معرفی کتاب/
شکیبا از "ملخهای حاصلخیز" میگوید
این کتاب، شعرهای فوقالعادهای دارد و اساسا فضایی که اکسیر به آن دست پیدا کرده، ترکیبی از بازیهای زبانی، ارجاعات معنایی فرامتنی و شیوههای گوناگونی برای ایجاد غافلگیری و طنز است.
باشگاه جوانی برنا/ چهارمین دفتر شعر اکبر اکسیر با عنوان "ملخهای حاصلخیز"، در فضای طنز و شعر کوتاه فرانویی به تازگی توسط انتشارات مروارید منتشر شده، این مجموعه شعر دربرگیرنده 80 قطعه شعر کوتاه طنزآمیز ساده پیرامون مسایل مرتبط با محیط زیست، میراث فرهنگی و بهطور کلی اجتماع و انسان است.
«بیخانمان»، «ترافیک»، «نفتالین»، «سیلان»، «استیضاح»، «جعبه سیاه»، «خطابه نهنگ»، «کمکهای اولیه»، «سیمرغ پرکنده»، «فیلترینگ»، «تهاجم»، «گفتمان»، «تمارض»، «لیزینگ»، «ویزا»، «بربط»، «آلبر کامو»، «ماتادورها» و «آلبوم خانوادگی» عنوان برخی از شعرهای این کتاب هستند.
نمونه شعری از این دفتر با عنوان «نشانهها»:
زنگ کاردستی
یا پارو میساختم یا نردبان
آقای شرقی میگفت:
نردبان و پارو
نشانه ترقی و ثروت است
یادش بهخیر
حال در پشتبام خانهای
برف پارو می کنم
و نردبان، وسیلهایست
که مرا به پایین میبرد!
"شهرام شکیبا" طنزپرداز درباره این کتاب میگوید: آخرین مجموعه اشعار اکبر اکسیر، با محتوای شعر فرانو را مثل سه مجموعه قبلی اکسیر که فضایش دقیقا مثل این کتاب بود، میدانم. این مجموعه را پس از خواندن مثل سه مجموعه قبلی، دلیل تفکیک آنها را از هم نمیبینم؛ یعنی به شکلی، همه این مجموعهها را در راستای یکدیگر میبینم و انگار که شاعر کشف تازهتری در هر کدام از این کتابها صورت نداده است.
اما شعرها را شعرهایی فوقالعادهای میدانم. معتقدم که مهمترین آثار طنز در عرصه شعر سپید است و اساسا فضایی که اکسیر به آن دست پیدا کرده و ترکیبی از بازیهای زبانی، ارجاعات معنایی فرامتنی و شیوههای گوناگونی برای ایجاد غافلگیری و طنز هست، زبان فوقالعادهای داردکه مختص به خود اکسیر است.
در ملخهای حاصلخیز نیز از همین زبان استفاده شده که خواندن آن برایم شیرین بود. اما گمان میکنم که اگر سختگیری و وسواس بیشتری به خرج میداد، شاید چند شعر از این مجموعه حذف میشد و مجموعه یکدستتری به ما معرفی میکرد. یعنی گمانم این است که او در این مجموعه با دست باز و تسامح کار کرده و شاید اگر تعداد آثار کمتر بود، مجموعههایی از او میدیدیم که تک تک اشعارش در صفحات کتاب، آثار درخوری بود.
همه اشعار چهار مجموعه اکسیر کوتاه است. به گمانم شاید در شیوه و کشفی که در ساخت طنز و شوخی به آن رسیده، هنوز آن استعداد شعر بلند را کشف نکرده و شاید اگر به سمت شعر بلند و منظومه برود، اتفاق بزرگتری هم خواهد افتاد.
***
«بیخانمان»، «ترافیک»، «نفتالین»، «سیلان»، «استیضاح»، «جعبه سیاه»، «خطابه نهنگ»، «کمکهای اولیه»، «سیمرغ پرکنده»، «فیلترینگ»، «تهاجم»، «گفتمان»، «تمارض»، «لیزینگ»، «ویزا»، «بربط»، «آلبر کامو»، «ماتادورها» و «آلبوم خانوادگی» عنوان برخی از شعرهای این کتاب هستند.
نمونه شعری از این دفتر با عنوان «نشانهها»:
زنگ کاردستی
یا پارو میساختم یا نردبان
آقای شرقی میگفت:
نردبان و پارو
نشانه ترقی و ثروت است
یادش بهخیر
حال در پشتبام خانهای
برف پارو می کنم
و نردبان، وسیلهایست
که مرا به پایین میبرد!
"شهرام شکیبا" طنزپرداز درباره این کتاب میگوید: آخرین مجموعه اشعار اکبر اکسیر، با محتوای شعر فرانو را مثل سه مجموعه قبلی اکسیر که فضایش دقیقا مثل این کتاب بود، میدانم. این مجموعه را پس از خواندن مثل سه مجموعه قبلی، دلیل تفکیک آنها را از هم نمیبینم؛ یعنی به شکلی، همه این مجموعهها را در راستای یکدیگر میبینم و انگار که شاعر کشف تازهتری در هر کدام از این کتابها صورت نداده است.
اما شعرها را شعرهایی فوقالعادهای میدانم. معتقدم که مهمترین آثار طنز در عرصه شعر سپید است و اساسا فضایی که اکسیر به آن دست پیدا کرده و ترکیبی از بازیهای زبانی، ارجاعات معنایی فرامتنی و شیوههای گوناگونی برای ایجاد غافلگیری و طنز هست، زبان فوقالعادهای داردکه مختص به خود اکسیر است.
در ملخهای حاصلخیز نیز از همین زبان استفاده شده که خواندن آن برایم شیرین بود. اما گمان میکنم که اگر سختگیری و وسواس بیشتری به خرج میداد، شاید چند شعر از این مجموعه حذف میشد و مجموعه یکدستتری به ما معرفی میکرد. یعنی گمانم این است که او در این مجموعه با دست باز و تسامح کار کرده و شاید اگر تعداد آثار کمتر بود، مجموعههایی از او میدیدیم که تک تک اشعارش در صفحات کتاب، آثار درخوری بود.
همه اشعار چهار مجموعه اکسیر کوتاه است. به گمانم شاید در شیوه و کشفی که در ساخت طنز و شوخی به آن رسیده، هنوز آن استعداد شعر بلند را کشف نکرده و شاید اگر به سمت شعر بلند و منظومه برود، اتفاق بزرگتری هم خواهد افتاد.
***
نظر شما