حضوری از جنس خنده
به گزارش خبرنگار گروه فرهنگ و هنر برنا؛ محمدجواد فراهانی، منتقد در یادداشتی در خصوص نمایش «اسفرود بیدم» نوشت: تئاتر جدید سعی میکند تا با انواع روشها بر نقش مخاطب صحه بگذارد و او را در فرایند اجرا سهیم کند. از این رو برخی از تمهیدات همچون شکستن دیوار چهارم و همصحبتی با تماشاگر به یک اصل مهم در تئاتر جدید و آثار پستمدرن تبدیل شد.
از طرف دیگر تئاتر به عنوان یک پدیده اجتماعی که در یک روند تاریخی همسو با کنشهای مردمی به شکلهای نمایشی خود معنا داده مسئله «حضور» در تیررس توجه قرار میدهد. حضور به این معنا که رابطه دو سویه میان مخاطب نمایش و بازیگران تئاتر حائز اهمیت میشود. با تمرکز بر این موضوع وقتی به سراغ تئاتر اسفرود بیدم میرویم شاهد دیالکتیک مخاطب و بازیگران به طرق مختلف هستیم.
اسفرود بیدم مثالی است برای اینکه نشان دهد افسون واقعی در تئاتر در برخورد بین بازیگران و تماشاگران رخ میدهد. کاراکترهای نمایش در موومانهای پنجگانه با مخاطب ارتباط برقرار میکنند و هر کدام قرار است به نوبه خود به مضمون انتقادی اثر که با مقوله سانسور و ممیزی مرتبط است بال و پر دهند. البته در این مسیر موومان دوم و سوم تا حدی خارج از بحث جای میگیرند.
سوالی که در اینجا مطرح میشود این است که این شکل از حضور در تئاتری کمدی باید چگونه باشد؟ آیا اصلا لزومی دارد؟ چرا که بنا به نظر ارسطو در ساختار کمدی مخاطب نباید به شخصیتها احساس نزدیکی پیدا کند و بهتر است همواره از زاویهای برتر به آنها بنگرد. به هر ترتیب توجه به این نکته ضروری است که اسفرود بیدم روند واحدی را در ارتباط با تماشاگر پی نمیگیرد؛ در موومان اول ارتباط مستقیم بازیگر با تماشاگر مطرح است، در موومان دوم و سوم ارتباط مستقیم وجود ندارد، موومان چهارم علاوه بر ارتباط مستقیم تماشاگر و بازیگر داخل صحنه یک ارتباط جدید بین بازیگر خارج از صحنه و بازیگر روی صحنه نیز به وجود میآید و نهایتا در موومان پنجم به طور کلی بازیگر رو به حضار استندآپ کمدی اجرا میکند تا نوع دیگری از حضور را فراخوانی کند.
باری توجه به مفهوم حضور در تئاتر اسفرود بیدم پنداشتِ لیخته(پژوهشگر) را به یاد میآورد که از مفهوم رادیکالِ حضور سخن به میان آورد. این مفهوم به معنای توانایی بازیگر در فرماندهی فضا و جلب توجه همهجانبه است که از آن با عبارت "حضور قوی" نیز یاد میشود.
مسئله مهم در این نوع صحنهها تسلط بازیگر به هنگام اجرای یک متن توجهبرانگیز است. بدین شکل که اگر اثر تراژدی است غم و اگر کمدی است شادابی حاکم شود. در نمایش اسفرود با اینکه مواجهه در موومان پنجم شکل مستقیمتر و بیپردهتری دارد اما متن فاقد ویژگیهایی است که بتواند از مخاطب خنده بگیرد. در عوض موومان چهارم هر دو ویژگی را با هم دارد و با در برداشتن فضایی سورئال در تلفیق با ویژگیهای یک تئاتر ساختارشکن بهترین موومان کل نمایش است. در یک جمعبندی کلی به جهت تنوعی که بین موومانها وجود دارد کمتر مخاطبی پیدا میشود که حداقل از یک موومان استقبال نکند.
انتهای پیام/