حجاب و چند گره شناختی مهم
به گزارش خبرگزاری برنا، درباره حجاب سوالات و گرههای ذهنی بسیاری در طول این سالها به ذهن جامعه توسط رسانهها و تهاجم فرهنگی دشمن وارد شده که در این نوشتار قصد داریم در مورد برخی از آنها بحث کنیم.
گره اول: حجاب مانع ورود زنان به جامعه یکی از مسائل و چالشهایی که پیرامون حجاب در ذهن مردم به ویژه جوانان ایجاد شده این است که میگویند حجاب با پرده نشین کردن زنان مانع حضور و فعالیت اجتماعی آنان میگردد.
این تصور که حجاب باعث میشود که زنان امکان حضور فعال در جامعه را نداشته باشند با روح حاکم بر اصل حجاب در اسلام تضاد دارد. حجاب در دین اسلام دارای یک سری ضوابط و حدود مشخص است که به هیچ عنوان مانع حضور فعال زن در جامعه نیست. دین اسلام به هیچ وجه نگفته است که زنان باید در خانه محصور شوند و یا هنگامی که در جامعه حاضر میشوند طوری خود را بپوشانند که دیگر قادر به انجام هیچ گونه فعالیتی نباشند. در زمان قدیم و در ادیان و آئینهای قبل از اسلام این ادعا صحت داشت که زنان پرده نشین بوده و حق ورود به جامعه را نداشتند، اما در مورد دین اسلام این ادعا درست نیست زیرا اسلام به شدت مخالف محصور کردن زن در درون خانه است و حتی انجام کارهای داخل خانه را جزء تکالیف زن نمیشمارد و به حجاب زنان نیز صورت تعدیل یافتهای بخشیده است تا زنان در عین حالیکه رعایت تقوا و عفاف را در مواجهه با نامحرم لحاظ میکنند از انجام وظایف اجتماعی خود نیز باز نمانند.
گره دوم: حجاب محدود کننده آزادی زن
چالش و گره ذهنی دیگری که درباره حجاب مطرح میشود این است که گفته میشود حجاب اسلامی باعث ایجاد محدودیت برای زنان و سلب آزادی آنها میباشد.
جمله بالا کاملا صحیح است و حجاب برای زنان ایجاد محدودیت میکند. اصلا دین برای محدود کردن آمده است و هیچ کدام از دستورات دینی وجود ندارد مگر اینکه در آن محدودیتی برای بشر در نظر گرفته شده است؛ لذا ما نیز دوباره در تائید جمله بالا میگوئیم نه تنها حجاب بلکه دین برای محدودیت انسان وضع شده است و در غیر این صورت معنائی نمییافت. بنابراین جمله بالا توضیح واضحات است.
در خصوص مورد دوم باید مشخص شود منظور از آزادی در این جمله چیست که رعایت حجاب باعث محدود کردن آن شده است؟ روشن است که اگر مفهوم آزادی را به معنای آزادی مطلق و بی قید و بند به نحوی که غرب ادعای آن را دارد در نظر بگیریم و هیچ حدی را برای آن به غیر از سلب آزادی دیگران لحاظ نکنیم، نه تنها حجاب، بلکه عقل نیز مخالف آن خواهد بود زیرا اساسا چنین چیزی در واقع اتفاق نخواهد افتاد. اما اگر آزادی را به معنای واقعی و مقدس آن در نظر بگیریم بدین معنی که افراد در حیطه اختیارات و حقوقی که از سوی خلقت برای آنها معین گردیده، آزاد باشند و کسی حق مجبور کردن و محدود کردن آنها را نداشته باشد، این تعریف از آزادی به هیچ وجه با اصل حجاب اسلامی متضاد و متناقض نمیباشد زیرا حجاب اسلامی برخلاف تصور نادرست مخالفان به معنی گوشه نشینی و در پرده قرار گرفتن زن نیست و اسلام برای حجاب زنان حدودی را مشخص کرده است که نه تنها هیچگونه محدودیتی برای زن در انجام وظایف اجتماعی او ایجاد نمیکند بلکه باعث افزایش کارائی زن نیز میشود زیرا هنگامی که زن خود را از چشم نامحرمان میپوشاند دیگر نیازی به آرایش و خودآرائی ندارد و لذا به جای اینکه انرژی خود را صرف دلربائی از مردان نامحرم کند صرف انجام وظایف فردی، خانوادگی و اجتماعی خود خواهد کرد. پایان سخن اینکه درست است که حجاب اسلامی برای زن تعیین حدود میکند و به او اجازه خروج از حدود مشخصی را نمیدهد، اما این محدودیت نه تنها ناقض ارزش زن تلقی نمیشود بلکه حافظ شان و منزلت انسانی زن در اجتماع و متناسب با جایگاه طبیعی او در نظام خلقت است.
گره سوم: حجاب و ارتجاع
گره ذهنی و شبهه مشهور دیگری که ذهن افراد جامعه درباره حجاب را درگیر نموده این است که میگویند حجاب مقولهای متعلق به گذشته است و با توجه به شرایط دنیای امروز دیگر موضوعیت نداشته و گرایش به آن نشانه تحجر و ارتجاع است.
اینکه حجاب مقولهای متعلق به گذشته است اگر به این معنا باشد که حجاب در زمانهای گذشته هم وجود داشته و از قدمت تاریخی زیادی برخوردار است کاملا درست و مورد قبول است ولی این به هیچ وجه بدین معنا نخواهد بود که، چون حجاب در زمان گذشته هم وجود داشته پس الان نمیتواند موضوعیت داشته باشد و رعایت آن نشانه تحجر است و این نوع استدلال کردن کاملا سطحی و ابتدائی به نظر میرسد زیرا پر واضح است که صرف تاریخی بودن و ریشه در گذشته داشتن چیزی دلیل کهنه بودن و بلا موضوعیت بودن آن چیز نمیشود به عنوان مثال مقوله ازدواج قدمتی به درازای تاریخ بشری دارد و از ابتدای ظهور انسان این مقوله نیز ظهور یافته است، اما آیا میتوان گفت، چون مقوله ازدواج متعلق به گذشته است اکنون موضوعیتی ندارد و کسی که ازدواج کند متحجر است؟ خیر. زیرا ازدواج یکی از نیازهای ثابت و عام بشری است که متناسب با فطرت انسان در وجود او به ودیعه گذاشته شده است و هم اکنون هم مانند گذشته این تمایل و گرایش به ازدواج امری ثابت و فراگیر باقی مانده است.
مقوله حجاب نیز به همین ترتیب است. زن از ابتدای حضورش در کره خاکی به منظور حفظ ارزش و احترام خود همواره گرایش به این داشته است که خود را از معرض دید بیگانگان بپوشاند لذا با اندک تاملی میتوان به این نتیجه رسید که حجاب مقولهای عرفی نیست که با گذشت زمان و تغییر جوامع، آن هم تغییر کند بلکه حجاب یک رفتار منطقی و متناسب با نیازهای ثابت و لایتغیر بشر است که ریشه در فطرت انسان دارد و تا زمانی که بشر وجود دارد این رفتار جنبه عقلانی و فطری دارد.
نویسنده : سعیده کیایی طلبه و پژوهشگر حوزه حجاب
انتهای پیام/