فلاحتپیشه: اجراهای پراکنده «قصه ترانههای ماندگار» آزاردهنده بود/ جهان اثر با موسیقی ارتباط تنگاتنگ داشت
به گزارش خبرنگار گروه فرهنگ و هنر برنا؛ آرش فلاحتپیشه که در نخستین اپیزود بازنمایش «قصه ترانههای ماندگار» ایفای نقش کرده است، در گفتوگو با خبرنگار برنا درباره حضورش در این کنسرتنمایش گفت: من از اجراهای کاخ سعدآباد با این گروه همراه بودم. در آن اجرا در دو اپیزود بازی میکردم که در این اجرا حذف شدند و یک اپیزود جدید که افتتاحیه کار است، اضافه شد. برایم یک چالش جدید و جذاب بود. در اجرای سعدآباد کار یک مشکل بزرگ داشت که یک پیوندگان نداشت، اما در این اجرا این اپیزود آن را جبران کرد و به نوعی انگار تمام این اتفاقات زاییده ذهن نویسندهای است که معتاد هم هست و اول نمایش میبینیم؛ از این جهت خیلی جذاب است.
وی درباره پراکندگی اجراها عنوان کرد: چیزی که خیلی مرا آزار داد یکی اجراهای پراکنده بود و دیگری هم بیماری سختی که بیش از یک ماه با آن درگیر بودم و به زور سرم و آمپول خودم را به اجرا میرساندم. شکر خدا توانستیم این شرایط را سپری کنیم، اما فکر میکنم اگر این اتفاق نمیافتاد که ما آنقدر پراکنده اجرا برویم، مثل یک هفته آخر که تازه کار قوام گرفته بود، اتفاق بهتری رخ میداد.
فلاحتپیشه درباره تفاوت برقراری ارتباط میان بازیگرها و مخاطبان در سعدآباد و تالار وحدت بیان کرد: ارتباط با تماشاگر در تالار وحدت یا هر سالنی مقتضیات خودش را دارد. در کاخ سعدآباد فضا باز بود، اما اینجا هم یکی از تالارهای بزرگ و بسیار استاندارد ماست که هر کسی هم آرزوی اجرا در این سالن را دارد. طیف تماشاگرها نیز خیلی متفاوت است. تماشاگری که در کاخ سعدآباد میآید یک جنس دیگری است و حتی نوع فضای باز و برخوردی که دارد و شکل اتمسفری که در فضای باز به وجود میآید یک شکل دیگری است، اما به هر حال رسالت تئاتر این است که روی مخاطب تاثیر بگذارد.
وی اظهار کرد: باید الزامات بر اساس شرایط و فضا چیده شود تا بتواند ارتباط را به وجود بیاورد. یک بخشی نور و صحنه و لباس و ... است و یک بخش دیگر هم بازیگر است که باید درست جای خودش را روی صحنه پیدا کند، ارتباطش را با اجزا و اشیا بگیرد تا بتواند با تماشاگر هم ارتباط برقرار کند.
این بازیگر درباره تلفیق موسیقی با تئاتر در «قصه ترانههای ماندگار» گفت: این تلفیق خیلی اتفاق جذابی است، مخصوصا در این روزگار که ما شاهد این هستیم که این اتفاق خیلی به غلط رخ میدهد و به قول بعضی از اساتید که همیشه نگران بودند که مخاطب تئاتر تبدیل به مشتری نشود، گاهی شاهدیم که برای اینکه تئاتر بفروشد، رقص و آواز اضافه میشود، در حالی که هیچ ربطی هم به جهان اثر ندارد، اما در این اجرا تکلیف روشن بود. «قصه ترانههای ماندگار» اسم اثر بود و روایتگر قصههایی بود در ارتباط با تصنیفهایی که مردم با آنها خاطره دارند و اپیزودهای نمایشی که به نحوی دراماتورژی شد تا یک ارتباطی با تصنیفها داشته باشد.
انتهای پیام/