دوستان، کشتی را تخریب نکنیم!

|
۱۴۰۲/۰۹/۳۰
|
۲۰:۳۰:۲۹
| کد خبر: ۲۰۳۴۴۷۲
دوستان، کشتی را تخریب نکنیم!
سینما در چند سال گذشته اوضاع غریبی را پشت سر گذاشته است. اتفاقات مخرب و دور از ذهنی که بیشتر آنها آسیب های مهیب و دهشتناکی به شاکله سینما زد.

به گزارش خبرنگار گروه فرهنگ و هنر برنا؛ در انتهای دولت دوازدهم تقریبا چیزی از هیمنه سینما باقی نمانده بود و همه آماده و منتظر بودند کسی بیاید و چراغ سینما را خاموش کند، پرده ها را بیاندازد و بالاخره این بدنامی تاریخی را به جان بخرد و اعلام کند عمر سینما در کشور ما به پایان رسیده است. خیلی ها فکر می کردند که آن آدم، محمد خزاعی رئیس سازمان سینمایی باشد. کما اینکه این آدمها در خلوت گفته بودند با شرایط نابسامان موجود و افق های ناپیدای پیش رو خزاعی چاره ای ندارد به جز آنکه مرگ سینما را اعلام کند. خیلی زود وضعیت از آنچه همه می اندیشیدند حادتر شد. کرونا به جنگ سینما آمده بود و آن را حسابی مستهلک و فرسوده کرده بود، از سوی دیگر ناآرامی های جامعه، تصویری گنگ و مبهم از آینده را جلوی سینماگران، تهیه کنندگان، سینماداران و البته مسئولان فرهنگی قرار داده بود. اما این انتهای داستان نبود. هنجارشکنی تعدادی از بازیگران زن سینما، همنوایی برخی از سینماگران با رسانه های معاند علیه جامعه و خانواده سینما، وقایع جنبش می تو و تبعات بیانیه تفنگت را زمین بگذار، تحریم جشنواره فیلم فجر و همه و همه، حساسیت سینما را بیشتر کرد و به همان اندازه سینما را بیش از پیش در تنگنا قرار داد. همه اینها به غیر از حواشی نفس‌گیر تورم و گرانی بود که به اندازه کافی باعث فراری دادن مخاطب از سینما شده بود. آن اتفاقات تلخ افتاده بود و مخاطب با سینما قهر کرده بود. بازار سینما آنقدر کساد و بی فروغ شده بود که برخی از شناخته ‌شده‌ ترین سینماهای کشور هم نمی توانستند از پس خرج‌های یومیه خود مثل هزینه آب و برق و پرداخت حقوق پرسنل هم برآیند. اولین نشانه‌های واضحِ اضمحلال و به گل‌نشستن کشتی سینما بیش از پیش ظاهر شده بود. دیگر حتی، خوشبینانه‌ترین دست‌اندرکاران سینما هم یقین پیدا کرده بودند که کار سینما یکسره شده است و به همین دلیل ، عجیب نبود که در نشست‌هایی که با مسئولان سازمان سینمایی داشتند، پیشنهاد دادند که مبلغ صد میلیارد تومان به سینماداران پرداخت شود تا آنها صرفا سالن‌های سینما را باز نگاه دارند. سینما به کما رفته بود و هر طبیبی که از راه می رسید نسخه ای برای این بیمار محتضر می پیچید . از هر سو که نگاه می کردی سینمای محتضر و تمام شده ای را می دیدی که امیدی به زنده بودن آن نمی رفت. سینمایی که نه جانی برای شیدایی داشت و نه نایی برای هلهله!

ب: اما این پرده آخر سینما نبود. محمد خزاعی و همکارانش به میدان آمده بودند و همه تلاششان را می کردند تا خواب هایی که برای سینما دیده شده بود، تعبیر نشود. سازمان سینمایی آرام آرام موفق شده بود با تمهیداتی طلسم بدبیاری سینما را بشکند. درست مانند آنکه در دل زمستانی سخت، جوانه ای بر سر شاخه ای نمایان شود. این نشانه ای از یک موفقیت بود. کوچک بود اما بهر حال یک نشانه بود. با وجود همه هجمه مخربی که علیه خزاعی و تیمش وجود داشت، آنها مجدانه به کار خود مشغول بودند. چیزی در حال تغییر بود. چرخه سینما دوباره به گردش در آمده بود و این با مختصات چند ماه قبل سینما مطلقا همخوانی نداشت. آنها بالاخره توانسته بودند آرام آرام ترکیب صحنه را عوض کنند و ترتیبی دهند که مخاطبان به سوی سینما جلب شوند. سینما رونق بگیرد و خون تازه ای در شریان های سینما جاری شود. این شروع ماجرا بود. معجزه اتفاق افتاد بود. ثبات و آرامشی که پیش نیاز پیشرفت سینما است، پدید آمده بود. اما تاریخ سینمای ما نشان داده ، که در پس هر آرامشی احتمالا نشانه هایی از طوفان را باید جستجو کرد. ظاهرا این آرامش و این رونق نسبی برای برخی از سینماگران، گران آمده و به بهانه فروش فیلم های کمدی انتقاداتی را متوجه سازمان سینمایی کرده اند. البته اینکه برخی از سینماگران به وضعیت سینما واکنش نشان می دهند ، جای بسی خرسندی است و خیلی هم خوب است، اما چرا این حجم از دلواپسی و نگرانی در زمانی که سینما حقیقتا به تعطیلی رسیده بود و درحالت احتضار به سر می برد ، بروز پیدا نکرده بود و حالا که مریض تازه از بستر بیماری برخاسته و در حال تیمار به سر می برد، سیل این انتقادات فکر شده و حساب شده به این سینما روانه شده است؟ البته که معنی این حرفها ابدا این نیست که این سینمای مطبوع و آرمانی است. کسی چنین ادعایی ندارد. اما همین که محمد خزاعی و همکارانش در سازمان سینمایی توانستند کاری کنند که یک سینمای به خاکستر نشسته، ققنوس وار از آوارهای خودش بلند شود، و باز سر برفرازد و پروبال بگشاید، حقیقتا جای تقدیر دارد. راستی چرا هیچکدام از منتقدان رونق فعلی سینما موضوع را از این زاویه ندیده اند؟ و چرا کسی نمی گوید که او سینما را در چه شرایطی تحویل گرفت، چه بحرانهای عجیبی را از سر گذراند تا سینما را به موقعیتی که اکنون در آن قرار داریم، برساند؟ راستی چرا احساس می شود در پس بیشتر نقدهای سینماگران از شتاب گرفتن چرخ سینما، منافع شخصی و اغراض سیاسی پنهان است؟

همین که سینما پس از نشیب و فرازهای بسیار از بستر بیماری بلند شده، مردم و خانواده ها به آن روی خوش نشان داده اند، جای بسی خوشحالی و خوشوقتی است. با این وجود توضیح چند نکته پیرامون اقبال مردم به آثار کمدی و توجه کمتر به آثار دیگر از جمله فیلم های اجتماعی در زمانه فعلی ضروری است: اول اینکه سینمای کمدی در همه ادوار فروش خوبی داشته است و ابدا به دوره خاصی محدود نیست. مردم ما به این آثار عموما روی خوش نشان داده اند و فروش خوب این آثار صرفا مربوط به دوره فعلی نیست. دوم اینکه تمام فیلمنامه های کمدی که از ابتدای دولت سیزدهم تا کنون مصوب شده اند تنها در حدود سیزده درصد کل فیلمنامه های را شامل می شوند. دقت کنید تنها سیزده درصد! و این یعنی این که بخش اعظم فیلمنامه ها در حوزه های دیگر (کودک، اجتماعی، انقلاب و دفاع مقدس و...) مصوب شده اند. سوم اینکه در تمام ادوار شورای اکران ، مقرر شده کنداکتور اکران فیلم به گونه ای چیده شود که تقریبا همه سلایق مخاطبان سینمارو را پوشش دهد. همچنان که این موضوع در دوره فعلی نیز رعایت شده است. چهارم اینکه اگر مخاطب ما به فیلم های کمدی اقبال نشان می دهد و به سایر فیلم ها کمتر، نیاز به یک تحقیق و کاوش جامعه شناسانه و مردم شناسانه مفصل ، همه جانبه و عمیق از سوی خبرگان و کارشناسان حوزه های اجتماعی دارد و عجالتا «چرایی» استقبال از آثار کمدی ربطی به سازمان سینمایی ندارد.

از آنجا که رونق سینما صدای عده ای از سینماگران را بلند کرده که حتما خیرخواهانه و از سر انصاف بوده است ، ذکر چند نکته را خالی از لطف نمی دانم.

اولا فروش خوبِ یک فیلم لزوما نشانه ابتذال نیست. همچنان که ناکامی در جذب مخاطب و فروش پایین یک اثر دلیلی بر فرهیختگی و فرهنگی بودن آن اثر نیست. متوجه باشیم که جامعه ایرانی چند گام جلوتر از بسیاری از هنرمندان ما حرکت می کند. در علم اقتصاد، هزینه کردن معنای خودش را دارد. اگر مردم برای دیدن یک فیلم هزینه می کنند حتما به همان اندازه بهره می برند. مردم ما، مردم بسیار باهوشی هستند و مدیاهای مختلف سطح آگهی و بینش آنها را به شدت افزایش داده است. سینما هنر بسیار گرانی است، هنری است که اساسا در تعامل با مردم امکان حیات دارد دیگر نمی توان با نگاهی انتزاعی، مجرد و یکسویه و با همان پیش فرض های قبلی، به دور از سلایق مردم اثری را تولید کرد و توقع داشت مخاطب با ولع و اشتیاق به تماشای آن بنشیند. سینما محل تضارب آراء است. جایی است که خاطره مشترک می سازد.

ای کاش به ترازی در سینما برسیم که فیلمسازان ما در همه بخش ها از جمله آثار اجتماعی با اشراف به سلایق مخاطبان امروزی، با بهره‌وری از دانش و ضرورت های اجتماعی روز، آثاری تولید کنند که طیف های مختلف بتوانند مخاطب آن باشند.

در خاتمه باید همان مثال قدیمی وکلیشه شده اما به شدت کارآمد را اینجا بیاورم و آن اینکه ما همه مسافر یک کشتی هستیم. هر آسیبی که به این کشتی برسد در نهایت سرنوشت کشتی و سرنوشت ما را رقم خواهد زد. ناخدا عوض خواهد شد اما کشتی همچنان به راه خود ادامه خواهد داد. به خاطر دشمنی با ناخدا، کشتی را تخریب نکنیم! پس به خاطر نگاه شخصی و سیاسی نسبت به وزیر یا هر مقام دیگری سینما و حال خوب آن را تخریب نکنیم.

انتهای پیام/

نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر