آثار حفظ عفاف و حجاب بر سازگاری همسران و حفظ استحکام خانواده
به گزارش خبرگزاری برنا، بیشک آرامش یکی از ضروریترین شاخصهای زندگی سالم است که باید برای تحقق آن از همه عوامل و ظرفیتها بهره جست. مساله آرامش در نهاد خانواده از اهمیت فوق العادهای برخوردار است، چرا که ریشه جامعه در حفظ و بقای انسان، از خانواد نشات میگیرد و حفظ روابط زوجین در سایه آرامش منجر به شکل گیری نسلی قوی و عزتمند میشود. سالهای متمادی غرب در نابودی قلعه مستحکم خانواده کوشید و نتایج آن امروز دامن جوامع غربی را گرفته است، بی اعتمادی، خیانت، نرخ پایین رضایت زناشویی، عدم تمایل به ازدواج، آمار قابل توجه تجاوز و آزار جنسی نمونههایی از نتایج عدم آرامش در سایه ازدواج متعهدانه است. خداوند متعال در کنار آفرینش غرائز به منظور حفظ کشش دو جنس به یکدیگر به منظور شکل گیری خانواده، راههایی را برای حفظ آن در حریم خانه و حفظ حدود روابط در جامعه قرار داده که از جمله آنها حجاب و عفاف است. تاکید و تلاش برای حفظ این دو اصل در جامعه نخستین نتایج آن بر افزایش سازگاری همسران مترتب است که آرامش فی مابین را به دنبال خواهد داشت. هر چیزی که موج تحکیم پیوند خانوادگی و سبب صمیمیت رابطه زوجین گردد برای کانون خانواده مفید است و در ایجاد آن باید حداکثر کوشش مبذول شود و برعکس هر آنچه که باعث سستی رابطه زوجین و دلسردی آنان گردد زیانمند است و باید با آن مبارزه کرد. از جمله آثار حفظ حجاب و عفاف از سوی افراد و نتایج آن در حریم خصوصی زوجین عبارتاند از:
الف) وفاداری به همسر
ویژگی عفت و حجاب، همسر را در حفاظی قرار میدهد که او را از ارتکاب هر عمل زشت منافی با شؤون انسانی باز میدارد. چنین همسری هرگز اجازه خیانت به همسر را به خود نمیدهد. طبیعتاً امانتدار بودن همسر، از عوامل بسیار مؤثر در ایجاد صلح و سازش در نظام خانواده است. همان گونه که «خیانت» از زمینههای بسیار تأثیرگذار در فرایند تزلزل بنیاد خانواده محسوب میشود. حضرت موسی در سؤالی از خداوند متعال پرسید: «خداوندا، پاداش کسی که به جهت حیا از تو خیانت را رها میکند، چیست؟ خداوند فرمود: پاداش او امنیت در روز قیامت است».
روایت فوق نشانگر آن است که یکی از آثار حیا، ترک خیانت است.
در روایت دیگری از سلمان نقل شده است: «هر گاه خداوند اراده کند بندهای را هلاک کند، لباس حیا را از تن او میکَند. پس وقتی لباس حیا از او کَنده شد، خیانت میکند و مورد خیانت قرار میگیرد و، چون این گونه شد، امانت از او رخت بر میبندد و وقتی امانت از او برداشته شد، جز خشونت و سنگ دلی از او نمیبینی».
این روایت بیحیایی را زمینهساز خیانت، خیانت را ملازم با امانتدار نبودن و امانتدار نبودن را موجب خشونت و درشت خویی دانسته است، هر یک از موارد فوق، خود به تنهایی برای سست کردن بنیاد خانواده کافی است.
ب) احساس نیاز به همسر
محدودیتهایی که اسلام در زمینه روابط جنسی وضع کرده، زمینهساز این است که فرد به همسر خود، به عنوان تنها تأمین کننده نیازهای جنسی نگاه کند و خود را از وجود او بینیاز نبیند. آن گاه که مرد عفت و حیا را در نگاه، گفتگو و روابط جنسی با نامحرمان مراعات نمیکند، در حقیقت بخشی از نیاز غریزی خود را از مسیر غیرهمسر شرعی تأمین کرده است. این پدیده، علاوه بر آن که موجب میشود تا فرد احساس نیاز کمتری به همسر خود داشته باشد، گاه موجب میشود که فرد همسر خود را با دیگران از لحاظ زیبایی و سایر جذابیتها مقایسه و از داشتن چنین همسری احساسی ناخوشایند پیدا کند. اما هنگامی که مرد با مراقبت از خویش، لذتها و کام جوییهای گوناگون جنسی را به همسر خود منحصر ساخت و اجتماع را محل کار و تلاش قرار داد، پس از انجام فعالیتهای روزانه، با شوقی وصف ناپذیر در انتظار ملاقات با همسر و تأمین نیازهای عاطفی و غریزی خویش به آغوش خانواده باز میگردد. چنین زنی که، علاوه بر غرایز مذکور، حس خود نمایی و تبرّج خویش را نیز به همسر شرعی خود منحصر میسازد، در اشتیاق بازگشت همسر به منزل لحظه شماری میکند و با آراستگی جنسی و روحی، مهر و محبت همسر را به انحصار خود در میآورد. سازگاری مهمترین مشخصه چنین خانوادهای به شمار میرود.
از اینرو، رسول اکرم (ص) در بیان ویژگیهای بهترین زن به این خصوصیت اشاره میکند: «زن عفیف، زنی است که در برابر شوهرش با تبرج و زینت و در برابر دیگران پاکدامن و با حیا ظاهر شود»؛ و بدترین زن را کسی میداند که: «المتبرجه... در مقابل شوهر بیمیل و در مقابل دیگران با تبرج و زینت حاضر شود».
ج) محبت
ثمرة دیگر حیا، که به دنبال نتایج قبلی حاصل میشود، ایجاد علاقه و محبت میان همسران است. از این رو، امیر المؤمنین (ع) پس از ذکر برخی از لوازم حیا، محبت را از دیگر آثار آن بر شمرده و فرمودهاند: «حیاء موجب محبت است».
د) ایجاد و تثبیت احترام و موقعیت
با کَندهشدن پوشش حیا، خیانت زندگی را فرا میگیرد و برخوردهای خشن بر زندگی سایه میافکند. نه تنها انسان با شیطان همراه، بلکه خود نمونة یک شیطان میشود که قالب و قیافه انسانی دارد. چنین همسری با شیطان بزرگ همدست و شریک است. اساساً بر او مهم نیست دیگران دربارة او چه قضاوتی دارند. بیمبالاتی زندگی او را فرا میگیرد. تعهد و پایبندی به زندگی برای او معنا و مفهومی ندارد. چنین کسی برای خدا نیز قابل تحمل نیست، چه رسد که همسرش او را تحمل کند؛ و برای خود حرمتی باقی نمیگذارد. از اینرو، خداوند نیز او را محترم نمی شمارد.
همسران باید برای یکدیگر از جایگاه عظمت و کرامت ویژهای برخوردار باشند. این مهم از پاسداری این خصلت و پایداری آن حاصل میگردد.
نویسنده: راحیل فیاضی دانشجوی دکتری جامعه شناسی
انتهای پیام/