محمد رسولی: باید به وجود تفاوت میان عقل و خرد آگاه باشیم
به گزارش گروه فرهنگ و هنر برنا؛ نشست تخصصی شاهنامه پژوهی توسط موسسه فرهنگی بزرگمهر حکیم (با مدیریت دکتر محمد رسولی، شاهنامه شناس برجسته و حقوقدان مشهور)، با حضور کارشناسان و شاهنامه پژوهان برجسته در خانه اندیشمندان علوم انسانی برگزار شد. در این نشست بحث و نظر پیرامون بخش مربوط به پادشاهی «ضحاک» و نشانه شناسی محتوایی آن ادامه پیدا کرد.
در ابتدای این نشست، هر یک از حاضران به قرائت بخشهایی از ابیات شاهنامه پرداختند.
پس از آن منوچهر پیشوا شاهنامه پژوه گفت: در جلسه پیش خواندیم که جمشید ناسپاسی پیشه کرد و با ادعای خدایی و پادشاهی، ستمها روا داشت. در نتیجه مردم از او روی گردان شدند و همزمان داستان ضحاک و مرداس پیش آمد. ضحاک را ابلیس به روی کار آورد و او همچنان در خدمت ابلیس بود. پس از کشتن پدرش، ابلیس میخواهد شانههای ضحاک را ببوسد و آن را پاداش رسیدن به قدرت میداند. همین مسئله سبب میشود مارهایی از شانههای او بروید. در بخش امروز، داستان خوالگیران را خواندیم. تاکید ضحاک بر کشتن بر جوانان است و خوالگیران تلاش میکنند تا به طریقی یک جوان نجات پیدا کرده و وقتی تعداد به دویست تن رسید، آنها به کوه رفته و چوپانی پیشه میکنند. طبق گفته فردوسی حکیم، کردهای ایرانی از نژاد نجات یافتگان و نوادگان آنها هستند. ضحاک خواب میبیند سه نفر از بزرگان با لباس نبرد نزد او میآیند و یکی از آنها با گرز گاو سر بر سر او کوبیده و ضحاک را میکشد. ارنواز از او میخواهد که رازش را بازگو کند و از ضحاک میپرسد که با وجود قدرت داشتن، از چه بابت نگران است. او ابتدا میترسد اما ارنواز او را رهنمایی میکند که موبدان و بزرگان دربار را باید فرا بخواند تا خوابش را تعریف کند تا از تعبیر آن آگاه شود. موبدان از ترس ماجرا را بیان نمیکنند، اما در نهایت به ضحاک میگویند کسی تو را خواهد کشت که هنوز به دنیا نیامده است و او کسی نیست به جز آفریدون. آفریدون پرورش یافته توسط یک گاو به نام برمایه یا پرمایه بوده است.
در ادامه یکی از حاضران گفت: با قرائت ابیات دو نکته به ذهن من آمد. یکی اینکه جلادان در به خرج دادن بیرحمی دست کمی از ضحاک ندارند. ستمگریهای ضحاکی از ابلیس نشات میگیرد. فردوسی جبرگرا نیست چرا که کتاب را با نام خدایی آغاز کرده که اختیار به انسان داده است. اما در این قسمت، او جبرگرا میشود اما در پایان باز هم باز میگردد به همان نقطه که اختیار مطلق در هر کاری دخیل است. سرانجام فردوسی انسان را مختار میداند و هشتصد سال پیش از دکارت، من میاندیشم پس هستم را طرح میکند.
دکتر محمد رسولی در ادامه این نشست گفت: در بیت خجسته فریدون ز مادر بزاد، فردوسی به مرحله تازهای اشاره میکند که طی آن تمدن وارد مرحله نوینی میشود. انسان دارای اختیار است اما هر یک از ما در زندگی شخصی مواردی را تجربه کردیم که به وجود آن شک داشتهایم.
یکی از کارشناسان حاضر در جمع نیز گفت: دختران جمشید به دنبال راه رهایی هستند. اما شاید از ماجراهای بیرون خبر دارند و شاید خود به تنگ آمده اند و به دنبال راهی برای نجات از دست ستمگر هستند.
دکتر محمد رسولی در پاسخ به این گزاره گفت: این فقط حدس است و نشانهای از آن وجود ندارد.
مهندس پیشوا در ادامه گفت: خوالگیران تنها میتوانستد یک نفر را نجات دهند. این قصه دارای رموزی است که باید گشوده شود.
دکتر جهان نما درباره مسئله جبر و اختیار در شاهنامه گفت: بسیاری معتقد به جبر مطلق هستند اما به اختیار مطلق باور ندارند. حتی کسانی که مخالف جبر هستند و کارها را به انسان نسبت میدهند، باز هم معتقدند انسان اختیار مطلق ندارد.
دکتر ارنواز نیز گفت: علی رغم وابستگی خانوادگی به نظام سابق، شاید به دلیل رعایت وفاداری مهتران راهی را پیشنهاد میکنند و شاید آنها همراستای ضحاک در ظلم نباشند.
سقوط حکومت جمشید و برآمدن ضحاک واقعهای است که مکرر در تاریخ ما تکرار شده است. مردم ایران خود ضحاک را میآورند و اعراب را هم مردم ایران وارد میکنند چراکه از حکومت قبلی راضی نبودند.
در ادامه مهندس پیشوا گفت: ما بیشتر مجبوریم تا مختار. ما در یک محدودهای مجبور آمدیم و مجبور میرویم. در بحث جوان کشی باید پرسید چرا تاکید بر جوان بودن است و ضحاک به اقشار سنی دیگر توجهی نداشته است؟ امروز نیز چنین چیزی حس میشود. به نظر میرسد در تفکرات فردوسی هدف، فکر جوانان است. در این دوره چگونه اندیشه جوانان را هدف قرار دادند و تهی کردند. و این اتفاقی است که در جامعه جهانی در حال رخ دادن است. جوان است که قدرت دارد و چیزی را در اختیار میگیرد و برای همین است که مغز او را در اختیار میگیرند.
یکی دیگر از کارشناسان حاضر در این نشست گفت: همه درباره هرم مازلو و نیازهای مختلف انسانها شنیدهاند. جوان در مرحلهای از زیست است که با کنترل او، تمام جامعه تحت کنترل قرار میگیرد.
دکتر محمد رسولی نیز در این خصوص گفت: مغز جوان مهم است و برای مثال برای درمان پزشکی هم گوشت بره سفارش میشود و این مقطع مهمی از زندگی است و میشود نگاه سادهای به این ماجرا داشت.
مهندس پیشوا نیز گفت: بحث تاریخ و آموختن از آن مطرح است. گذشته چراغ راه آینده است. شاهنامه تاریخ است و حتی اسطوره هم نیست. البته معتقدم بخشهایی همچنان اسطوره است. یکی از مشکلاتی که طی آن از تاریخ آموخته نمیشود، این است که تاریخ به درستی نوشته نشده است. دلایل متقنی وجود دارد که خانه سازی در زمان جمشید اتفاق افتاده و اولین دلیل آن است که در تمام شاهنامههای موجود در دوران هوشنگ ذکر شده که خانه سازی در این مقطع انجام شده است. بنیان کار ما شاهنامه فردوسی است. در شاهنامه ثعالبی نیشابوری آمده است که در دوران جمشید امیریان به اسارت گرفته میشوند. ثعالبی هم دوره با فردوسی بوده است. شاهنامه او به نثر است. دیگری بنداری اصفهانی است که به عربی نوشته و به فارسی ترجمه شده است. او هم اعتقاد دارد در زمان جمشید خانه سازی و گرمابه سازی انجام شده است. ما دوباره شاهنامه را تا انتها تفسیر کردیم.
دکتر محمد رسولی در ادامه نشست گفت: منوچهر درباره رعایت حقوق شهروندی صحبت کرده است. طهمورث اصولی از قانون اساسی را میگوید. به شاهنامه تنها از منظر رشته خودش یعنی ادبیات نگاه میشود. در صورتی که باستان شناس، پزشک و حقوقدان هم باید در امر تفسیر این متن دخیل باشند. برای همین است که هر نسخه از شاهنامه دارای ایراد است.
رسولی افزود: یکی از دلایلی که نشان میدهد ریشه تمدنی مشترکی وجود داشته است این است که برخی افراد حرفه مشترکی داشتهاند و کشور قانونی داشته است که آنها پایبندی خود را به آن ابراز میکنند. پس از پیروزی کوروش بر بابل، منوچهر از حقوق بشر حرف میزند.
دیگر کارشناس این نشست گفت: خرد گرچه تعیین کننده رفتار انسانی و تعیین کننده خوبی و بعدی است اما باید دید عشق در کجا جا دارد؟
دکتر محمد رسولی گفت: برای بسیاری از پرسشها بهترین پاسخ این است که بگوییم پاسخ درست را نمیدانم. بین عقل و خرد تفاوت است. اولین نکته این است که باید به وجود تفاوت بین عقل و خرد آگاه باشیم و آن را بپذیریم. معنی اولیه خرد عقلی همراه با معنویت است. عقلی که آموزش میبیند میشود خرد. خردمند دانش را همراه با جهانبینی دارد و این معنای دوم آن است. انسان خردمند به منافع ملی و جمعی توجه میکند. این موردی است که فردی که دارای عقل محض باشد به آن فکر نمیکند. در یک نگاه والاتر، چه کسی به منافع جمعی توجه میکند و از عقل و هوش خود برای انجام کار درست استفاده میکند؟ ما شاهنامه پژوهان خرد را معادل جهانبینی میدانیم. خرد پهلوانی آن است که فرد با عقل معاش میداند که چیزی به ضرر اوست اما باز هم یه نفع جمعی توجه میکند. با خرد پهلوانی است که بیت چو ایران نباشد تن من مباد معنا پیدا میکند.
پهلوان ایرانی تازیانهاش به دست سرباز تورانی میافتد اما گودرز مانع بازپس گیری آن میشود. اما او میگوید من به خاطر تازیانه نمیروم بلکه به خاطر اینکه تازیانهای که نام شاهان روی آن حک شده است عازم میدان نبرد میشوم. مثال نزدیک آن دفاع مقدس است که فرد با خرد پهلوانی و با آگاهی از چیزی که در انتظارش بود به جبهه میرفتند.
در ادامه یکی از حاضران در جمع گفت: در کتاب بیشعوری آمده است که افراد بیشعور آدمهای نادانی نیستند بلکه دانا هستند و خرد خود را با این نقص اخلاقی ترکیب میکنند و دارای غرور و حرص و زیاده خواهی هستند که آن میشود خرد غیر پهلوانی. طباطبایی در تفسیر المیزان برای عقل بیست مرتبه قائل میشود تا نوبت به خرد برسد.
دکتر محمد رسولی در پایان این نشست گفت: اگر همه دنبال منافع جمعی باشند، در دراز مدت نفع آن به همه میرسد.
انتهای پیام/