی جلد کتابهایش به این فضاها مراجعه میکرد. در چنین شرایطی، حضور حرفهای زنی مثل فریده شهبازی اتفاقی پیشرو و قابل توجه بود.»
ماهنی تذهیبی در پاسخ به پرسش حدادی درباره چگونگی ورود مادرش به رشته گرافیک، به نقش حمایتهای خانوادگی و دوستان هنری او اشاره کرد و گفت: «برادر بزرگتر مادرم معماری خوانده بود و تا حدی مسیر ورود او به دنیای هنر را هموار کرد. البته در خانواده درباره اینکه گرافیک دقیقاً چیست و قرار است چه مسیری داشته باشد، تردیدهایی وجود داشت.»
در ادامه درباره شیوه آموزش در آن زمان توضیح داد: «آن موقع دانشجویان ابتدا در یک فضای عمومی هنر تحصیل میکردند و بعد رشته تخصصی خودشان را انتخاب میکردند. مادرم هم در همین مسیر وارد دانشکده هنرهای تزئینی شد و تحصیل در رشته گرافیک را ادامه داد.»
سالهای فعالیت در انتشارات «سروش» و شکلگیری یک اثر ماندگار
یکی از بخشهای مهم کارنامه حرفهای فریده شهبازی، سالهای فعالیت او در انتشارات سروش بود. او از سال ۱۳۵۴ تا ۱۳۷۵ در این مجموعه و در واحد گرافیک فعالیت داشت و در کنار طراحی و تصویرگری، در حوزه مطبوعات و برنامهریزی آموزشی نیز تجربههایی به دست آورد.
از جمله فعالیتهای او در این دوره، همکاری با مجله «تماشا» در سالهای ۱۳۵۶ و ۱۳۵۷ بود؛ تجربهای که به گفته حدادی، بخشی از مسیر حرفهای شهبازی را در طراحی گرافیک و تصویرسازی شکل داد.
یکی از آثار مهم و ماندگار فریده شهبازی، کتاب «نقشمایههای ایرانی» است که با همکاری همسرش تهیه و در انتشارات «سروش» منتشر شد. این کتاب مجموعهای از نقشمایههای هنر ایرانی را گردآوری و با سادهسازی و ارائهای گرافیکی، به منبعی کاربردی برای دانشجویان، پژوهشگران و علاقهمندان هنر تبدیل کرد.
حدادی با اشاره به استقبال از این کتاب گفت که «نقشمایههای ایرانی» در چاپهای متعددی منتشر شده و حتی میان ایرانیانی که در خارج از کشور زندگی میکردند و شهبازی را از نزدیک نمیشناختند، اثری شناختهشده بود. نسخه تکمیلشدهتری از این اثر نیز سالها بعد در نشر «نظر» منتشر شد.
ماهنی تذهیبی نیز در روایت چگونگی شکلگیری کتاب، به خاطرات خانوادگی خود از سالهای جنگ ایران و عراق اشاره کرد. به گفته او، پدر و مادرش مجموعهای از نقشها را از دوستی که قصد ترک ایران داشت، تهیه کرده بودند و بهتدریج کار گردآوری، طراحی و سادهسازی آنها را پیش بردند.
سپس حدادی درباره چگونگی شکلگیری انجمن تصویرگران ایران گفت: «ایده شکلگیری انجمن از دل برگزاری دوسالانههای تصویرگری تهران بیرون آمد. بعد از برگزاری چند دوره دوسالانه بینالمللی و یک دوره داخلی، تعدادی از دوستان و فعالان این حوزه به این فکر افتادند که بهتر است این جریان به یک تشکل حرفهای و صنفی تبدیل شود؛ نهادی که بتواند مستقل و پایدار به فعالیتش ادامه دهد.»
او در ادامه با اشاره به ضرورت استقلال انجمن افزود: «نمیخواستیم ادامه فعالیتهای تصویرگری به تغییر دولتها، مدیران یا سیاستهای مقطعی وابسته باشد. هدف این بود که انجمن بتواند بهعنوان یک نهاد مستقل، مسیر حرفهای خودش را حفظ کند و با تغییر شرایط بیرونی، فعالیتهایش متوقف نشود.»
حدادی با اشاره به مسئولیتهای فریده شهبازی در انجمن تصویرگران ایران گفت: «فریده در دوره اول عضو هیئتمدیره انجمن بود و در دوره دوم ریاست هیئتمدیره را برعهده گرفت. به نظرم این اتفاق از این جهت هم اهمیت داشت که او از نخستین زنانی بود که در فضای هنرهای تجسمی ایران مدیریت یک انجمن حرفهای را برای یک دوره دوساله بر عهده میگرفت.»
او در ادامه با تأکید بر تداوم همراهی شهبازی با انجمن، حتی پس از پایان دوره مسئولیتش، افزود: «ارتباط فریده با انجمن هیچوقت به دورهای که مسئولیت رسمی داشت، محدود نشد. در سالهای بعد هم در جلسات مشورتی حضور پیدا میکرد، با هیئتمدیرههای بعدی در ارتباط بود و هر جا لازم بود تجربه و نظرش را در اختیار انجمن میگذاشت. حتی در دورههایی که کار شخصی خودش کمتر بود، برای انجمن وقت میگذاشت؛ چون حفظ و ادامه فعالیت انجمن برایش اهمیت زیادی داشت.»
حدادی با اشاره به حساسیت فریده شهبازی نسبت به حفظ شأن و استقلال انجمن تصویرگران گفت: «فریده همیشه تأکید میکرد که وقتی با مدیران، ناشران یا حامیان مالی وارد مذاکره میشویم، باید شأن خودمان و شأن انجمن را حفظ کنیم. معتقد بود نباید برای گرفتن امکانات یا حمایت مالی، از اصول و استانداردهای حرفهایمان کوتاه بیاییم. شاید گاهی دیگران فکر میکردند برای پیشبرد کار باید از بعضی مواضع صرفنظر کرد، اما فریده روی این موضوع پافشاری میکرد و برای اعتبار حرفه تصویرگری ارزش زیادی قائل بود.»
دو تصویرگر با دو جهان مستقل
در بخش دیگری از نشست، حدادی درباره مسیر هنری ماهنی تذهیبی و تأثیر محیط خانوادگی بر ورود او به دنیای تصویرگری پرسید.
ماهنی تذهیبی در این باره توضیح داد که نقاشی و طراحی از کودکی در زندگیاش حضور داشته است. مادرش در کنار فعالیتهای بیرون از خانه، بخشی از پروژههای گرافیکی، صفحهآرایی کتاب و تصویرگری را در خانه انجام میداد. به همین دلیل، فضای کار هنری برای او از همان سالهای کودکی فضایی آشنا بود.
ماهنی تذهیبی درباره تفاوت مسیر هنری خود و مادرش گفت: «با اینکه هر دوی ما تصویرگر شدیم، اما جهان تصویری و مسیر کاریمان با هم متفاوت بود. مادرم فعالیت حرفهایاش را با طراحی گرافیک و تصویرسازی برای مخاطب بزرگسال آغاز کرد. در سالهای بعد، بهویژه در دوره فعالیتش در انتشارات «سروش» بهتدریج وارد حوزه تصویرگری کودک و نوجوان شد و در کنار کار برای مجلات، تصویرگری کتابهای کودک و نوجوان و آثار ادبی بزرگسال را هم ادامه داد.»
تذهیبی درباره رابطه هنری خود با مادرش گفت: «من و مادرم با اینکه هر دو تصویرگر بودیم، همیشه سعی میکردیم استقلال هنری یکدیگر را حفظ کنیم. کارهایمان را به هم نشان میدادیم، دربارهشان صحبت میکردیم و گاهی در نمایشگاههای موضوعی کنار هم حضور داشتیم؛ اما قرار نبود من ادامهدهنده مسیر هنری او باشم یا او بخواهد مسیر و نگاهش را به من تحمیل کند.»
او در ادامه افزود: «رابطه ما بیشتر شبیه دو دوست و دو همکار بود. من آثارم را با او به اشتراک میگذاشتم و از تجربه و نگاهش استفاده میکردم، اما هویت هنری مستقل خودم را داشتم. مادرم هم همیشه به این استقلال احترام میگذاشت.»
حدادی نیز این موضوع را به اهمیت استقلال هویت هنری در آموزش و پرورش هنرمندان مرتبط دانست و گفت تأثیرگذاری یک هنرمند بر نسل بعد نباید به تقلید و تکرار سبک او منجر شود. به باور او، یکی از ارزشهای مهم در رابطه آموزشی و خانوادگی، فراهم کردن فضایی برای شکلگیری جهان مستقل هنرمند جوانتر است.
ماهنی تذهیبی در ادامه به فعالیت مادرش در نشر «خروس»، مجموعهای وابسته به نشر «نظر»، اشاره کرد. او توضیح داد که این همکاری پس از تجربههای مشترک در انجمن تصویرگران و با پیشنهاد بهرامپور شکل گرفت و هدف آن، ایجاد فضایی تازه برای انتشار و معرفی آثار تصویرگری بود.
به گفته این هنرمند، رویکرد این مجموعه صرفاً رقابت با ناشران دیگر نبود؛ بلکه تلاش میکرد تصویرگری را از قالب محدود کتاب فراتر ببرد و امکان حضور آن را در محصولات فرهنگی و کاربردی فراهم کند. تقویم، کیف و ساک پارچهای، ماگ و دیگر محصولات فرهنگی از جمله زمینههایی بودند که نشر «خروس» در آنها فعالیت میکرد.
حدادی درباره نگاه فریده شهبازی به تصویرگری گفت: «فریده خودش را به یک تکنیک یا سبک مشخص محدود نمیکرد. اعتقاد داشت این متن است که باید به ما بگوید تصویر را چطور اجرا کنیم. یعنی اول باید متن را بشناسیم، با جهان آن ارتباط برقرار کنیم و مخاطبش را در نظر بگیریم؛ بعد به سراغ انتخاب تکنیک و شیوه اجرا برویم. از نظر او، تصویرگری باید از دل متن بیرون بیاید، نه اینکه تصویرگر از ابتدا تکنیک مورد علاقه خودش را به متن تحمیل کند.»
او با اشاره به گفتوگوی شهبازی با انجمن تصویرگران در سال ۱۳۹۹، بر اهمیت نگاه او به ارتباط میان متن، تصویرگر و مخاطب تأکید کرد.
حدادی با اشاره به حساسیت فریده شهبازی نسبت به حقوق حرفهای تصویرگران گفت: «فریده همیشه تأکید میکرد که حتی اگر با دوستان و نزدیکانمان همکاری میکنیم، حتماً باید قرارداد داشته باشیم. معتقد بود همهچیز باید از ابتدا روشن و شفاف باشد؛ تعهدات دو طرف، شرایط همکاری و حقوق هنرمند باید مشخص شود. حتی به همکارانش میگفت با من هم قرارداد بنویسید. او معتقد بود، نباید مسائل حرفهای را به روابط دوستانه واگذار کرد. قرارداد برای حفظ حقوق و شفافیت در همکاری ضروری است.»
زنی که خلاقیت را به خانه هم میآورد
در ادامه نشست، حدادی از ماهنی تذهیبی درباره وجوه کمتر دیدهشده زندگی مادرش پرسید؛ از زندگی روزمره، خانهداری و علایقی که شاید در کنار کارنامه حرفهای او کمتر مورد توجه قرار گرفته بود.
در پاسخ، از تجربه فقدان مادر و مواجهه با جزئیات کوچک زندگی روزمره گفت؛ جزئیاتی که پس از درگذشت او، معنایی تازه پیدا کرده بودند. او به یادآوری برگهای مو در فریزر اشاره کرد؛ برگهایی که برای تهیه دلمه آماده شده بودند و او را به خاطره روزی طولانی بازمیگرداندند که مادرش از صبح تا شب برای آماده کردن این غذا وقت گذاشته بود.
ماهنی تذهیبی درباره وجه دیگری از زندگی مادرش و علاقه او به فعالیتهای روزمره گفت: «مادرم هیچوقت خانهداری و کارهای روزمره را جدا از خلاقیتش نمیدید. همانقدر که برای کارهای هنریاش وقت و انرژی میگذاشت، با علاقه شیرینی میپخت، مربا درست میکرد، خیاطی میکرد و بافتنی میبافت. سالها شیرینیهای عید را خودش آماده میکرد تا عطر شیرینی در خانه بپیچد.»
او درباره تقسیم کار در خانه نیز توضیح داد: «پدرم هم در کارهای خانه و آشپزی مشارکت داشت و کارها بین آن دو تقسیم شده بود. زمانی که مادرم مشغله کاری زیادی داشت، کمتر فرصت آشپزی پیدا میکرد؛ اما در سالهای پایانی، با کمتر شدن بخشی از فعالیتهای حرفهایاش، بیشتر به این کارها میرسید.»
این هنرمند ریشه علاقه مادرش به کارهای دستی را در فضای خانوادگی دوران کودکی او جستوجو کرد. مادربزرگش خیاط بود و فریده در خانوادهای پرجمعیت، در کنار مادر و دیگر زنان خانواده با خیاطی و کارهای دستی آشنا شده بود. او این مهارتها را نه در قالب آموزش رسمی، بلکه از طریق مشاهده، همراهی و بازی در محیطی خلاق آموخته بود.
به گفته تذهیبی، مادرش تا روزهای پایانی زندگی نیز بافتنی میبافت؛ حتی زمانی که درد گردن و دست، انجام این کار را برایش دشوار میکرد. این استمرار نشان میداد که خلاقیت برای او تنها به فضای آتلیه یا میز طراحی محدود نبود و در جزئیات زندگی روزمره نیز حضور داشت.
او همچنین از تماس تلفنی مادرش در روزهای جنگ و نگرانیهای آن دوره یاد کرد؛ تماسی که در آن فریده از هوای خوب بهاری گفته و خرید کاموا گفته بود. این خاطره برای او نشانهای از روحیه امیدوار و میل مادرش به ادامه زندگی حتی در شرایط دشوار بود.
۵۷ سال رفاقت و زندگی مشترک
در ادامه، حدادی با اشاره به رابطه طولانی فریده شهبازی و همسرش، از ماهنی تذهیبی درباره کیفیت زندگی مشترک والدینش پرسید. او هم توضیح داد که در رابطه آنها نوعی دوستی و رفاقت عمیق میدید.
به گفته او، والدینش در طول ۵۷ سال زندگی مشترک، روزهای سخت و شیرین زیادی را پشت سر گذاشته بودند و در فراز و نشیبهای زندگی، همراه یکدیگر باقی مانده بودند.
او این جمله را بازتابی از رابطهای دانست که بر پایه همراهی، دوستی و ساختن زندگی در کنار یکدیگر شکل گرفته بود. ماهنی گفت آنچه در تمام این سالها از رابطه والدینش دیده، عشق و صمیمیتی بوده که با تعادل و رفاقت همراه شده است.
او همچنین از درگذشت پدرش حدود چهار هفته پس از مادر یاد کرد؛ اتفاقی که فاصله کوتاه میان دو فقدان را برای خانواده دشوارتر کرده بود.
حدادی در بخش پایانی سخنانش، با اشاره به گذشت روزهای نخست سوگواری و اهمیت بازگشت تدریجی به جریان زندگی، از هدیهای گفت که انجمن تصویرگران و دوستان فریده شهبازی برای ماهنی تذهیبی در نظر گرفته بودند. او هنگام تقدیم این هدیه گفت: «ما دوست داشتیم چیزی به ماهنی هدیه بدهیم که رنگی باشد؛ چیزی که بهنوعی نشانه عبور از روزهای سوگواری و بازگشت به زندگی باشد. این دستمالگردن با طرحی از مریم طهماسبی آماده شده و آن را از طرف انجمن تصویرگران و همه دوستان و دوستداران فریده تقدیم میکنیم. امیدواریم یاد و راه فریده همچنان ادامه داشته باشد و برای ماهنی آرزوی سلامتی و روزهای خوب داریم.»
خاطراتی از همکاری با شهبازی
پس از پایان سخنان حدادی و ماهنی تذهیبی، فرصتی برای طرح پرسشها و بیان خاطرات حاضران در نظر گرفته شد. در این بخش، دوستان و همکاران فریده شهبازی از تجربه همکاری با او و خاطراتی از فضای کاری مشترکشان گفتند.
یکی از همکاران و دوستان نزدیک او خاطرهای از پروژه طراحی تقویمی با موضوع گلها مطرح شد؛ پروژهای که فریده شهبازی برای آن روی تصویرسازی و آمادهسازی گلها کار کرده بودند. تصاویر گلها اسکن شده بود و قرار بود در طراحی تقویم سال بعد مورد استفاده قرار گیرد. این پروژه و گفتوگوهای مربوط به آمادهسازی آن، از جمله خاطراتی بود که حاضران از روزهای فعالیت در دفتر به یاد آوردند.
آنچه در مراسم بزرگداشت فریده شهبازی بیش از هر چیز برجسته شد، تنها مرور کارنامه هنری او نبود؛ بلکه بازخوانی منش حرفهای و شخصیتی هنرمندی بود که برای استقلال تصویرگران، حفظ شأن این حرفه و تداوم فعالیتهای صنفی تلاش کرد.