جامعه شناسی بدحجابی در ایران
به گزارش خبرگزاری برنا، فاصلهي بيش از پيش جامعه از الگوي شرعي حجاب و به عبارتي رواج شكل نوين بدحجابي، اين سؤال را بهوجود ميآورد كه چگونه الگوي مذكور كه در دورهاي، خردهفرهنگي محدود در قشر مرفه و طبقهي بالاي جامعه بود، به قدري گسترش يافت كه اكنون، اقشار مختلف جامعه را فراگرفته است؟ براي پاسخ گويي و تبيين اين سؤال، ميتوان گفت: رعايت حجاب به عنوان قاعدهي مورد انتظار جامعه كه خانمها در ارتباط با افراد نامحرم بايد به آن عمل كنند، هنجاري اجتماعي است و تخلف از آن (بدحجابي)، انحراف اجتماعي محسوب ميشود؛ بنابراين براي تبيين بدحجابي به عنوان انحرافي اجتماعي، ميتوان از ديدگاههاي تبيينكنندهي انحرافات اجتماعي استفاده كرد.
تبیین اختلال هنجاری حجاب
یکی از انواع اختلال اجتماعی، اختلال هنجاری است. منظور از اختلال هنجاری تقریباً آن چیزی است که دورکیم آنومی اجتماعی نامیده و آن را از عوارض عمده مرحله گذار می داند . حجاب پدیده یا واقعیتی اجتماعی در جامعه مذهبی ما به حساب می آید. تا زمانی که جاذبه و میلی درونی برای پیروی از این پدیده وجود داشته باشد، تحت تأثیر سه نیروی هنجاری اجبار، خارجی بودن و عمومیت است با کاهش قدرت این سه نیرو یا عدم تعادل میان آن ها با مسئله حجاب یا اختلال هنجاری در حجاب اجتماعی رو به رو می شویم که می توان آن را نوعی آنومی پوششی تلقی کرد که در واقع تابعی از آنومی اجتماعی است .
اختلال هنجاری می تواند پنج شکل مختلف به خود بگیرد که شامل قطبی شدن هنجاری، تضاد هنجار، ناپایداری هنجاری یا تناقض منطقی هنجاری، ضعف هنجاری (رکود در علائق اجتماعی و تعهد نسبت به قواعد اجتماعی) و نهایتاً بی هنجاری یا فقدان قواعد هنجاری برای بعضی امور اجتماعی می شود. بدیهی است هر پنج شکل اختلال هنجاری می توانند هم زمان در یک جامعه باشند و یکدیگر را تقویت کنند.
بر مبنای پنج شکل اختلال هنجاری جامعه، پنج شکل مختلف اختلال هنجاری حجاب را به شرح زیر بر می شمرد:
1. قطبی شدن هنجاری: چنانچه رفتارها و نگرش های اجتماعی را در یک طیف تصور کنیم، در یک وضعیت متعادل، بخش بزرگی از مردم در میانه طیف قرار می گیرند که تحت تأثیر فشار هنجاری هستند و بخش کوچکی در دو انتهای طیف قرار دارند که کمتر از حد متوسط تحت فشار هنجاری اند. اما چنانچه دو مجموعه اکثریت وجود داشته باشد که یکی از آن ها نسبت به حجاب و طرز پوشش، بیش از حد متوسط فشار هنجاری احساس تعهد کند و دیگری احساس تعهد کمتری داشته باشد، در این حالت با اختلال قطبی شدن هنجاری درباره پوشش در جامعه روبه رو می شویم.
2. تضاد هنجاری: در وضعیت تضاد هنجاری، وفاق ارزشی و هنجاری لازم وجود ندارد، به طوری که برای مقوله های اجتماعی، دو هنجار یا چند مجموعه هنجار متضاد وجود دارد. برای مثال، درباره سبک پوشش زن در جامعه، یک هنجار قائل به پوشش چادر و مقنعه به رنگ مشکی یا تیره است و هنجار دیگر نیز قائل به پوشش به وسیله کت و دامن همراه با روسری و جوراب با رنگ های روشن یا مانتویی متوسط (نه بلند و کوتاه و نه تنگ و چسبان) با روسری متوسط و شلوار معمولی (نه گشاد و نه تنگ و کوتاه) با رنگ روشن و شاد و غیره است. در این صورت با یک جامعة قطع های روبه رو هستیم که در آن تنظیم اجتماعی مشکل بوده و انسجام کلی نیز تضعیف شده است.
3. ناپایداری هنجاری: ناپایداری هنجاری مبتنی بر تناقض منطقی بین دو یا چند هنجار در یک نظام هنجاری است. به طور مثال درباره سبک پوشش زنان، هنجار قانونی فرد را ملزم می کند حجابت را رعایت کن و هنجار اخلاقی به فرد توصیه می کند رفتارت با متانت باشد و هنجار سومی هم سفارش می کند که باید به دنبال مد روز غربی باشی. این سه هنجار تا حدودی با هم تناقض دارند؛ به عبارت دیگر، پایداری منطقی بین آن ها ضعیف است. بر این اساس در جامعه ای که دائماً از طریق رسانه های جمعی، فناوری نوین، ورود توریست ها و غیره، شبه ارزش های غربی تبلیغ و ترویج می شود و به نیازهای کاذب برای مصرف کالاهای غربی و نوع پوشش غربی دامن زده می شود، این مسئله موجب بی ثباتی هنجارهای قانونی و اخلاقی حجاب، عفاف و حیا می شود.
4. ضعف هنجاری: منظور از ضعف هنجاری کمبود علقه و تعهد نسبت به هنجار در میان اکثریت افراد جامعه و وجود تعهد بالا در عده ای معدود است؛ به عبارت دیگر، فشار هنجاری مورد نظر برای اکثریت جمعیت، به دلایلی کم است. در این وضعیت ممکن است در زمینه رعایت حجاب هنجارهای گوناگونی وجود داشته باشد.
5. بی هنجاری: حالت بی هنجاری مربوط به وضعیتی می شود که انجام امور فارغ از هرگونه هنجاری صورت می پذیرد. تغییرات سریع و بی وقفه سیاسی و اجتماعی کشور در نیم قرن اخیر، جامعه ما را به یک جامعة ناهمگون، آنومیک و قطعه ای بدل کرده که هر قطعة آن، هنجارهای خاص خودش را دارد و میان این بخش ها رابطه منظمی برقرار نیست. در وضعیت بی هنجاری، برای نوع پوشش و طرز لباس پوشیدن زنان با نوعی آشفتگی و بی قاعدگی روبه رو می شویم که در آن، افراد باحجاب در برخی عرصه های عمومی و رسمی دارای احترامند و در برخی محیط های دیگر فاقد احترام، و افراد بدحجاب با شکل و شمایل نابهنجار در عرصه عمومی ظاهر می شوند که در آن مانتوها کوتاه و کوتاه تر و چسبان و چسبان تر، روسری ها هم کوچک تر، باریک تر و نازک تر شده و شلوارها هم کوتاه، چسبان و کوچک تر می شود تا جایی که از حالت برهنگی و عریانی نیز تحریک کننده تر می شود و ممکن است فرد در ظاهر پوشیده باشد، ولی در واقع پوشیده ای برهنه است. به نظر می رسد در حال حاضر کشور ما، از تمامی مشکلات هنجاری پنج گانه فوق رنج می برد و لذا نیازمند اصلاح هنجاری جامع و عمیق است.
نویسنده: مهدی سعیدیکیا دانشجوی دکتری جامعهشناسی
انتهای پیام/