از سازمان نظام پزشکی تا دادسرای جرایم پزشکی/۱

گوشم را ببر اما بینی ام را نه/ سایه سیاه بر سر جراحی پلاستیک/ پرونده دکتر «م.ل» به کجا می‌رسد؟

|
۱۳۹۳/۰۴/۲۰
|
۱۶:۱۰:۵۹
| کد خبر: ۲۰۲۳۱۷
گوشم را ببر اما بینی ام را نه/ سایه سیاه بر سر جراحی پلاستیک/ پرونده دکتر «م.ل» به کجا می‌رسد؟
وی یک پرونده در دادسرای جرایم پزشکی و یک پرونده در نظام پزشکی دارد که هر دو در راستای هم در حال پیشروی است و حکمشان گرفته شده است.

چندسالی است که هرکس بنا به سلیقه و افکاری که دارد، خود را به دست تیغ جراحان پلاستیک می سپارد که بلکه زیباتر و جذابتر دل از دیگران برباید! فرقی هم ندارد که بیمار پسر یا دختر جوانی باشد که اعضای صورتش را جلوی آینه مدام به شکلی در می آورد که فکر می کند زیباتر است. ما با پدیده زشت پنداری خودمان را می سپاریم به جراحی که فکر می کنیم چند ساعت بعد آدمی می شویم که همه آرزوی داشتنش را دارند!

خیال خام جوانان و یا حداقل کسانی که فکر می کنند با جراحی پلاستیک به چیزی که می خواهند می رسد جز همان خیال خام چیزی نیست. شاید تنها لزوم جراحی پلاستیک بخصوص جراحی اندام صورت تنها مخصوص کسانی باشد که هر یک از اعضا مشکلی را برای فرد به وجود آورده باشد نه صرفا برای زیبایی و نه صرفا برای چشم هایی که قرار است به زیبایی ما خیره شوند.

جراحی پلاستیک بر چند قسم است: کسی که تصور میکند از نظر زیبایی بینی مشکل دارد یا کسی که دارای انحراف بینی است و تنفس برایش مشکل است فرق دارد، کسی که می‌خواهد گونه هایش را بکشد تا چروک صورتش معلوم نشود، کسی که می خواهد لبش را پروتز کند یا هر اتفاق دیگری که قرار است در صورت ما بیفتد را به دست جراحی می سپاریم که نه درست کارهایش را می شناسیم و هم اینکه ممکن است عکسهایی را به ما نشان بدهد که شاید با فوتوشاپ درست شده باشد و خیال خام ما را بکشاند به زیر تیغ!

طالع شوم بیماران زیر تیغ جراحی

دکتر میم.لام چند سالی است که در زمینه جراحی پلاستیک فعالیت می کند و این فعالیت ها در نهایت به از بین رفتن و همچنین نقص عضو بیماران می انجامد، چرا دادسرای جرائم پزشکی جواب سربالا می دهد و در نهایت بیماران محکوم به حبس و شلاق می شوند؟ چرا پزشکی قانونی جواب را به قاضی پرونده محول می‌کند و چرا قاضی پرونده تنها با بیان اینکه ارباب رجوع دارد قصه را به این محول می‎کند که بعد از گرفتن مجوز دادگستری به سراغ ما بیایید؟ آیا تمام این صحبت ها بیان از این ندارد که روز از نو و روزی از نو؟!

از سازمان نظام پزشکی تا دادسرای جرایم پزشکی

چند سازمان در کار هستند که این پرونده در نهایت باید به نتیجه برسد! سازمان نظام پزشکی، دادسرای جرائم پزشکی و همچنین سازمان پزشکی قانونی باید پاسخگو باشند. اما از آنجایی که تمام مسئولان کارها را به گردن کسی دیگر می اندازند و در نهایت مجرم اصلی قضیه گم می شود اینجا هم باید در اصل به دنبال مقصر اصلی یا همان دکتر میم.لام گشت؟!

اصل قضیه چیست؟

نخست برای پیگیری این پرونده که بازخوردهای عجیبی داشته است، به سراغ سازمان نظام پزشکی و دکتر خلیلی، عضو معاونت انتظامی سازمان رفتیم که ایشان در پاسخ به این سوال که "اصل قضیه چیست؟" گفت: شکایت های مختلفی از دکتر م.ل به ما رسید. پرونده ها را پیگیری کردیم. ولی اصل قضیه این است که بسیاری از بیماران برای تشویش اذهان عمومی، شروع به تخریب این دکتر کردند. مراحل قانونی، پرونده به پرونده بررسی و سه ماه محرومیت برای این دکتر لحاظ شد.

باخبر شدیم که این پزشک در زمان محرومیت باز هم در حال انجام عمل در مطبی بوده که روبروی مطب پلمپ شده‎اش دائر کرده است. بعد از طرح این قضیه ایشان پاسخ داد: این موضوع که برخلاف قوانین ماست، ولی جریان از این قرار بوده است که برخی از بیمارانی که عمل شده بودند و بخیه‎شان باید کشیده می شد، به کلینیک مراجعه کردند. بحث عمل جدید در کار نبود. پزشک نسبت به کاری که انجام می دهد متعهد است اما مراکز درمانی می دانند، اگر سازمان نظام پزشکی از این عمل های غیرقانونی باخبر شود مرکز بسته می شود و پرونده جدیدی برایشان شکل می گیرد. این تخلف محسوب می شود و بحثی فراپزشکی است. 

جرم روی جرم؟!

- آیا اثبات این قضیه تجدید نظری در حکم لحاظ می کند؟

وی یک پرونده در دادسرای جرایم پزشکی و یک پرونده در نظام پزشکی دارد که هر دو در راستای هم در حال پیشروی است و حکمشان گرفته شده است. هم در دادگاه‌های عالی و هم دادگاه‌های کیفری روندشان طی می شود و این که این دکتر می گوید در همه جا آشنا دارد دروغ محض است. برای تعیین حکم، در هیات منصفه یک قاضی و یک رئیس پزشک قانونی به غیر از 11 پزشک نشسته اند و رای می دهند، یعنی اینجا دو نماینده قوه قضائیه هستند. این‌ها پرونده به پرونده جلو می‌روند و حتی پرونده ای داریم که بیمار فوت هم می‌کند و مجازات آن در قانون مجازات اسلامی قید شده است. معلوم است که اگر این جرایم تکرار شود، پرونده دوم محرومیت روی پرونده اول می آید و مجازات بیشتر می شود. اینکه مطب دیگری دایر کرده است، صد در صد حرف شکات است. ما بازرس دانشگاه را فرستادیم و حکم رئیس دادسرای ویژه جرایم پزشکی تیر خلاص را برای این جراح زده است.

کدام محرومیت؟!

- مگر یک پزشکی که متخلف چنین جرایم بزرگی شده است، محرومیتش دائمی نیست؟ پروانه طبابت وی نباید لغو بشود؟

مگر ما چند جراح پلاستیک در ایران و در تهران داریم؟ اسم ایشان بد در رفته است و بیمارانی که بخواهند برای این عمل خاص به پزشکی مراجعه کنند، حتما پیش از آن تحقیق می کنند و بالاخره از چند نفر دیگر سوال می کنند و حکم این پزشک محرومیت دائم است. بیماری که بخواهد زیبایی عمل کند سراغ خیلی‌ها می رود و این پزشک آنقدر رسانه ای شده است که رفتن سراغ او غیرمنطقی است. شکات به دادگستری مراجعه کردند و تنها به دلیل تهدید و برهم زدن اذهان عمومی محکوم شدند. به عنوان مثال من به یکی از بیماران که وکیل بود گفتم شما دیگر چرا؟ شما که خودتان اهل قانون هستید، چرا بهانه را به دست پزشک دادید؟ باید توجه داشت که بحث یک بحث احساسی است.

هر چه دلت می خواهد بنویس!

ماجرا به همین جا ختم نشد. همان روز با دادسرای جرایم پزشکی، تماس گرفته می شود. می گویند که باید معرفی نامه خبرنگار به همراه داشته باشید و به اینجا بیایید. معرفی نامه صادر شده و خبرنگار به همراه آن به دادسرای جرایم پزشکی مراجعه می کند. از این طبقه به آن طبقه برای صحبت با سرپرست دادسرا... رییس دفتر وی را راه نداده و فقط در پاسخ به این همه پیگیری می گوید:«هر چه دلت می خواهد بنویس!» تنها پاسخی که داده می شود، خنده تلخی است. اما...

اما پایان این قصه کجاست؟ آیا قرار نیست شکایت ها به جایی برسند؟ طبق معمول بقیه گزارش ها، این گزارش کماکان تا پیگیری نهایی ادامه دارد . . .

نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر
پرونده ویژه